صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

صدای انقلاب

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۳۱ خرداد ۱۳۸۹ - ۱۱:۱۰  ، 
شناسه خبر : ۱۴۷۶۷۶

بصیرت: سخنان هفته گذشته رئیس جمهور در گفت‌وگوی تلویزیونی با مردم پیرامون موضوع حجاب واکنش های فراوانی را به‌ویژه در میان متدینین به دنبال داشت چنانکه شخصیت های دلسوزی همچون آیت‌الله جنتی و برخی ائمه جمعه نیز به آن واکنش نشان دادند، اما به نظر می رسد بررسی دقیق این موضوع بسیاری از اختلافات موجود در این باره را حل کند.
منکر و معروف در دین مبین اسلام اموری شناخته شده است و بی شک بدحجابی و حتی نه بی‌حجابی، از منکرات غیرقابل چشم پوشی در جامعه ای است که با هدف تعالی اهل آن جامعه تشکیل حکومت دینی داده است. این منکر خواه در حد چند تار مو باشد و خواه در حد کشف حجاب، نقض حکم الهی و مستوجب عقاب و منکر صریح اجتماعی است.
از سوی دیگر رشد پدیده بدحجابی در سال‌های اخیر و به‌ویژه از سال گذشته در کشور را نمی توان کتمان کرد. چنانکه گزارش‌های مستند دستگاه های ذی ربط و به جوش آمدن خون قاطبه جامعه از رواج این فساد اجتماعی، خود موید این موضوع است. اعتراضات و راهپیمایی های روزها و ماه های گذشته و درخواست بخشی از مردم از مسئولین برای چاره جویی در این زمینه نیز خود مزید بر علت است.
در این میان سخنان رئیس جمهور نیز نه تنها منافی منکر بودن بدحجابی نبوده بلکه منافی با نهی از این منکر در جامعه توسط دستگاه های ذی ربط و مردم نیز نیست. و باز هم آنچه از سخنان احمدی نژاد بر می آید، نفی رشد این پدیده در جامعه دینی ایران نیست هر چند آنچه از لحن کلام احمدی نژاد بر می‌آید، کم اهمیت نشان دادن این موضوع است.
اما به نظر می رسد آنچه مورد انتقاد و محل اختلاف احمدی نژاد با دیگران در موضوع بدحجابی است، نحوه مقابله با این پدیده است. اگر بدحجاب ها در جامعه را ذیل چهار گروه کلی تقسیم بندی کنیم، شاید بتوان بهتر در این زمینه بحث کرد.
جای شک نیست که گروهی از بدحجابان و بی حجابان حاضر در جامعه، به‌صورت سازماندهی شده و با حمایت مالی دست های بیگانه در ایران اسلامی به دنبال ترویج بدحجابی با هدف نابودی پایه های فرهنگی جامعه دینی هستند. در کنار این دسته سازماندهی شده، می توان گروه دومی را متصور بود که آن گروه نیز متاسفانه با هدف فحشا و فساد و به این دلیل که امر فحشا به راهی برای گذران زندگی‌اشان تبدیل شده است، به ترویج امر بدحجابی و بی حجابی مبادرت می ورزند.
دسته سوم را می توان اشخاصی توصیف کرد که امر بدحجابی و ترویج آن را به نوعی مبارزه سیاسی و دهن کجی به نظام اسلامی می دانند و از این رو بر امر بدحجابی اصرار می ورزند که البته تعداد این افراد زیاد نیست. اما دسته چهارم گروهی هستند که نه به دلیل سازماندهی شدن در داخل و یا خارج و نه به‌خاطر تن دادن به فحشا و نه به دلیل اعتراض سیاسی، بلکه تنها به دلیل چشم و هم چشمی‌ها و الگوبرداری هایی که در واقع ثمره تلاش سه گروه اول به همراه تبلیغات شبکه‌های ماهواره‌ای و بوده در دام بدحجابی گرفتار شده اند.
این ابتدای تفکیک، ابتدای تدبیر بر سر نحوه برخورد با بدحجابی و اصلاح آن است.برخورد با هر یک از این گروه ها اقتضائات خود را دارد چنانکه که قطعاً راه برخورد با دو و یا حتی سه گروه نخست احتیاج به کار اطلاعاتی قوی و شناسایی شبکه و برخورد شدید و قانونی و انتظامی دارد، اما برخورد با گروه چهارم مستلزم طیفی از رفتارهاست که شامل اقدام فرهنگی تا برخورد قانونی و انتظامی اما متفاوت با گروه های دیگر است. قطعاً در برخورد انتظامی با گروه چهارم نباید برخوردی همچون برخورد با یک مجرم صورت بگیرد که قطعا این برخورد می‌تواند اثر عکس داشته باشد. مگر آنکه تصمیم نانوشته ای برای افزایش سه گروه نخست بواسطه برخورد غیرمعقول و انتظامی با گروه چهارم وجود داشته باشد.
و آگاهان امر به خوبی می دانند، برخورد با مروجین سازماندهی شده اولویت دار ترین اقدامی است که نیروی انتظامی می تواند انجام دهد. تجربه برخورد با اراذل و اوباش سازمانی در سال های گذشته و نسبت آن با کاهش چشمگیر جرم در مناطقی که این طرح نیز برگزار شد، خود مویدی بر این مدعا است. نیروی انتظامی با اشراف اطلاعاتی بر شبکه های سازماندهی شده برای ترویج بی حجابی به راحتی می تواند با این شبکه ها برخورد کند.
به نظر می رسد در ماه‌های اخیر دستگاه متولی برخورد انتظامی با این پدیده به‌جای برخورد با جریان‌های ساماندهی شده ترویج بدحجابی و بی حجابی، آسانترین راه برای کاهش فشارهای موجود بر دستگاه خود را برخورد با دسته چهارم دانسته اند. چنانکه گزارش های رسمی و غیر رسمی منتشر شده از اقدامات نیروی انتظامی نیز حاکی از آن است که این نیرو اولویت خود را در موضوع برخورد با بدحجابی بر برخورد با گروه چهارم قرار داده است.
این در حالی است که گزارش‌ های نهادهای نظارتی نیز از افزایش قابل توجه برخوردهای تند و زننده در رویکرد انی نیرو حکایت دارد و حال آنکه به‌کارگیری برخی نیروهای بدون صلاحیت برای این امر که در مشاهدات مختلف میدانی و گزارش‌های رسمی از آن یاد شده است، امری است که بارها و بارها بهانه به دست دشمنان ایران اسلامی برای تبلیغات همه جانبه علیه نظام اسلامی داده است. و شاید این همان نکته ای بود که رهبر معظم انقلاب نیز در دیدار اخیر با فرماندهان نیروی انتظامی بر روی آن دست گذاشتند که نیروی انتظامی باید با پدیده فساد اجتماعی برخورد کند ولی این برخورد به صورتی صحیح صورت بگیرد.
در این میان آنچه از لحن سخنان احمدی نژاد در رابطه با برخورد با گروه چهارم بر می آید، عدم اعتقاد به هر نوع برخورد با این گروه به بهانه اشتباهات گزارش شده از سوی نیروی انتظامی بود که مطابق برآنچه پیش از این رفت، اگر نگاه واقعی رئیس جمهور اینچنین باشد، قطعا غیر قابل پذیرش است.
همچنین به نظر می رسد، در کنار سخنان دلسوزانه برخی منتقدان اظهارات رئیس‌جمهور، برخی اظهارنظرهای غیر منصفانه نیز مبنی بر اینکه این سخنان برای جلب نظر مردم صورت گرفته و یا متهم کردن رئیس دولت به انکار منکر حجاب و نهی از آن شکل گرفته که برگرفته از نا آگاهی نسبت به منطق این سخنان و همچنین بعضاً غرض ورزی های سیاسی است.
نکته دیگری که رئیس‌جمهور در مصاحبه تلویزیونی خود بیان کرد پراکندگی دستگاه‌های فرهنگی است، به طوری که با وجود سازمان‌هایی مانند تبلیغات اسلامی، صداوسیما، شورای حوزه و... که پاسخگویی در قبال دولت ندارند و دولت تنها باید در آخر هر سال بودجه آن‌ها را دو دستی تقدیم کند، دور از انصاف است که در هنگام مطالبه، نوک تیز انتقادها فقط متوجه دولت شود و از آن خواسته شود که با برخوردهای تند خیابانی مسئولیت بی‌عملی دیگران را برعهده بگیرد.
نهایت آنکه افراط نیروی انتظامی در برخورد نادرست با فساد بد حجابی نباید به تفریط بی عملی منجر شود هر چند که در این میان ماهیگیرانی سیاست ورز و زبردست آماده اند تا همچون پنج سال گذشته از این آب گل آلود ماهی خود را صید کنند. به نظر می رسد فرمایش رهبر انقلاب فصل الخطاب این کلام باشد که در آن هم اصل برخورد با این موضوع مورد تاکید قرار گرفته است و هم دقت در نوع برخورد مورد تاکید است.
علی نادری
 

نام:
ایمیل:
نظر: