بصیرت: زمانی که باراک اوباما در یک سخنرانی عمومی، زمان خروج از افغانستان را جولای 2011 اعلام کرد، در سراسر افغانستان پیامکهایی میان مردم رد و بدل شد که در آن نوشته شده بود: «مبارک». این کلمه نشان از آن دارد که مردم افغانستان از حضور نظامی نیروهای خارجی در کشورشان نهتنها خوشحال نیستند بلکه آن را نوعی اشغال میدانند. تفاوتهای بسیاری میان اشغالگر و نجاتدهنده وجود دارد که در اینباره باید تفکر کرد. مردم افغانستان آیهای از قرآن را بعد از پیامک «مبارک» با یکدیگر رد و بدل کردند که در آن نوشته شده بود: «همانا ایمان آورندگان پیروز هستند». در میان مردم افغانستان این باور وجود دارد که کشورشان نیروهای خارجی را وادار میکند تا جغرافیای آنها را ترک کنند که این مهم بهعنوان یک پیروزی برای ملت افغان تعبیر میشود. یکی از فرماندهان خوشحال شبهنظامیان بعد از اعلام این خبر برای همه دفترچه تلفن همراهش پیامکی اینچنین فرستاد: ما ملت افغان در تاریخ خود همواره مشغول جنگ بودهایم، اکنون میدانیم وقتی اشغالگران برای خروج از کشورمان جدول زمانبندی تعیین میکنند به این معناست که آنها شکست خوردهاند. در طول جنگ افغانستان به ندرت از سوی واشنگتن سیگنالهایی ارسال شده است که سرنوشت جنگ را دستخوش تغییر کند. سیگنالهای پایان جنگ بیش از هر چیز برای حامد کرزی و دوستانش در اتاقهای تمیزشان ارسال میشد تا دست از فساد بردارند یا حجم آن را کم کنند. این در حالی بود که هیچ حزبی در آمریکا مخالف پایان جنگ در افغانستان نیست و دموکراتها نیز از پایان جنگ در این کشور واهمه دارند.
اوباما در سخنان مشهورش درباره خروج از افغانستان تنها گفت، خروج از افغانستان امکانپذیر است. او حتی به این مهم اشاره نکرد که این خروج چه ابعادی دارد و چه حجمی از نیروهای خارجی از افغانستان خارج خواهند شد. این در حالی است که جنگ در افغانستان هر روز پرهزینهتر میشود و نیروهای خارجی در باتلاق افغانستان فرومیروند. تجربه نیروهای خارجی در افغانستان نشان داده است جبهههای جنگ در این کشور پیروزی غیر از افغانها و جغرافیای آن ندارد. اکنون آمریکا و همراهانش در این کشور با محکومیت در افکار عمومی مواجهند. مردم در کشورهای اعزامکننده نیرو از سیاستمداران خود میخواهند نتایج پیروزیهای خود حتی کوچک را نشان دهند. آمارها نشان میدهد، تولید مواد مخدر بهعنوان بازوی مالی القاعده و طالبان در این کشور در دوران اشغال افزایش یافته است. بسیاری از سربازان خارجی به مواد مخدر اعتیاد پیدا کردهاند. تاریخ برای ناتو همانند ارتش سرخ در حال تکرار است. سربازان روس معتاد حاضر به ترک افغانستان نبودند. جنگ افغانستان راهی بیبازگشت است. خروج از این کشور نیز نمیتواند تنها پاسخ به بحران باشد. سران کاخ سفید مدعی هستند که خروج بدون آیندهنگری میتواند منطقه را تبدیل به جهنم کند زیرا ارتشهای منطقهای مانند پاکستان توان مقابله با نیروهای تروریست را ندارند. در بسیاری از بخشهای افغانستان قوانین طالبان برای مردم افغانستان قابل پذیرش است و آنها مشروعیت بیشتری نسبت به سربازان ناتو در افغانستان دارند. ژنرال پترائوس فرمانده ناتو و نیروهای آمریکایی اعلام کرده است، جنگ در قندهار کلید پیروزی در جبهههای نبرد است، این در حالی است که پیشتر عملیات خنجر بهعنوان این کلید یاد شده بود. در این عملیات نیروهای خارجی توانستند بسیاری از پایگاههای طالبان را از بین ببرند و اکنون شبهنظامیان در استان قندهار تجمع کردهاند. پیروزی در قندهار میتواند بهرغم تلفاتی که احتمالا خواهد داشت طالبان را منزوی کند. ژنرال مک کریستال که اکنون یکی از ستارگانش را از دست داده است بارها بر این استراتژی تاکید میکرد که میان القاعده و طالبان باید جدایی انداخت. با طالبان گفتوگو کرد و بر ضد القاعده جنگید. این موضوع در سخنان پترائوس نیز دیده میشود. در این میان آنچه به نظر بیاهمیت میرسد جان مردم افغانستان است. بحث خروج از افغانستان یکی از داغترین سوژههایی است که در آمریکا دنبال میشود. کشف معادن جدید با توجه به سستی بیش از حد سربازان بیش از آنکه یک اکتشاف جدید باشد بسته تشویقی برای آنانی است که حرف از خروج از افغانستان میزنند. افغانها با تجهیزات معدنی متعلق به دهه 1960 میلادی از معادن اندک خود بهره میگیرند. در حالی که بیکاری موج کشت خشخاش را سهمگینتر میکند به نظر میرسد دستهای نامرئی علاقهمند حضور در افغانستان و ادامه تجارت پرسود مواد مخدر هستند.
مترجم: سیدبهزاد اخلاقی