جغرافیا و مباحث جغرافیایی وتاثیرات آن در سیاست بین الملل از دیرباز، مورد توجه محققان و سیاستمداران بوده است. در گذشته بر اهمیت مباحث جغرافیایی مانند وسعت قلمرو، منابع، نیروی انسانی و فناوری تاکید و در تحلیلهای سیاسی- نظامی جایگاه ویژه ای برای این عوامل در نظر گرفته می شد. اما عده ای براثر برخی پیشرفت ها وتوسعه علوم و فناوری های مربوط به علوم جدید، تصور می کردند که از نقش و اهمیت اولیه عوامل جغرافیایی و تاثیرات آنها برسیاست کاسته شده در حالی که محققان و سیاست گذاران جهانی بار دیگر نظریه های زیست محیطی ناظر بررفتارهای سیاسی را مورد توجه قرار دادند و در سیاست بین الملل ، چه در حوزه تئوریک و چه در حوزه عمل برای عوامل جغرافیایی اهمیت ویژه ای قائل شدند. ناپلئون بناپارت جهان گشای فرانسوی در اهمیت جغرافیای سیاسی می گوید:« سیاست هر کشوری در جغرافیای آن کشور نهفته است.»ظهور جغرافیای سیاسی به صورت یک شاخه منسجم جغرافیای انسانی، از پدیده های قرن حاضر است. البته از گذشته به مفهوم آن توجه می شد. اصطلاح جغرافیای سیاسی (political Geography) در برخی از متون دارای مفهومی وسیع تر است و شامل ژئوپلیتیک نیز می شود و در برخی دیگر این دو را به عنوان دو حوزه متفاوت در نظر می گیرند. جغرافیای سیاسی گاه «مطالعه پدیده ای سیاسی در بافت و چارچوب حوزه جغرافیایی آن» قلمداد می شود و گاه «مطالعه تفاوتها و شباهتهای جغرافیایی در ماهیت سیاسی و به عنوان بخشی از تعاملات متقابل موجود درمجموعه پیچیده کلی تفاوتها و شباهت های حوزه جغرافیایی» تلقی می گردد. بخشی از جغرافیای سیاسی درباره حدود ومرز کشور ها، روابط داخلی و بین المللی و تشکیلات اداری و اجتماعی آنها بحث می کند و بخشی دیگر از جغرافیای سیاسی به شناخت تاثیر عوامل طبیعی و فرهنگی در ظهور و فعالیت واحدهای پرقدرت سیاسی اختصاص دارد.جغرافیای سیاسی در واقع درگیر تحلیل فضایی پدیده های سیاسی است ضمن اینکه به تظاهرات و اختصاصات فضایی فرایند سیاسی نیز توجه دارد. هدف تحلیلی فرایند سیاسی در قالب فضایی وجغرافیایی نیز در نهایت بررسی بازتاب رفتار انسان در فضاست.ایران از نظر موقعیت جغرافیایی مخاطره آمیزترین تاریخ را داشته است. وقوع انقلاب اسلامی الهام بخش در منطقه و بیضی استراتژیک انرژی که ایران در کانون آن قراردارد، موجب بوجود آمدن بیشترین بحرانها و تهدیدها شده به طوری که قدرتهای منطقه ای و فرامنطقه ای به خاطر علائق ژئوپلیتیکی و مطلوبیت های استراتژیک به حضور در منطقه می اندیشند. درک واقعیت های موجود واتخاذ سیاستی اصولی، منطقی و علمی از سوی ایران در کانون منطقه، ضمن عبور از خطرها و تهدیدات، فرصتی برای افزایش وزن بازیگری منطقه ای و بین المللی را به جمهوری اسلامی اعطا می کند.