صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۶ تير ۱۳۸۹ - ۱۰:۵۰  ، 
شناسه خبر : ۱۴۷۹۲۲
نگاهی بر طرح ریاضت اقتصادی در اروپا

على تتماج
کشورهای اروپایی به نام مروجان نظام سرمایه داری یا همان لیبرالیسم غربی در سال های اخیر با بحرانی بزرگ به نام ناکارآمدی این دیدگاه مواجه شده اند که نمود آن را در بحران اقتصادی اروپا و آمریکا می توان مشاهده کرد.
کشورهای غربی با برگزاری اجلاس های متعدد در سال 2009 در سطح اتحادیه اروپا و حتی گروه 20 سعی کردند تا به نحوی بحران اقتصادی فلج کننده بر قاره سبز را مرتفع سازند و در اواخر سال نیز با برخی آمارها چنان وانمود کردند که به موفقیت هایی در این عرصه دست یافته اند.
هرچند غربی ها با این ادعا سعی داشتند تا به نحوی مانع از تکرار سرنوشت نظام کمونیستی برای لیبرالیسم و نظام سرمایه داری شوند اما دور جدید بحران اقتصادی این ادعاها را با چالش مواجه ساخت.
آغاز این روند را در تشدید بحران های اقتصادی یونان می توان مشاهده کرد که با موجی از اعتراض های مردمی همراه شد. کشورهای اروپایی در حالی با اختصاص کمک های اقتصادی به یونان سعی در پایان دادن به بحران را داشتند که گسترش دامنه بحران اقتصادی به اکثر کشورهای اروپایی بار دیگر فضایی از بحران اقتصادی را بر سراسر اروپا حاکم ساخت، به گونه ای که بسیاری از کشورهای اروپایی طرح ریاضت اقتصادی را در پیش گرفتند. بر اساس این طرح دولت ها با حذف بسیاری از هزینه ها در عرصه خدمات اجتماعی خواستار مشارکت مردمی برای برون رفت از بحران اقتصادی شدند. کشورهای اروپایی همچنین بودجه 750 میلیارد یورویی را برای کمک به کشورهای بحران زده تصویب کردند.
در بررسی دلایل دور جدید بحران اقتصادی حاکم بر اروپا چند نکته قابل توجه می باشد که بر گرفته از سیاست های داخلی و جهانی این قاره است:
الف) هرچند غربی ها برای خروج از بحران، بسته های اقتصادی متعددی را طراحی و صدها میلیارد یورو نیز در این زمینه هزینه کردند اما رویکرد آنها به اصول شکست خورده نظام سرمایه داری مانع از تحقق اهداف آنها شد. در شرایطی که بحران اقتصادی زندگی شهروندان اروپایی را تحت الشعاع قرار داده بود، دولت ها بار دیگر سرمایه بانک ها و بودجه های میلیارد یورویی بسته های اقتصادی را در خدمت رسانی به شرکت ها و صاحبان سرمایه قرار دادند، امری که نه تنها بحران اقتصادی را رفع نساخت بلکه ابعاد جدیدی از فقر و بی ثباتی اجتماعی را برای مردم اروپا به همراه داشت. به عبارتی دیگر اصرار بر حفظ اصول نظام سرمایه داری بار دیگر شکست اقتصادی اروپا را به همراه داشت.
ب) از نکات مطرح در اتحادیه اروپا شکاف و اختلافات گسترده میان 28 عضو اتحادیه است. هر چند اروپایی ها با ایجاد دو سمت رئیس و وزیر امور خارجه اتحادیه اروپا برای خروج از بن بست اختلافات تلاش کردند اما در نهایت این روند نیز نتیجه ای به همراه نداشت. کشورهای کوچک اروپایی تأکید دارند که کشورهای بزرگ اروپا آنها را استثمار کرده و بحران اقتصادی و اجتماعی حاکم بر این کشورها نیز نتیجه این روند است. از سوی دیگر کشورهای بزرگ اروپا نظیر آلمان، فرانسه، انگلیس، اسپانیا و ایتالیا نیز با یکدیگر اختلافات ریشه ای دارند که خود بر روابط کل اروپا تأثیرگذار بوده است.
ج) ادامه دوری از تحولات داخلی و تأکید اکثر کشورهای اروپایی به جنگ طلبی در افغانستان تحت نام ناتو هزینه های بسیاری برای اروپا به همراه داشته که مستقیماً بر اقتصاد این کشورها تأثیر منفی گذاشته است.
د) از مهمترین نکات مطرح در بحران اقتصادی اروپا، تأکید این کشورها بر هم سویی با آمریکا است. در شرایطی که آمریکا همچنان در شدیدترین بحران اقتصادی قرار دارد ، اروپایی ها با نام حفظ اتحاد سنتی به روابط اقتصادی با آمریکا بر اساس معیارهای این کشور ادامه دادند که نتیجه آن ادامه تزریق بحران اقتصادی آمریکا به اروپا بود.
نکته مهم آنکه همگرایی اروپا به آمریکا موجب شد تا اروپایی ها از سرمایه های موجود در بسیاری از کشورها محروم شده و عملاً در حاشیه تحولات جهانی قرار گیرند. همگرایی اروپا با آمریکا موجب شد تا از یکسو بسیاری از کشورها از روابط گسترده اقتصادی با اروپا خودداری کنند و از سوی دیگر تحت تأثیر خواست آمریکا، اروپایی ها به صف آرایی در برابر برخی کشورها پرداختند که نتیجه آن شکست اقتصادی اروپا بود که نمود آن را در روابط اروپا با کشورهایی مانند ایران، روسیه، چین، کشورهای آمریکای لاتین و ... می توان مشاهده کرد.
به هر تقدیر در بررسی تحولات اروپا می توان گفت که دور جدید بحران اقتصادی حاکم شده بر اروپا میخ دیگری بر تابوت نظام سرمایه داری و لیبرالیسم غربی است که نشانه ای دیگر بر شکست و ناکارآمدی آن در حل چالش های اقتصادی جهان است. این روند در نهایت به کاهش نقش اروپا در عرصه جهانی مبدل خواهد شد به ویژه اینکه افکار عمومی جهان لیبرالیسم غربی را نیز مانند کمونیسم اندیشه ای سوخته و ناکارآمد می داند که نه تنها حلال مشکلات نمی باشد بلکه خود بخش عمده ای از بحران های اقتصادی و اجتماعی بشریت را تشکیل می دهد. اکنون جهان برای خروج از بحران اقتصادی و اجتماعی صرفاً یک راه حل را در پیش روی خود می بیند و آن بهره گیری از اقتصاد اسلامی است که کارایی و کارآمدی خود را به طور عملی به اثبات رسانده و حتی برخی کشورهای غربی نیز به صورت پنهان و آشکار از آن به عنوان تنها راهکار خروج از بحران کنونی یادکرده و به دنبال اجرای آن می باشند.

نام:
ایمیل:
نظر: