در حالى سران حزب دموکرات مسیحى آلمان سعى دارند مرکل را به عنوان سیاستمدارى مقتدر به نظام بین الملل معرفى نمایند شاهد افزایش مخالفت شهروندان آلمانى با سیاستهاى مرکل هستیم.تمرکز بیش از حد صدر اعظم آلمان بر مسائل سیاست خارجى این کشور سبب دور ماندن وى از وقایع و تحولات اقتصادى و داخلى آلمان است.از سویى دیگر حمایت مرکل از سیاستهاى واشنگتن و تل آویو از سوى شهروندان آلمانى قابل توجیه نیست.اخیرا مجله نیوزویک با چاپ عکسى سیاه و سفید از آنگلا مرکل (صدراعظم آلمان) که در هواپیمایى نشسته و متفکرانه به بیرون نگاه مىکند و با آوردن تیترى منتقدانه تحت عنوان “رهبر از دست رفته”، سیاستهاى وى را به چالش کشید. در ابتداى دوران صدراعظمى مرکل استقبالهاى زیادى از طرف آمریکا از وى شد که آن هم به دلیل انتقادهاى زیاد وى از سیاستهاى گرهارد شرودر بود چرا که شرودر مخالف هر گونه اقدام نظامى آمریکا در عراق بوده است. نیوزویک در گزارش خود ذکر کرده که چرا سیاستهاى مرکل در بالاترین حد انتقادى قرار دارد. واقعیت امر این است که مخالفت گرهارد شرودر با سیاستهاى ایالات متحده آمریکا در عراق سبب نارضایتى بوش پسر و نومحافظه کارن شده بود.از این رو جمهوریخواهان از سر کارآمدن فردى افراطى مانند مرکل در راس معادلات سیاسى سرزمین ژرمنها استقبال نمودند و سعى کردند به هر نحو ممکن وى را تقویت نمایند.در جایى که احزاب سوسیال دموکرات )SP( و دموکرات مسیحى )CDU( که از مهترین احزاب آلمان هستند، بحث بر سر اصلاحات گرهارد شرودر، صدراعظم را قبلى دارند مجالى براى پرداختن به وعدهاى انتخاباتى مرکل مانند تغییرات اقتصادى و اصلاحات مالیاتى باقى نخواهد ماند. آنگلا مرکل در دو سال اولیه به قدرت رسیدن سعى در عملى کردن سیاستهاى خود داشت اما اکنون که تازه زمانى براى بروز تاثیرات سیاستهاى وى پیدا شده، تنها شاهد برخى تغییرات محدود در درآمدها، پول بیشتر براى برخى خانوادهها و حمایت از بیکاران هستیم. همانگونه که اشاره کردیم صدر اعظم آلمان نتوانسته است میان واقعیان آلمان و نیازهاى واقعى مردم این کشور رابطه اى مستقیم و موثر برقرار نماید.تنها نقطه قوت مرکل در معادلات سیاسى آلمان عدم ثبات و هماهنگى حزب سوسیال دموکرات آلمان است.در غیر این صورت مردم آلمان نسبت به صدر اعظم خود نگاه مثبتى ندارند.بنابر آنچه گزارش نیوزویک مى گوید تحولات اقتصادى در دوران مرکل متوقف و حتى مىتوانیم بگوییم مرده است. مرکل سیاست اصلاحاتى خود را تسلیم کرده است و سیاست ضعیفى را دنبال مىکند. مرکل سیاستمدارى است که سیاستهایش قطب نما ندارد! سیاستهاى صدراعظم آلمان بیشتر به علت ترس وى از ریسک مىباشد. به علاوه اگر وى در جوامع بینالمللى هم محبوبیتى داشته باشد به علت آن است که خود را وارد موضوعات بحث برانگیز بینالمللى نمىکند. واقعیت امر این است که در صورت ادامه سیاستهاى تند و افراط گرایانه مرکل وى نیز همانند تونى بلر در آینده اى نه چندان دور محکوم به شکست خواهد بود.صدر اعظم آلمان طى سالهاى اخیر سیاستهاى اشتباهى را در خصوص خاورمیانه و دیگر نقاط جهان در پیش گرفته است.پس از پایان جنگ جهانى دوم مردم آلمان نشان داده اند که تسلط واشنگتن بر دولت خود را نمى پذیرند.این دقیقا همان مسئله ایست که امروز در آلمان رخ داده است.مرکل جهت کسب کرسى دائم شوراى امنیت سازمان ملل سعى دارد رضایت بوش دیگر نومحافظه کاران آمریکا را به هر نحو ممکن جلب نماید.روندى که در نهایت فرجامى جز سقوط صدراعظم ژرمنها ندارد.