صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

صدای انقلاب

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۳ مرداد ۱۳۸۹ - ۱۱:۳۷  ، 
شناسه خبر : ۱۵۰۱۷۲

بصیرت: زمانی که مرتضوی رئیس ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز رقم برآورد قاچاق کالا به کشور را حدود 19 میلیارد دلار بیان کرد بسیاری از صاحب نظران و کارشناسان نگرانی خود را از این موضوع ابراز و اعلام کردند که این حجم قاچاق ریشه‌های اقتصاد بیمار ایران را بیش از پیش سست خواهد کرد.
اقتصاد ایران که سال‌های سال است دچار بیماری هلندی (وابسته به اقتصاد تک محصولی نفت) می‌باشد توان مقابله با قاچاق کالا را ندارد. براساس آمار کشفیات قاچاق در گمرکات و سایر مرزها که گمرک در آن استقرار ندارد، از سوزن تا ماشین آلات سنگین به صورت قاچاق وارد کشور می شود تا اقتصاد و تولید کشور را که در زمان حاضر از رکود رنج می‌برد، نشانه بگیرد.
چرخ‌های نالان اقتصاد و تولید با ادامه قاچاق در آینده نه چندان دور باز خواهد ایستاد.
متأسفانه حجم بالایی از کالاهایی که به صورت غیرقانونی به کشور وارد می‌شود، کیفیتی پایین‌تر از مشابه داخلی دارد اما به دلیل ارزانی، تولید داخلی را کنار زده است.
وجود مرزهای گسترده در کشور، بیکاری،‌تورم و کسب سودهای میلیاردی همه از دلایلی است که کسب و کار قاچاق را رونق بخشیده و افراد بی‌شماری جذب گروه‌‌های مافیایی قاچاق می‌شوند. تولید و صنایع نیز به دلیل انبوه قاچاق دیگر رمقی برای ماندن در بازار ندارند.
حجم 19 میلیارد دلاری قاچاق کالا در هر اقتصادی می‌تواند مخرب باشد، بنابراین اگر هر چه زودتر فکری برای حل این معضل نشود فاتحه تولید،‌ اقتصاد و صنایع را باید خواند.
اما چرا قاچاق طی سال‌های اخیر رشد قارچ گونه داشته است؟ برخی از آگاهان بر این باورند که سهل انگاری و نادیده گرفتن تأثیر مخرب قاچاق بر اقتصاد، مجازات نه چندان بازدارنده برای قاچاقچیان، تسامح برخی افراد مسئول در عبور محموله‌های قاچاق از مرز (این مورد در غرب کشور و به ویژه کردستان بسیار حادتر است) و وجود بیکاری موجب شده که قاچاق در سال‌های گذشته و اخیر رشد کند.
اکنون مرزهای غربی کشور جولانگاه قاچاقچیان شده و به راحتی اجناس قاچاق از مرز عبور می‌کند و در تهران و سایر شهرها به فروش می‌رسد.
باور اینکه بازارچه‌هایی شیک برای عرضه کالاهای قاچاق در شهرهای غربی و حتی روستاهای جنوب کشور ایجاد شود و هیچ برخوردی نیز با آن نشود بسیار سخت است. چرا باید به افراد به بهانه ایجاد شغل کاذب و درآمد اجازه داد اشتغال مولد و پایدار را نابود کنند و صنایع داخلی را به ورطه ورشکستگی بکشانند.
سؤال اینجاست که مگر برخورد و جمع‌آوری کالاهای قاچاق و یا بازارهایی که به این منظور شکل گرفته‌اند برای دولت چه میزان هزینه‌آور است؟
آیا می‌توان نمونه‌ای همانند ایران در کشورهای در حال توسعه یافت که شهر یا روستایی تبدیل به محل عرضه کالاهای قاچاق شود و حتی بانک‌ها نیز در این مراکز شعبه تأسیس کنند؟
چنانچه با این معضل به طور جدی برخورد نشود دیگر نباید توقع داشت که سرمایه‌گذار و تولیدکننده در کشور اقدام به تولید کنند. آیا می‌توان به سرمایه‌گذار گفت تو سرمایه خود را بیاور و تولید کن اما با قاچاق کالایی که این سرمایه‌گذاری قصد تولید آن را دارد، برخوردی نشود.
محسن بیدی
 

نام:
ایمیل:
نظر: