سیامک باقرى اتحادیه اروپا با پیروی از آمریکا تحریم‌های جدیدی را در حوزه سرمایه گذاری نفت و گاز و امور بانکی و بیمه ای علیه ایرانیان به منظور تغییر رفتار ایران در زمینه فعالیت های هسته ای تصویب کرد. اگرچه مجموع تحریم های جدید آمریکا، اروپا و کانادا دو هدف مقدماتی؛ فشل کردن و ناکارآمد کردن اقتصاد ایران و وارد کردن فشار روانی و ارعابی را دنبال می کند و به زعم آنها با تحقق این دو هدف، لاجرم ایران تسلیم آنها خواهد شد. با توجه به واقعیات امر، تحریم های اروپا بیش از این که جنبه اقتصادی داشته باشد بیشتر در بستر جنگ روانی علیه ایران تصویب گردید. این مسئله از چند منظر قابل توجه است. 1- در درجه اول اینکه اگرچه مقامات غربی این تحریم ها را سنگین ترین تحریم های وضع شده علیه ایران از سوی این اتحادیه معرفی کرده اند اما این تحریم ها در موارد بسیاری یا تکرار تحریم های گذشته است و یا مربوط به حوزه هایی است که اتحادیه اروپا در آن بخش ها حضوری در ایران ندارد. برای مهمترین وجه تحریمی باید به ممنوعیت انتقال سرمایه، تکنولوژی و تجهیزات از اتحادیه اروپا برای بخش نفت و گاز ایران اشاره کرد. در حالی که سابقاً شرکت های اروپایی ها به دلیل قوانین تحریمی آمریکا و مجازات در نظر گرفته برای شرکت های خارجی، حضور کمتری در بخش نفت و گاز داشته اند. چنانچه وزیر نفت اظهار داشت: آنها هیچ حضوری نداشتند که امروز بخواهند اثر گذار باشند. با این حال، ممنوعیت حضورآنها در صنعت نفت ایران باعث شد تا ایران از سال ها پیش برای توسعه میادین نفت و گاز اتکای خود را از تکنولوژی اروپایی به سرمایه و تکنولوژی داخلی و یا شرکت های آسیایی سوق دهد. همچنین تحریم بانکی ایران توسط اتحادیه اروپا چیز جدیدی نیست زیرا این اتحادیه بر مبنای قانون تحریمی مصوب کنگره آمریکا محدودیت هایی را در زمینه معاملات اروپایی ها با بانک های ایرانی و شرکت های بیمه ایران اعمال کرده و می کند. در زمینه کشتیرانی نیز همین وضعیت حاکم است. 2- اذعان اروپایی ها بر زیان آور بودن تحریم های کلی بر اقتصادشان دلیل دیگری بر راه اندازی جنگ روانی از طریق بزرگنمایی تحریم اقتصاد ایران است. زیرا اروپا شریک عمده تجاری ایران است. براساس آمار منتشر شده از سوی مرکز آمار اتحادیه اروپا، مبادلات تجاری اتحادیه اروپا با ایران در 8ماه نخست سال جاری میلادی به 15میلیارد و 296میلیون یورو رسید. ایران در سال 2010 میلادی به پنجمین تأمین کننده نفت مورد نیاز اروپا تبدیل شده است، لذا هر محدودیتی در این خصوص به ضرر اروپایی ها تمام خواهد شد. 3- با توجه به نکات فوق آمریکا و اروپا بیشتر به دنبال اثرات روانی تحریم ها هستند برای همین منظور آنها به کمک رسانه و اقدامات بیانی خود از واژگان و کلماتی استفاده می کنند که حرکت جدید از ناحیه آنها به مثابه سونامی است که به زودی جامعه اقتصادی و سیاسی ایران را دستخوش تحولات سنگینی خواهد نمود. کلماتی مانند تحریم های فلج کننده، بی سابقه، فراگیر، منسجم و متحد، هوشمند و کارآمد، شدید و فاجعه آمیز و... در روزهای اخیر به وفور از سوی کارشناسان و تحلیلگران رسانه های غربی مطرح می شود. غرب هدف های چند منظوره ای را با بزرگنمایی تأثیر تحریم ها دنبال می کند از جمله: آشفته کردن بازار ایران وایجاد بی ثباتی در مسایل اقتصادی کشور؛ انتصاب تحریم ها به رفتار دولت و دامن زدن نارضایتی نسبت به آن. تبدیل تحریم به بازی و مشاجرات سیاسی در داخل و ایجاد شکاف و بحث های جدل آمیز میان نخبگان و منتقدین به سیاست های کلی نظام، پشت گرمی برای اپوزیسیون و فراهم کردن زمینه برای فعالیت تخریبی علیه نظام، تأثیرگذاری بر تصمیم گیران و تصمیم سازان در زمینه سیاست خارجی و موضع هسته ای و... اما به نظر می رسد آنها به طور کلی دو هدف کلان تغییر رفتار و تغییر رژیم را در ذهن می پرورانند. آنها ابتدا با بزرگنمایی تحریم که در عین حال خواستار مذاکره با ایران نیز هستند سعی دارند در میز مذاکره با تصمیم گیران مرعوب شده از یک سو و پشتیبانی های شکننده داخلی از سوی دیگر روبه رو شوند تا از این رهگذر به هدف مدنظر بدون دادن کمترین هزینه ای برسند. در واقع بعد ذهنی و روانی تحریم ها بالابردن قدرت چانه زنی اروپایی ها و آمریکایی ها در میز مذاکره است. اگرچه آنها در صورتی که به این هدف نرسند، استراتژی تغییر را کنار نخواهند گذاشت اما بازخوانی اقدامات تحریمی گذشته نشان می دهد که عنصر مقاومت در ایرانیان از یک سو و هنر دیپلماسی ایران از سوی دیگر موفق شد شرایطی را ایجاد نماید که غرب ناگزیراً از موضع و خواسته حداکثری کوتاه آمده و حاضر به عقب نشینی گردد. در واقع همین نادیده گرفتن عناصر نرم قدرت چه از سوی تهدید کنندگان و چه از ناحیه تهدید شوندگان بازی برد و باخت را رقم خواهد زد.