صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۴ تير ۱۳۸۹ - ۰۸:۰۴  ، 
شناسه خبر : ۱۴۸۳۵۱

بسم الله الرحمن الرحیم
بصیرت: باراک اوباما رئیس‌جمهور آمریکا که این روزها رسانه‌های بین‌المللی از او به عنوان یک رئیس‌جمهور "دستپاچه" و "بحران زده" یاد می‌کنند، در ادامه سیاستهای ضد ایرانی خود، لایحه تحریم یکجانبه ایران و منع دسترسی تهران به واردات فرآورده‌های نفتی و محدودیت بانکی را امضا کرد.
اوباما، درحالی تحریم یکجانبه آمریکا علیه ایران را نهایی کرد که برخی شخصیتها و نهادهای مالی و اقتصادی آمریکا با توجه به تصویب تحریم جدید شورای امنیت علیه ایران، از هرگونه تحریم یک جانبه ضدایرانی به عنوان خودزنی آمریکا و ضربه بزرگی به شرکتهای آمریکایی انتقاد کرده بودند. با اینحال، اوباما همزمان با امضای این تحریم مدعی شد "با این تحریم ها، ما قلب دولت ایران را برای تأمین هزینه برنامه‌های اتمی‌اش هدف قرار داده‌ایم." وی تاکید کرد هدف این تحریم ها، اعمال فشار بیشتر به ایران برای توقف برنامه‌های اتمی است. اینکه رئیس‌جمهور بحران زده آمریکا با اجرای این سیاست فراقانونی تا چه اندازه به اهدافش خواهد رسید، علیرغم آنکه گمانه زنی کارشناسان و سیاستمداران خبره و کارآزموده بر ناتوانی و ناکارآمدی این راهکار در رساندن او به هدف دلالت دارند، ولی شاید عامل گذشت زمان بتواند او را نیز مثل دیگر روسای جمهور آمریکا که از 30 سال پیش انواع سیاستهای خصمانه علیه جمهوری اسلامی ایران را بکار بسته و همه ساله چنین برگه‌هائی را امضاء‌می کردند، از حالت "خودشیفتگی" به "خود آگاهی" برساند و سر او را نیز مانند اسلافش به سنگ بزند که اینگونه لجاجت‌ها آمریکا را به اهدافش نخواهد رساند.
کارشناسان غربی، فوری‌ترین دستاورد این تحریم یکجانبه علیه ایران را تشدید روحیه استکبارستیزی ملت ایران و عاملی برای تسریع در رسیدن ایران به خودکفایی در تولید بنزین تفسیر می‌کنند و از نقطه نظر آنها مهمترین حاصل این اقدام، محروم شدن مجدد کمپانیهای آمریکا از بخشی از بازار انرژی ایران و فروش فرآورده‌های نفتی است. براساس ارزیابی کارشناسان با مسیری که اوبامای باصطلاح "تغییر طلب" در آن قرار گرفته، که هیچ تفاوتی با سیاستهای "جنگ طلبانه" دوران بوش ندارد، به جای آنکه آمریکا را به اهدافش برساند و ایران را وادار به تسلیم و دست کشیدن از پیگیری فناوری هسته‌ای کند، سیاست آمریکا را دچار انکسار جدی خواهد کرد و هزینه‌های سنگین تحریم ایران برای اوباما دقیقاً همان چیزی است که در محاسبات اخیر آمریکائی‌ها به درستی لحاظ نشده است. آنها معتقدند:
1 - کارنامه یکسال و نیم گذشته دولت اوباما در قبال ایران نشان می‌دهد که مسأله ایران همچنان از محوری‌ترین ابعاد و سیاست خارجی آمریکاست و احیای جایگاه آمریکا در خاورمیانه، عراق و افغانستان و حتی تا اندازه‌ای در تعامل با روسیه، چین و اروپا منوط به حل این مشکل است. چالش آمریکا در موضوع ایران مبین آنست که جمهوری اسلامی ایران هدفی سخت و دژی نفوذناپذیر برای آمریکاست و ارائه نظریه ها، گزینه ها، راهکارها و تعیین استراتژیها در طول سی سال گذشته نتوانسته آمریکائیها را به هدف ایجاد تغییر در ایران و شکست مقاومت ملت ایران نزدیک کند. از این رو، اوباما علیرغم معضلات و بحران‌های پیچیده اقتصادی و اجتماعی در آمریکا، کفه سنگین تلاشهای خود را برای حل موضوع ایران قرار داده ولی هر بار این راهکارها او را از رسیدن به هدف دورتر کرده‌اند.
2 - عملکرد کاخ سفید پس از روی کار آمدن اوباما و ادعای رویکرد تغییر و تعامل با ایران و برخی اقدامات غیرعملی و صرفاً ظاهرسازانه که بیش از هر چیز جنبه لفظی داشته، به این معنا بود که سیاست بوش در قبال ایران از مقبولیت و کارآیی برخوردار نیست و تنها به منزوی شدن آمریکا در عرصه جهانی و انتقاد افکار عمومی ملتها از کاخ سفید منجر شده است لذا مدعی بهبود مناسبات با ایران شد. اما اجرای همزمان سیاستهای خصمانه علیه ایران و بازسازی نسخه چماق و هویج بوش نشان داد که "باز"‌ها همچنان در کاخ سفید لانه دارند و خبری از تغییر در کار نیست و فقط بناست هویج این سیاست را کمی فربه‌تر سازند.
اجرای طرح ایران هراسی، تکرار ادعای انجام طرح سپر موشکی در اروپای شرقی به بهانه مقابله با توان موشکی و هسته‌ای ایران، ربودن اتباع ایرانی، تکرار تهدیدات گذشته مبنی بر وجود گزینه نظامی روی میز، اعمال فشار بر آژانس و شورای امنیت برای صدور قطعنامه علیه ایران، اجرای طرحهایی برای ایجاد اجماع جهانی علیه جمهوری اسلامی ایران، حمایت از گروهکهای تروریستی و... از جمله اقداماتی هستند که رئیس‌جمهور جدید و به ظاهر اصلاح طلب آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران مرتکب شده و از هیچیک از آنها موفق بیرون نیامده است.
3 - سیاست تهدید ایران و ایجاد تنگنا از طریق تحریم، برای به تسلیم کشاندن ملت ایران بیش از پیش به حربه‌ای زنگ زده تبدیل شده است و اگر قرار بود این راهکار، غربی‌ها را به منظور خود برساند، تکرار تحریم‌ها در شورای امنیت و رسیدن به قطعنامه چهارم موضوعیت نمی‌یافت. از همه مهمتر اگر قطعنامه 1929 شورای امنیت حلال مشکلات آمریکا بود، طبعاً صدور تحریم‌های یکجانبه توسط آمریکا و اروپا، فلسفه خود را از دست میداد. با توجه به این شواهد و حرکتها، رسیدن غربی‌ها به اهداف مورد نظرشان با استفاده از سیاست "چماق و هویج" نه تنها آنها را به هدف نمی‌رساند بلکه نشان دهنده ضعف و ناتوانی واقعی آنها در مقابله با ایران و تغییر در تاکتیک هاست.
4 - بررسی پرونده دولت جدید آمریکا و سیاستهای آقای اوباما این واقعیت را آشکار می‌سازد که سردمداران این کشور هنوز از گذشته درس نگرفته و همچنان تلاش دارند تا راههای اشتباه پیموده شده توسط روسای جمهور سابق آمریکا را بپیمایند. این قبیل مشت بر سندان کوبیدن‌ها نشان می‌دهد که روسای جمهور آمریکا عددی نیستند و اختیار و ابتکار عمل از خود ندارند و این مشاوران افراطی کاخ سفید با گرایشات وابستگی‌های شدید صهیونیستی هستند که همچنان سعی دارند از کیسه آمریکائیها هزینه کنند.
5 - هزینه‌های تحریم ایران برای اوباما آنچنان سنگین است که برخی کارشناسان و تحلیلگران غربی معتقدند اوباما با امضای تحریم یکجانبه علیه ایران، تلاشهای گذشته خود را برای تعامل با ایران نقش بر آب خواهد کرد زیرا متوقف شدن مسیر مذاکره با ایران، هزینه سنگینی در پی خواهد داشت و اشتباهی خطرناک محسوب می‌شود. آنها معتقدند تحریم‌های سخت‌تر علیه ایران نمی‌تواند به عنوان ابزاری جدید، کارآیی لازم را داشته باشد و در عوض این تحریم‌ها تاثیر منفی خود را در برابر دیپلماسی و گزینه‌های مناسب احتمالی که ممکن است در گفتگو بدست آید، خواهد گذاشت. در این شرایط درصورتی که مسیر دیپلماسی و تعامل در قبال ایران کنار گذاشته شود، غرب مجبور خواهد شد در آینده با ایرانی قدرتمند از گذشته که به راه خود ادامه می‌دهد و در مقابل تحریم‌ها آبدیده‌تر شده، مواجه شود.
همانگونه که اشاره شد برخی کارشناسان که توانسته‌اند از حوزه تاثیرات و تاثرات و حتی تعصبات آمریکایی - صهیونیستی در امان باشند معتقدند هزینه‌های تحریم ایران برای اوباما سنگین‌تر از فشارهایی است که به ملت ایران خواهد آمد زیرا ایرانی‌ها قادرند درصورت لزوم با کمبودها کنار آمده و نیازهای خود را نیز تأمین کنند و این آمریکا و متحدانش هستند که نمی‌توانند از این گونه تحریم‌ها به عنوان اهرم فشار بهره برده و به اهدافشان برسند.
 

نام:
ایمیل:
نظر: