بصیرت:ینالملل امریکای لاتین که همواره با شور چپگرایی و فریاد ضدسرمایهداریاش در اذهان تداعی میشود به تدریج با مرزبندیهای فکری و سیاسی تازهای روبهرو میشود که این قاره را به دو قطب مخالف تقسیم میکند.
در یک سوی این مرز، چپها و ضدامریکاییهایی مانند دولتهای بولیواری بولیوی، کوبا، اکوادور، نیکاراگوئه و ونزوئلا قرار میگیرند و در جناح راست کشورهایی که ایالات متحده تلاش گستردهای را برای جذب آنها به کار بسته است. تنش میان جناح دولتهای دوست واشنگتن و بلوک بولیواری رو به افزایش است. این تنش در عرصه انتخابات و حوزه سیاست خارجی امریکای لاتین، نمود بارزی دارد. جدال دیپلماتیک در آستانه دیدار نخستوزیر ترکیه با رهبران چپگرای منطقه بویژه لولا داسیلوا یک مثال تازه است. مثال دیگر این رویارویی در سفر ماه گذشته هیلاری کلینتون به پایتختهای امریکای لاتین آشکار شد. کلینتون در این سفر به صراحت از نزدیکی رهبران منطقه به ایران ابراز نگرانی کرد. نگرانی کلینتون با تشکیل مثلث دوستی ایران، برزیل و ترکیه جنبه ملموستری پیدا نمود. هضم این آرایش سیاسی در امریکای لاتین، برای واشنگتن دشوار شده است. بر این مبنا اوباما از چند ماه پیش توان سیاسی بالایی را برای بسیج دوستان خود به کار بسته است. امیدهای اوباما بر سه ضلع غربگرا است.
ابتدا در کلمبیا او از مانوئل سانتوس حمایت کرد که جانشین آلوارو اوریبه شده و در قامت رهبر راستگرایان این کشور ظاهر گردیده است. کاخ سفید امیدوار است سانتوس سیاستهای داخلی اوریبه را بیکم و کاست ادامه دهد و در عرصه سیاست خارجی روش هجومیتری در قبال چپگراهای لاتین بویژه هوگوچاوز رئیسجمهور ونزوئلا دنبال کند. اوریبه هرگز تلاش نکرد آن دسته از چریکهای فارک را که در خاک ونزوئلا پنهان شدهاند دنبال کند و جنگ را به محدوده همسایگان بکشاند اما سانتوس تحت تشویق غرب نسبت به رویارویی نظامی با ونزوئلا بیمیل نیست.
اندکی پیش از کلمبیا کاخ سفید نگاه خویش را به شیلی معطوف کرد که پس از 20 سال به راست میانه رو کرد. «سباستین پینرا»ی تاجر اینک رئیسجمهور شیلی است و حضور وی در این سمت، کشور را بطور خودکار از کمپی به بلوکی دیگر منتقل کرده است. در شمالیترین سرزمینهای متعلق به لاتینها، مکزیک نیز سومین تکیهگاه اوباما است. البته فلیپه کالدرون رئیسجمهور مکزیک سعی کرده از مداخله در رویاروییهای ایدئولوژیکی در امریکای لاتین برحذر باشد و دست به ماجراجویی خارجی نزند. با وجود خویشتنداری راستها و چپها در مسائل منطقهای مورد اختلاف، آهنگ سیاست خارجی ایالات متحده بهگونهای است که احتمال میرود کلمبیا و ونزوئلا به نیابت از این دو قطب رو در روی یکدیگر قرار بگیرند. روزهای آینده باید شاهد وقوع تحولات جدید در حیاط خلوت دیروز امریکا بود. پینرا باید کشورش را که در اوایل ریاستش قربانی زلزله شد بازسازی کند؛ برزیل چپگرا در اندیشه حفظ و گسترش قدرت اقتصادی و نقشهای جهانیاش است و در عین حال برای انتخابات ریاست جمهوری طی ماههای آینده آماده میشود؛ چپگراهای دیگری مانند نیکاراگوئه و بولیوی نیز باید تصمیمگیریهای مهم درباره مسائل کلان منطقهای اتخاد کنند. در این میان ونزوئلا به عنوان قطب جریان ضدامپریالیسم و کلمبیای امریکایی تنها بازیگران شاخصی هستند که جنگ چپ و راست را هدایت میکنند. چپها و راستهای لاتین تا به امروز با یکدیگر مدارا کردهاند اما چاوز و سانتوس خبر از وقوع یک توفان سهمگین قارهای میدهند.