صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

صدای انقلاب

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۹ تير ۱۳۸۹ - ۱۰:۴۴  ، 
شناسه خبر : ۱۴۸۲۱۶

بصیرت: اگرچه امروز برخی مدعیان، داد طرفداری از اخلاق و لزوم رعایت حقوق مخالفین و ... را سر می‌دهند، ولی عملکرد گذشته آنان، کارنامه ای صد در صد خلاف آن را عرضه می کند. این در حالی است که افرادی چون شهید بهشتی ، که اتفاقاً مورد تهمت انحصارطلبی و بی اخلاقی سیاسی بودند، در تمام دوران ها و به دور از هیاهو، عملاً به این مسائل پایبندی داشتند.آقای پیشگاهی فرد که بیش از 20سال از نزدیک با شهید بهشتی آشنایی داشته و در ابتدای انقلاب مسئول صدا و سیمای اصفهان بوده است، خاطره ای خواندنی از همین مسئله دارد:
"بنی صدر پس از رسیدن به مقام ریاست جمهوری، برای سفر به اصفهان برنامه داشت؛ هرچند که او به شهرهای مختلف مسافرت کرده بود، اما اصفهان جایگاه خاصی برای او داشت ... از این رو طرفداران بنی صدر در اصفهان به رادیو تلویزیون فشار می آوردند که باید درباره این سفر تبلیغات گسترده ای بشود. ... در همان زمان آقای عبدالله نوری با من تماس گرفت و پرسید: «بنی صدر می خواهد در روز عید مولود رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) به اصفهان بیاید. شما می خواهید چه کاری بکنید؟» گفتم: «ما در این مورد هنوز به نتیجه ای نرسیده ایم. مانده ایم که چه کنیم.» گفت: «شما به اینجا (تهران) بیا تا به یک جمع بندی برسیم.» بنده که از قبل تصمیم گرفته بودم برای مشورت باآیت الله بهشتی به تهران بروم، پذیرفتم و از این رو به محض ورود به تهران، نزد آقای نوری رفتم. به هر حال او در آن زمان مسئول مستقیم من بود (در آن زمان آقای عبدالله نوری همراه با آقای علی اکبر محتشمی پور به عنوان سرپرست [صدا و سیما] در طبقه سیزدهم محل استقرار مدیر عامل فعالیت داشتند). وی [عبد الله نوری] در آن ملاقات به من گفت: «می خواهی چه کنی؟» گفتم: «چه کار می شود کرد؟ بالاخره بنی صدر به عنوان رئیس جمهور مملکت به اصفهان می آید.» گفت: «نه، باید ترفندی اندیشید تا مردم در مراسم استقبال او شرکت نکنند.» گفتم: «آقای نوری چنین چیزی امکان ندارد. ...» گفت: «نه، من به شما می‌گویم چه کار کنی.» او پس از مشورت با آقای محتشمی مرا واداشت که فیلم سینمایی «محمد رسول الله (صلی الله علیه و آله)» را که هنوز پخش نشده و در اکران سینمایی با استقبال رو به رو شده بود، با اعلام قبلی در همان ساعت سخنرانی بنی صدر از تلویزیون پخش کنم. نوری معتقد بود از آنجا که خیلی‌ها این فیلم را ندیده اند، ولی تعریف آن را شنیده اند، با استقبال عمومی رو به رو می شود. کپی فیلم را ه به من داد. من در پاسخ گفتم: «آقای نوری این کار غیر ممکن است و از طرفی با عث مظلوم نمایی بنی صدر می شود.» گفت: «نه نگران نباش. باید از اینکه جمعیت زیادی برای سخنرانی او در میدان امام جمع شوند، جلوگیری کرد.» با وجود آنکه کپی فیلم را از عبدالله نوری گرفتم، اما برای مشورت به منزل شهید بهشتی رفتم. ... در آن ملاقات قضیه آمدن بنی صدر به اصفهان را گفتم و نظرش را پرسیدم. آقای بهشتی با آرامش پاسخ داد: «خب اینکه مسئله ای نیست، بنی صدر به همه استان ها می رود.» گفتم: «امکان آن هست که میدان امام مملو از جمعیت بشود.»گفت: «خب پر بشود.» گفتم: «آقای بهشتی شما خودتان بهتر می دانید، این موضوع موجب می شود که او دوباره هیاهو راه بیندازد و علیه شما تبلیغ کند و سفر او بهانه ای برای کوبیدن شما بشود و باز ماجرای شعار و سوت و کف تجدید بشود. ما که نمی‌توانیم گزارش آن را پخش نکینیم. از همین حالا هم آمده اند و می گویند اطلاعیه‌های مربوط به سفر رئیس جمهور را پخش کنید.» گفت: «خب بکنید.» گفتم: «شما خیلی بزرگوارید، در حالی که او علیه شما این همه فحاشی می کند.» در این موقع آن شهید عزیز گفت: «آقای پیشگاهی، شما حساب ما را جدا کنید. آن یک بحث جداگانه‌ای بین ما و آنهاست که تکلیف آن را امام باید مشخص کند. فعلاً او رئیس جمهور قانونی مملکت است و مردم به رئیس‌جمهورشان علاقه مندند. شما می خواهید چه کارکنید؟»گفتم: «پس آقا باید یک مسئله دیگر را برایتان بگویم. من امروز پیش رئیسمان، آقای نوری، بودم . ایشان یک برنامه و ترفند دیگری در این باره دارد.» گفت:«چه هست؟» گفتم: «ایشان می گوید در روز ورود بنی صدر به اصفهان فیلم محمد رسول الله (صلی الله علیه و آله) را پخش کنید.» در این هنگام چهره شهید بهشتی کاملاً بر افروخته [شد] و با حالتی برآشفته گفت: «برو به آقای نوری بگو آیا ما می خواهیم از این به بعد با این روال و سیستم حقانیت خود راپیش ببریم؟ این چه نوع سیاست بازی است؟ چه اشکالی دارد که مردم از رئیس جمهور استقبال کنند؟ اگر او به امام وفادار ماند چه بهتر، وگرنه همین مردم او را بیرون می اندازند. این سیاست بازی ها را کنار بگذارید.» بدین ترتیب با این رهنمود شهید بهشتی به اصفهان بازگشتیم و تبلیغات هم از تلویزیون پخش شد."
(خاطرات محمد پیشگاهی فرد انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی صفحات 221 تا 224)
 

نام:
ایمیل:
نظر: