صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۱ تير ۱۳۸۹ - ۰۸:۰۲  ، 
شناسه خبر : ۱۴۸۷۴۲

بصیرت: سیاست‌های کلی صرفه‌جویی و رعایت الگوی مصرف،‌از سوی مقام معظم رهبری پس از مشورت با مجمع تشخیص مصلحت نظام به دولت ابلاغ شده است تا ان‌شاءالله پایه تحول و اصلاح شیوه و میزان مصرف در کشور باشد. این سیاست‌ها که معطوف به پیام نوروزی سال گذشته رهبر فرزانه انقلاب تهیه و ابلاغ گردیده، در صورت اجرا و به کارگیری نه تنها رویه اسرافکارانه مصرف درکشور را اصلاح می‌نماید، بلکه پشتوانه‌ای برای تأمین منابع داخلی در جهت توسعه و آبادانی کشور نیز فراهم می‌آورد که در شرایط فعلی شاهد هدررفتن آن هستیم.
مروری بر آمار مصرف در کشورمان و مقایسه آن با میانگین مصرف در جهان حاکی از وجود وضعیتی اسفبار است که نه با شرایط توسعه و اقتصاد کشور و نه با آموزه‌های مکتبی و حتی ملی ما سازگار نیست. مثلاً چهار برابر میانگین دنیا گاز مصرف می‌کنیم، آن هم عمدتاً به صورت سوخت خانگی که به عبارتی آتش زدن منابع انرژی است،‌حدود دو برابر میانگین مصرف دنیا آب مصرف می‌کنیم در حالی که میزان بارش در کشورمان تقریباً نصف میانگین جهانی است. بیش از دو برابر میانگین مصرف جهانی، نان مصرف می‌کنیم که یک سوم آن هم دورریز یا هدررفت آشکار است. حتی چهار برابر مصرف دیگران، میوه مصرف می‌کنیم و دولت مجبور است برای کنترل قیمت اقدام به واردات آن از دیگر کشورها نماید. یا اینکه مصرف روغن که سلامت افراد را به خطر می‌اندازد و عمدتاً از خارج نیز وارد می‌‌شود هم 30 درصد بالاتر از میزان مصرف جهانی است. بنابراین اگر به ما برنخورد و بخواهیم با خودمان بی‌تعارف باشیم باید بگوییم تقریباً رکورددار اسرافکاری در جهان هستیم و حال آنکه در آموزه‌های مکتبی اسراف را حرام می‌دانیم و آموزه‌های ملی ما نیز بر قناعت در مصرف تأکید می‌نماید. طبیعی است محدودیت منابع و ضرورت‌های رشد و توسعه کشور از یک‌سو و تبعات منفی مصرف‌گرایی بر محیط‌زیست و حتی سلامتی جسم و روان افراد از سوی دیگر، ایجاب می‌نماید، اراده‌ای همگانی برای اصلاح الگوی مصرف به وجود آید. چنین حرکتی مستلزم مشارکت همگانی در تمامی سطوح خرد و کلان است که از فرد و خانواده تا قوا و حاکمیت نظام را فرا می‌گیرد و هر کس در هر جایگاه باید سهم خویش را در اصلاح این وضعیت آسیبی و نابهنجار ایفا نماید.
البته در اولین گام، طرح مسأله و تبیین موضوع برای جامعه و آغاز فرهنگ‌سازی و تغییر نگرش به مصرف است که طبیعی است رسانه‌های افکار عمومی و مراکز آموزشی و تبلیغی در آن عهده‌دار نقش اصلی هستند. اگر در نگرش مردم مصرف‌گرایی از ارزش به ضد ارزش تبدیل شود و مصرف نشانه شخصیت و به عبارتی کلاس فرد تلقی نشود و ابزاری برای نمایاندن و ابراز وجود به حساب نیاید، شاهد اصلاح رفتار و تصحیح الگوی مصرف خواهیم بود. لذا حتی بنگاه‌های تبلیغاتی نیز بایستی به یک رسالت فرهنگی متعهد بوده و از الگویی که مصرف را محرک تولید و تولید را عامل توسعه می‌داند، فاصله بگیرند و تنها به هدایت نیازهای واقعی و نه تولید نیازهای کاذب رو آورند.
نکته پایانی اینکه اصلاح الگوی مصرف مستلزم تغییر در فرهنگ مصرف و یا به عبارتی فرهنگ‌سازی برای مصرف بهینه است که زمان‌بر است و حوصله می‌طلبد، اما چنانچه به اصل موضوع و ضرورت چنین تحولی برسیم و این ضرورت ملی را به سطح اراده عمومی و همگانی بکشانیم، مطمئناً چشم‌انداز دستیابی به آن خیلی دور و طولانی نخواهد بود. به ویژه اینکه ضرورت‌های دیگری چون طرح هدفمندی یارانه‌ها نیز به این مسأله گره خورده و ضرورت چنین تحول و اصلاحی را تشدید می‌نماید.
رسول سنایی راد
 

نام:
ایمیل:
نظر: