صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

صدای انقلاب

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۲ تير ۱۳۸۹ - ۱۱:۱۱  ، 
شناسه خبر : ۱۴۸۳۰۲

بصیرت: کرج به عنوان مهاجرپذیرترین شهر
2 دهه پیش هفته گذشته با تصویب نمایندگان خانه ملت به مرکز استان البرز درآمد تا بخش عمده‌ای از نیازهای عمرانی، فرهنگی و سیاسی‌اش بیرون از سایه سنگین کلانشهری چون تهران و به صورت مستقیم برآورده شود. به عقیده بسیاری از تئوریسین‌های شهرسازی نیز وجود 2 کلانشهر مهاجرپذیر در کنار یکدیگر به نابودی بسترهای توسعه پایدار میان‌منطقه‌ای (حدفاصل حریم 2 شهر) خواهد انجامید، بنابراین می‌توان استان شدن کرج را یکی از گام‌های موثر نظام در جهت سند چشم‌انداز 1404 عنوان کرد اما در این میان نگاهی به وضع مهاجرپذیری، رشد جمعیت و بررسی نسبت این فاکتورها در شهرستان کرج به کل استان تهران می‌تواند نمای روشنی از وضعیت جمعیت‌شناسی این شهرستان در حال رشد ارائه‌ کند. بر اساس نتایج سرشماری سال۸۵، از قریب به ۷۰میلیون و ۵۰۰هزار نفر جمعیت کل کشور در آبان سال۸۵ بیش از ۱۳میلیون و 400 هزار نفر در استان تهران ساکن بوده‌اند که ۱۹ درصد کل جمعیت کشور را شامل می‌شود. با این حساب روند افزایشی سهم استان تهران از جمعیت کشور که در طول 3 دهه ۴۵ تا ۷۵ بی‌وقفه تداوم داشته، در دهه 8۵- 7۵ نیز همچنان به افزایش خود ادامه داده است که این افزایش سهم، حتی بسیار بیشتر از 2 دهه قبلی است. بار اصلی این مهاجرت‌ها را شهرستان‌های شهریار، رباط کریم و کرج بر دوش کشیده‌اند به گونه‌ای که از کل ۷۸۴ هزار مهاجرت خالص دهه گذشته به استان تهران از خارج آن، حدود ۲۶۷ هزار نفر در شهرستان‌های شهریار و رباط‌کریم، ۱۴۷ هزار نفر در شهرستان کرج و ۷۶ هزار نفر در شهرستان‌های ورامین و پاکدشت سکنی گزیده‌اند و فقط نزدیک ۱۹ هزار نفر محل اقامت جدید خود را شهرستان تهران قرار داده‌اند. در طول سال‌ها ۷۵ تا۸۵، کاهش سهم شهر تهران از جمعیت کشور که از دوره 6۵- 5۵ آغاز شده بود ادامه یافت و به ۱/۱۱ درصد رسید که حاکی از تداوم روند محدود شدن مهاجرت به این شهر در طول ۱۰ ساله گذشته است. طی سال‌های یاد شده، در مقابل ورود ۸۶۰ هزار نفر مهاجر به شهرستان تهران، بیش از یک‌میلیون و ۲۲۰ هزار نفر این شهرستان را به مقصد دیگر نقاط استان تهران یا دیگر استان‌های کشور ترک کرده‌اند. مقوله مهاجرت به تهران به صورت جدی از اوایل دهه 40 شمسی همزمان با هجوم گسترده جمعیت از سراسر ایران به سوی پایتخت مورد توجه نظام برنامه‌ریزی‌ کشور قرار گرفت که اوج آن در مصوبه خردادماه سال ۴۶ هیات وزیران وقت درباره ممنوعیت استقرار صنایع در محدوده ۱۲۰ کیلومتری تهران تجلی یافت (رشد جمعیت شهر تهران طی دوره 4۵- 3۵ سالانه ۷ درصد بوده است). از آن زمان تاکنون مساله مهاجرت و پیامدهای اقتصادی و اجتماعی آن همواره به عنوان یکی از معضلات اساسی تهران مطرح بوده و در سطح وسیعی مورد توجه پژوهشگران و برنامه‌ریزان کشور قرار گرفته و مطالعات متعددی درباره آن انجام شده و سیاست‌های متنوعی نیز از سوی دولت‌های مختلف برای مواجهه با آن اتخاذ شده و به مرحله اجرا درآمده است. این سیاست‌ها به رغم اینکه نتوانسته‌اند نتایج مورد انتظار را به طور کامل برآورده کرده و مهاجرت به تهران را به نحو مطلوبی کنترل کنند اما به هر حال در کاهش سرعت این پدیده تا حدودی موفق عمل کرده‌اند. در نتیجه ایجاد محدودیت‌های سیاستی و غیرسیاستی مختلف برای مهاجرت به تهران طی چند دهه گذشته، نرخ رشد جمعیت این شهر که در سال ۴۵ بیش از 2 برابر نرخ رشد جمعیت کل کشور بود (۷ درصد در مقابل ۱۳/۳ درصد) کاهش یافت و به ۳/۴ درصد در سال ۵۵، ۹/۲ درصد در سال ۶۵ و ۱۳/۱درصد در سال ۷۵ رسید در حالی که در همین سال‌ها، نرخ رشد جمعیت کشور به ترتیب۷۱/۲، ۹۱/۳ و ۹۶/۱درصد بود. در نتیجه این تحول، سهم شهر تهران از جمعیت کشور که از ۶/۱۱ درصد سال ۴۵ به ۴/۱۳درصد در سال ۵۵ افزایش یافته بود در سال‌های ۶۵ و ۷۵ به ترتیب به ۲/۱۲ و ۳/۱۱ درصد فروکاسته شد. البته وقوع چنین پدیده‌ای نتیجه کند شدن واقعی روند مهاجرت به شهر تهران نبود بلکه مهاجران با برخورد به سد مشکلات در تهران به فضاهای پیرامونی آن هجوم آوردند. در واقع حصول چنین نتیجه‌ای به قیمت تخریب اراضی کشاورزی غرب، جنوب غرب و تا حدی جنوب استان تهران صورت گرفت. در دوره 7۵- 6۵، بیش از ۵۰۵ هزار نفر از جمعیت شهرستان تهران آن را ترک کرده و غالب آنان در شهرستان‌های شهریار، رباط‌کریم و کرج سکنی گزیدند. این در حالی است که در این مدت فقط نزدیک ۴۵ هزار نفر از دیگر نقاط استان تهران به شهرستان تهران مهاجرت کردند. در دوره 7۵- 6۵ تراز کل مهاجرت به شهرستان تهران، منفی ۳۷۶ هزار نفر بوده است. نتیجه آنکه، با وجود کاهش سهم شهر تهران از جمعیت کشور، سهم استان تهران از جمعیت کشور در 3 دهه یاد شده همواره صعودی بوده و از ۴/۱۳درصد در سال ۴۵ به ۲/۱۷درصد در سال ۷۵ افزایش یافته، هرچند نرخ رشد جمعیت استان تهران در طول این سال‌ها روندی کاهشی داشته و از ۴۳/۴ درصد سال ۵۵ به ترتیب به ۲۷/۴ و ۴۸/۲ درصد در سال‌های ۶۵ و ۷۵ تقلیل پیدا کرد اما برخلاف شهر تهران، از نرخ رشد جمعیت کل کشور پایین‌تر نیامد. بنابراین استان شدن کرج در کنار فواید و مزایای آشکار و پنهانش باید با اولویت‌های توسعه پایدار صورت گرفته و دولت با اهرم‌های استانی و ملی خود جلوی رشد مهاجرت‌پذیری در این استان تازه‌تاسیس را بگیرد.
بهرنگ فتوحی
 

نام:
ایمیل:
نظر: