صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

صدای انقلاب

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۸ تير ۱۳۸۹ - ۱۰:۴۹  ، 
شناسه خبر : ۱۴۸۹۶۸

بصیرت: آنچه می‌خوانید بیانگر گوشه‌ای از برکات حضور مدبرانه امام‌ خامنه‌ای در مصدر رهبری جامعه ولایی ایران است. این متن را یک اندیشمند مصری تحصیلکرده غرب که اتفاقاً هیچ دلدادگی به ایران ندارد، نوشته است. او به‌خوبی مقایسه‌ای منصفانه میان وضع ایران و سایر کشورهای مسلمان ارائه می‌دهد و نقش رهبری را در آنها نمایان می‌کند. برای رعایت امانت از دخل و تصرف محتوایی در آن پرهیز کرده‌ایم.
برتری زن ایرانی نیز در عرصه‌های مختلف قابل مشاهده است؛ از جمله در عرصه سیاسی و امور کشوری، آن هم با حفظ ارزش‌ها و اخلاقیات اسلامی و از اینها مهم‌تر اینکه نیروهای نظامی ایران به خلاقیتی چشمگیر در ساخت ادوات جنگی زمینی، دریایی و هوایی دست یافته‌اند؛ علاوه بر اینها پرتاب ماهواره به فضا و تکمیل همه این دستاوردها با غنی‌سازی اورانیوم صورت گرفته است. ملت ایران در سایه ولایت‌فقیه، از ملل شیوخی که علمی جز علوم دینی نمی‌دانند، نیست. این ملت، ملت زنده‌ای است که راه خود را با علم و معرفتی که پشتیبان آن ایمان است ـ آن اعتقاد هر چه باشد ـ به خوبی دریافته و نشانه آن را نیز در هزاران شهیدی که در میادین جنگ به خاطر مقاومت در برابر استبداد و رویارویی با دشمنان تقدیم کرده است، می‌توان یافت. و این است که رقابت جدی بعد از انتخابات ریاست جمهوری خردادماه 1388 را به‌عنوان جزئی از زنده‌بودن این ملت و انقلابی‌گری دائمی آنان برای جست‌وجوی عدالت و اصلاحات قرار داد که مانع کوتاه‌آمدن انقلابیون در مقابل قدرت و غرق شدن در فساد می‌شود. در مقابل ولایت‌فقیه، «ولایت سفیه» در برخی کشورهای عربی است و آن قرار دادن موانعی میان مردم و والیان است که سفهای عاجز را در جایگاه خدا و مردم را در جایگاه موجوداتی قرار می‌دهد که هیچ آینده و ارزشی ندارند! سفاهت در مفهوم لغوی خود، شامل بسیاری از مفاهیم از جمله زبونی، جهالت، بزدلی، فریب، انحراف و... است و سفاهت در مفهوم سیاسی خود، از آن مفاهیم فاصله زیادی ندارد! او هیچ چیز از دین و دنیا و خلقت و کرامت بشری و وطن نمی‌داند؛ با قدرت آهن و آتش و افترا حکم می‌راند؛ در مقابل صهیونیست‌ها و صلیبیان ظالم سر خم می‌کند و در مصرف ارزشمندترین میراث‌های فرهنگی و مادی وطن، خیانت می‌کند! ولایت سفیه، انسانیت را از هموطنان خود سلب می‌کند و آنها را به تکه‌گوشت‌های مطیع امر سفیه تبدیل می‌کند که در هر سطحی که باشد برای او شعار بدهد و با فساد نزدیکان و یاران او همزیستی کند! حتی اگر اجازه دهند چون سگان، پارس کند! ولایت سفیه، بیگانگان را در جایگاهی بالاتر از هموطنان خود قرار می‌دهد و در استحقاق‌بخشی‌‌های سیاسی و اقتصادی و اجتماعی آنان افراط می‌کند. به ولایت سفیه نگاه کن که چگونه نیازهای مردم از سوزن تا موشک را که معمولاً نیازی هم به آن ندارند، وارد می‌کند و آنچه از صنایع و مؤسسات دارد، می‌فروشد و زمین‌ها را به ویژه‌خواران و فرصت‌طلبان می‌بخشد و درهای کشورش را به روی دشمنان و کینه‌توزان می‌گشاید؛ در حالی که آن را روی برخی هموطنان مخالف خود بسته است و حتی پس از مرگشان نیز از آنها نمی‌گذرد و اجازه دفن آنها در کشور خودشان را هم نمی‌دهد!
و بیندیش که چگونه با وارد کردن گندم سمی به‌دست کلاهبرداران، برای مردم بدبخت(!) زندگی را در کشورشان به باد شرط‌بندی می‌دهند؛ در حالی که همه شرایط و لوازم کاشت و برداشت گندم مورد نیاز و سایر محصولات کشاورزی و میوه‌ها و سبزیجات برایشان وجود دارد اما ولایت سفیه چیزی جز تحقیر ملتش و ضربه زدن به او با نان مسموم را نمی‌شناسد!
و بیندیش که چگونه «زبونی» به انتخاب استراتژیک ولایت سفیه بدل شد، در حالی که دشمن صهیونیست در همه زمینه‌ها و روز به روز، بر قدرت و درنده‌خویی و دشمنی خود افزوده است و سفها فقط به نمایش‌های تلویزیونی نیروهای نظامی و امنیتی و ارتش ملی بسنده کرده‌اند! فرق بسیار بزرگی است میان ولی فقیهی که خود را به مردم نزدیک می‌کند، حتی اگر موافق‌ او نباشند، با ولایت سفیهی که خود را به دزدها و فرصت‌طلبان و دروغگویان و منافقین و پیمان‌شکنان و بوق‌های تزویر و قلم‌های تزویر و شبکه‌های تزویر نزدیک می‌کند! ولایت سفیه حق ندارد ولایت‌فقیه را ملامت کند، مگر اینکه تغییر کند و نمونه‌ اسلامی وطنی قوی و آزاده را نمایش دهد که در مقابل واشنگتن تعظیم نمی‌کند، بلکه در مقابل خداوند واحد، سر تعظیم فرود می‌آورد... تا آن زمان، از خداوند بخشش و سلامتی را آرزومندیم!
دکتر حلمی محمد القاعود
منبع: ماهنامه امتداد شماره52
 

نام:
ایمیل:
نظر: