صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۶ تير ۱۳۸۹ - ۱۱:۱۳  ، 
شناسه خبر : ۱۴۸۵۲۵

بصیرت: تقریباً تمام روزنامه‌های اصلاح‌طلبان شروع هفته‌ کاری خود را با تیتری از سخنان سید حسن خمینی با این عنوان که «پدرم سفارش چند نفر را به من کرده بودند» آغاز نمودند. هر چند در این سخنان هیچ نامی از این چند نفر برده نشده بود، اما سیاق سخنانی که در جمع زندانیان سیاسی مسلمان پیش از انقلاب ایراد شده بود، نشان می‌داد کسانی که سید حسن از سوی پدر بزرگوارشان موظف به مراقبت و مواظبت از آنها شده است در حلقه کسانی هستند که امروز مشرب فکری او را سازمان می‌دهند یا حداقل غالب این افراد در زمره افرادی هستند که سید حسن در فتاوای سیاسی و سلوک رفتاری خود از تفکر و ارشادات این افراد ارتزاق می‌نماید، چراکه سخن پایانی او مبنی بر اینکه امروز امام امام کردن برای بسیاری منافع دارد اما مهم کسانی هستند که درآن روزهای سخت در همراهی با امام (ره) پای می‌فشردند، مؤیدی بر این نظر است که غالب این کسان در چارچوب ذهنی سید حسن، همفکران او در جریان حوادث یک سال گذشته بوده‌اند. قصد درستی یا نادرستی سخنان سید حسن و وصیت پدر بزرگوارشان به ایشان را نداریم که قطعاً با شناختی که از سیره یادگار والامقام حضرت امام (ره) مرحوم حاج سید احمدآقا خمینی سراغ داریم، سفارش یا وصیتی از این جنس دور از انتظار نیست. اما اصل کلام این است که مقایسه دو مشی، نشان می‌دهد سفارش یا وصیت مرحوم حاج سید احمدآقا متفاوت با رفتاری است که امروز توسط سید حسن خمینی انجام می‌شود. مرحوم حاج سید احمدآقا درست پس از ارتحال امام بزرگوار آن هم با آن وابستگی شدیدی که ایشان به امام راحل داشتند و در شرایطی که برخی شیاطین قصد آن داشتند با حلقه زدن به اطراف آن مرحوم، فضای ذهنی او را نسبت به روند آینده رهبری نظام تغییر دهند، با کمال خضوع و خشوع در مقابل رهبری معظم انقلاب که هنوز یک روز از رهبری حضرتش نگذشته بود، همچون فرزندی در برابر پدر زانو زده و به صراحت بیعت خویش را اعلام و خود را سربازی کوچک و آماده در رکاب رهبری معرفی نمودند. سؤال اینجاست، آیا رفتار حاج سید حسن خمینی نیز در طول یک سال گذشته در جریان فتنه آن هم با این درجه از وضوحیت، همچون پدر بزرگوارشان بوده است؟ چرا مردم بین مشی او با حاج‌ احمدآقا فاصله بسیار می‌بینند؟ قطعاً سفارش حاج سیداحمدآقا به سید حسن در خصوص اطاعت بی‌چون و چرا از رهبر معظم انقلاب در سرلوحه سفارشات بوده است و این شخصیت برجسته در صدر سفارش حاج سیداحمدآقا قرار داشته است و حتماً این سفارش متفاوت از سفارش به کسانی است که روزگاری خط امام (ره) را دنبال می‌کردند و مرارت‌های بسیاری را در این مسیر متحمل شده بودند و امروز در زمره جریان فتنه قرار دارند. مطمئناًَ اگر امروز حاج سید احمدآقا در قید حیات بودند با مقایسه برخی شخصیت‌های تاریخ صدر اسلام که بارها مورد سفارش پیامبر اسلام (ص) قرار داشتند و در حکومت امیرالمؤمنین یا به روی علی (ع) شمشیر کشیدند یا گوشه عافیت یا حداقل عزلت را برگزیدند، با همین منطق، توسط حاج احمد‌آقا حذف می‌شدند. سید حسن در این دیدار با این استدلال که در روزگار غربت امام راحل، چند نفر بودند که در شرایط سخت دوران تبعید هر چه اندوخته بودند به زمین گذاشتند و دشنام‌‌‌های محیط متحجرانه نجف را تحمل کردند و به پشتیبانی از امام پرداختند، با دیگرانی که پس از انقلاب به امام پیوستند، یکی ندانسته و تکریم آنها را در همه زمان‌ها واجب فرض می‌کنند.
این سخن درستی است، پیامبر اکرم (ص) نیز هر چند بین تازه‌مسلمانان با اسلام‌آوردگان دوران سختی تفاوتی قائل نبودند ولی همواره احترام خاصی برای مهاجرین قائل بودند. مشی حضرت امام نیز در دوران حیات پربرکتشان چنین بوده است و رهبری معظم انقلاب نیز همین مشی را دنبال می‌کنند. انتصاب ائمه جمعه و نمایندگان ولی فقیه در استان‌ها که توسط حضرت امام (ره) صورت گرفته بود و استمرار مسئولیت‌ آنها تا زمانی که در قید حیات باشند ـ مگر اینکه خودشان استعفا می‌دادند که آن هم بارها با استنکاف رهبری مواجه می‌شد ـ دلالت بر آن دارد که مشی رهبری نیز همچون امام راحل و پیامبر عظیم‌الشأن بوده است.
اما نکته اینجاست،‌ کسی یا کسانی که سعی دارند گذشته خویش را فراموش کنند و مسیری متفاوت و برخلاف جهت حضرت امام و انقلاب طی کنند، چه جایگاهی در توصیه حاج احمدآقا و وظیفه سید حسن برای مواظبت از آنها وجود دارد؟
تاریخ اسلام گواه این مدعاست. کسانی که در زمانی با دعای پیامبر به مقام‌های والایی رسیده بودند و در زمان امیرالمؤمنین (ع) نیز با وجود برخی لغزش‌ها، در جنگ‌های جمل، صفین و نهروان شرکت داشتند، پس از استقرار در حاکمیت و رسیدن به آلاف و الوف، نامه‌هایی را به حضرت علی (ع) نوشتند که با مطالعه این نامه‌ها، انسان نمی‌تواند باور کند این شخصیت، همانی است که چنین تاریخ درخشانی در گذشته داشته است. یکی از شخصیت‌های معروف تاریخ صدر اسلام که رنج و سختی‌های زیادی را در دوران مبارزه طاقت‌فرسای پیامبر اسلام (ص) متحمل شد، عبدالله‌بن‌عباس معروف به ابن‌عباس فرزند عموی پیامبر مکرم اسلام است. نقل می‌کنند ابن‌عباس در دوران سختی پیامبر در شعب ابی‌طالب، سه ساله بوده است و روزی پس از سپری شدن آن سختی‌ها، عموی پیامبر فرزند را برای دادن پیام یا انجام کاری نزد پیامبر فرستاد و لختی چند فرزند به نزد پدر بازگشت بدون آنکه پیام پدر را به پیامبر منتقل کرده باشد و در توجیه این رفتار خود، نجوا کردن پیامبر در لحظه حضور او در نزد حضرتش را مطرح کرده بود و زمانی که پدر و پسر به نزد پیامبر بار دیگر مراجعت کردند، پیامبر این دعا را برای ابن‌عباس کرد: «خداوندا او را با حقایق دین و تأویل قرآن آشنا فرما». از این روست که ابن‌عباس به «دانشمند و بحر امت» لقب گرفته است و بسیاری از مفسرین بزرگ نزد همین شخصیت تفسیر آموختند. چنین شخصیتی فراز و فرودهای زیادی را در زمان حکومت امیرالمؤمنین علی (ع) داشته است که برخی نمونه‌های تاریخی آن نشان می‌دهد این فراز و فرودها در سرنوشت او پس از ولایت بصره و بازگشت به مکه در انتهای حکومت امیرالمؤمنین (ع) آن هم پس از برداشت اموال مردم بی‌تأثیر نبوده است. خود ابن‌عباس نقل می‌کند: «در بحث بیعت گرفتن از ابوموسی اشعری، امیرالمؤمنین علی (ع) نامه‌ای تهدیدآمیز به ابوموسی نوشته بود و من ترسیدم که اگر این نامه را به ابوموسی بدهم بیعت نکند. صلاح دیدم که نامه‌ای از جانب علی (ع) به ابوموسی بنویسم که متفاوت از نامه علی (ع) باشد.» برخی لغزش‌های کوچک زمینه‌ای برای خطاهای بزرگ است ولی در عین حال همین شخصیت با این همه ویژگی‌ مثبتی که در تاریخ از او نقل شده است درباره اموال تصرف شده بصره زمانی که با نامه علی (ع) مواجه می‌شود آن هم پس از سه بار نامه‌نگاری علی (ع) که فرموده بود: «من تو را در امانت خود (حکومت) شریک خود قرار دادم و تو را جزو یاران و مشاوران آشکار و ویژه خود نمودم و هیچ یک از خویشانم مطمئن‌تر از تو نزد من نبود، اما چون دیدی روزگار بر پسر عمویت سخت گرفته و دشمن علیه وی برافروخته، به پسرعمویت پشت کردی و ...» با لحن بی‌ادبانه‌ که در تاریخ انقلاب اسلامی نیز نمونه‌هایی از این نامه‌نگاری‌ها را توسط برخی شخصیت‌های انقلابی سراغ داریم، جواب داد: «نامه‌‌ات به من رسید که در آن برداشتن اموال بیت‌المال بصره را بزرگ دانستی. به جان خودم سوگند، حق من در بیت‌المال بیشتر از آن است که من گرفته‌ام.»
سؤال از آقای حاج سید حسن خمینی این است، وقتی شخصیتی همچون ابن‌عباس در نهایت در مقابل امام معصوم چنین موضع‌گیری می‌کند و تمام گذشته پرافتخار خود را فراموش می‌کند و گذران زندگی و عافیت‌طلبی در مکه را در کنار کنیزان و خدمتکاران بر سختی همجواری علی (ع) ترجیح می‌دهد، چگونه می‌توان تصور نکرد کسانی که در دوران سختی در کنار امام راحل بودند، هنوز بر همان مشرب و راه امام باقی مانده و از مواضع خویش عدول نکرده باشند؟ از همین روست که آن پیر خوش‌ضمیر فرمودند: «معیار حال افراد است»، انگار او نیز می‌دانست بسیاری از یاران و همراهانش در آینده چه وضعیتی خواهند داشت.
حسن رشوند
 

نام:
ایمیل:
نظر: