صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۳ مرداد ۱۳۸۹ - ۱۰:۱۹  ، 
شناسه خبر : ۱۴۹۳۹۲

سیامک باقرى
گروه وین که متشکل از فرانسه، روسیه و آمریکا و آژانس بین المللی انرژی اتمی است تا پیش از قطعنامه 1929 گفت وگوهایی را در رابطه با تبادل سوخت هسته ای با ایران انجام داده بود اما علیرغم توافقات اولیه، این مذاکرات به جهت خواسته های یک طرفه آمریکایی ها متوقف گردید. در این راستا، پس از مدتی ترکیه و برزیل با توصیه های کاخ سفید وارد میدان میانجیگری شده و در نهایت حضور آنها به توافق سه جانبه ایران، ترکیه و برزیل منجر شد. این در حالی است که آمریکایی ها براساس محاسبات سلطه گرایانه خود از پذیرش آن استنکاف کرده و راه تحریم علیه تهران را با تصویب قطعنامه دنبال کردند. با این حال جمهوری اسلامی ایران به رغم اقدامات خصمانه مزبور، همچنان آمادگی خود را برای تبادل سوخت اعلام کرد منتهی تصریح نمود که گفت وگوها باید در چارچوب توافقنامه تهران و اضافه شدن ترکیه و برزیل به این مذاکرات صورت گیرد. ظاهراً، این موضوع مورد توافق طرف مقابل نیز قرار گرفته است. با این حال سوال این است که معایب و محاسن معادله موصوف چیست؟
1- شکسته شدن قاعده قدرت محوری در موضوع هسته ای ایران: آنچه تاکنون درباره حل و فصل برنامه هسته ای ایران جریان داشته حضور انحصاری قدرت های بزرگ و عمدتاً غربی در آن بوده است. هر گاه پای قدرت های در حال توسعه یا غیر متعهد در این مسئله باز شد، شاهد تأیید مواضع عادلانه و مشروع ایران بوده ایم.از این رو، با حضور ترکیه و برزیل در گفت وگوهای تبادل سوخت، ضمن شکننده کردن قاعده قدرت محوری در معادله هسته ای ایران، شرایط بهتری برای ایران فراهم می شود.
2- تعدیل انگیزه های سیاسی در حل مسئله هسته ای ایران: اگر موضوع هسته ای ایران بر مبنای قواعد حقوقی و عاری از انگیزه های سیاسی مورد توجه قرار می گرفت، بدون تردید پرونده ایران در همان ماه های اول در آژانس مختومه می شد. تا سال 4831 گروه غربی مطلقاً گفت وگوها را هدایت می کردند و به جهت انگیزه های صرفاً سیاسی شرایط مانور برای ایران بسیار محدود بود. با ورود روسیه و چین شرایط نسبتاً بهتر شد ولی به جهت وجود انگیزه های منفعت جویانه دیگری که از نظر آنها برنامه هسته ای ایران ممکن است آن منافع را در معرض خطر قرار دهد، این کشورها تاحدودی با قدرت های غربی همگرایی داشتند. لذا به نظر می رسد با حضور کشورهای در حال توسعه در گفت وگوها، انگیزه های قدرت طلبانه و سیاسی بیشتر کاهش یابد.
3- گروه وین و گروه 1+5 به جهت منافع کلان بین المللی دارای هویت سیاسی نزدیک به هم هستند. به عبارتی هویت سیاسی این کشورها از ساختار برآمده از جنگ جهانی دوم شکل گرفته و به هم پیوستگی هویت سیاسی و ساختار موجود بین المللی،آنها را در مقابل هر نوع دولتی که درصدد شکستن چنین ساختاری برآید، قرار می دهد.لذا نقش یافتن دولت های در حال توسعه در این ساختار ضمن دمکراتیزه کردن نظام بین المللی، می تواند شرایط بهتری برای کشورهای مستقلی مانند ایران فراهم سازد. زیرا این کشور ها درک بهتری نسبت به هم داشته و مآلاً توازن بیشتری در معادله هسته ای ایران به وجود خواهد آمد.
4- در صورتی که گفت وگو ها در چارچوب بیانیه تهران پیرامون تبادل سوخت هسته ای صورت گیرد، آثار و الزامات قابل توجهی را برای قدرت های غربی و پایان بخشی چالش سازی ها نسبت به برنامه های هسته ای ایران به دنبال خواهد داشت.
5- علیرغم نکات مثبت فوق نباید از سناریوهای گروه غربی در این خصوص غافل بود.در خصوص انگیزه و اهداف گروه وین درباره توافق حضور ترکیه و برزیل در گفت وگوها چند احتمال وجود دارد. اول اینکه آنها سعی دارند با دادن نقش به آنها مواضع انتقادی آنها را تعدیل و از بین ببرند. دوم اینکه گروه وین تلاش دارند با توافق ورود ترکیه و برزیل به گفت وگوها، بیانیه تهران را از دور خارج کرده و پیشنهادات جدیدی را از طریق جلب نظر این دو کشور بر ایران تحمیل نمایند، چنانچه لاوروف سخن از پیشنهادات جدید را به میان آورده است. از این رو، کاخ سفید و متحدین اروپایی آن در انتظارند که در صورت نپذیرفتن پیشنهادات جدید از سوی ایران، فشارهای آماده شده، جنبه اقناعی بیشتری پیدا کرده و شرایط یک صدایی علیه ایران فراهم گردد.

نام:
ایمیل:
نظر: