صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۷ مرداد ۱۳۸۹ - ۱۳:۰۳  ، 
شناسه خبر : ۱۵۰۳۵۸

سامان بهبودى
کسانی که اهل مراجعه به سایت و مطالعه روزنامه هستند هفته گذشته عنوان یک مطلب، نظر بسیاری از آنها را جلب کرد و احتمالاً تعداد قابل توجهی از این افراد متن آن عنوان را نیز مطالعه کردند. عنوان این بود: «نامه عروس امام (ره) به سید حسن خمینی» نگارنده نیز از جمله کسانی بود که متن نامه را نه یکبار که چندین بار مطالعه کرد. با دیدن برخی نکات در متن نامه بر آن شدم تا در ارتباط با آن مطلبی بنویسم. ابتدا به این اندیشیدم که آیا برای نوشتن درباره آن نامه مأذون و مجاز هستم یا خیر؟ صرف انتشار عمومی نامه برای اظهارنظر پیرامون مطالب آن کفایت می کرد. افزون بر اینکه وجود پاره ای از مطالب در آن دلالت بر این داشت که نویسنده محترمه با هدف انتشار عمومی ، نامه را نگاشته است. عمده ترین عاملی که انگیزه نگاشتن این متن را برای نگارنده ایجاد کرد، اشاره ظریف نویسنده محترمه نامه به حادثه 14 خرداد امسال در حرم حضرت امام (ره) است و اینکه این نامه جایی را در تاریخ به خود اختصاص خواهد داد، اما نکات قابل توجه در ارتباط با این نامه:
1- نامه همانطور که در پایان آن آمده حاکی از یک دل نوشته مادرانه است که با ملاحظه پاره ای موضوعات مانند محور قرار دادن حادثه حرم حضرت امام (ره) در روز 41 خرداد و نیز تقدیر و سپاس از کسانی که در آن حادثه از سیدحسن پشتیبانی کردند، نمی توان گفت که این نامه تنها یک دل نوشته است.
2- نویسنده محترمه نامه فردی است که علاوه بر توفیق درک محضر حضرت امام (ره) با معظم له انس و الفت ویژه ای داشته که اثر آن در فرازهای متعددی از نامه مشاهده می شود. نگارنده به خاطر دارد که نویسنده محترمه در سال های دور ابراز داشته که وی سبب گردیده تا حضرت امام (ره) پس از اینکه سال های طولانی از سرودن شعر دور شده بود، مجدداً به شور و وجد آمده و شروع به سرودن اشعار در پاره ای اوقات کنند.
3- در بسیاری از بخش های نامه عطوفت و محبت سرشار مادرانه ملاحظه می شود و ذکر خاطرات کوتاه اما شیرین از حضرت امام (ره) و مرحوم حاج سید احمد آقا (ره) که به عنوان معتمد و معین حضرت امام (ره) در کنار نام امام (ره) خود را جاودانه کرد، جذابیت های مطالعه این نامه را بیشتر می کند.
4- بیشتر حجم نامه از توصیه به دوست داشتن مردم و توجه به آنها و نیز انس با خداوند و توجه به آن در هر شرایط تشکیل شده است. محمل این دو موضوع، حادثه 14 خرداد سال جاری در مرقد حضرت امام (ره) است. نویسنده محترمه نامه در قالب بیان مادرانه، آن حادثه را به گونه ای توصیف کرده که گویی مردمی که مانع سخنرانی سیدحسن شدند اشتباه کردند و در آن حادثه، سید حسن ذی حق بود. متأسفانه نویسنده محترمه در اوج سفارش به خداگرایی و مردم دوستی از مردمی ذکر به میان می آورد که به ادعای وی به سید حسن ناسزا گفتند، آنجا که نوشت:«مبادا ذره ای از مهرت نسبت به مردم حتی خفتگانی که به تو ناسزا گفتند کم شود.» آیا واقعاً در آن روز کسی به سید حسن ناسزا گفت؟ چرا تاکنون کسی از این موضوع سخنی نگفته و بر فرض اگر تعدادی انگشت شمار جاهل مرتکب چنین عمل ناشایستی شده باشند در نامه ای با انتشار عمومی که احتمال برداشت ناصحیح و غیرواقعی از تعداد این افراد و مفهوم ناسزای ادعایی وجود دارد، باید اینگونه ذکر شود؟
5- آیا درست است که همه مسایل متأثر از احساسات، عطوفت و محبت مادرانه دیده شوند؟ آیا برخورد این چنینی با مسایل، باعث غفلت از پاره ای از وظایف مادرانه نخواهد شد؟ آیا مادر وظیفه ندارد در کنار تمام تمایلات مادرانه، نسبت به علت بروز برخی از مسایل هم حساس باشد و دعوت به علت یابی منصفانه کند. چنین نکات کلیدی در سیره امام راحل (ره) کم نبود تا نسبت به آن ابراز بی اطلاعی شود.
6- از همه مهمتر اینکه خاطرات مربوط به حضرت امام (ره) در آنچه که در متن نامه آمده خلاصه نمی شود. از حضرت امام (ره) خاطرات بسیار مهمتر و تعیین کننده تر در مسایل کلان اسلامی و امور حکومتی هم وجود دارد که جای آنها در این نامه کاملاً خالی است. یادمان باشد که حضرت امام(ره) پس از غوطه ور شدن در اقیانوس معرفت و عشق الهی و رسیدن به این نکته ارزشمند که برای حفظ عشق و محبت الهی باید بندگان خدا را دوست داشته باشد و در خدمت آنها باشد، به مبارزه با طاغوت و ابرقدرت ها و تأسیس نظام اسلامی روی آورد و مردانه در برابر تمام پیشامدها و نیش و طعن کسانی که ادعای مسلمانی و دلسوزی برای اسلام داشتند اما در سر به رویاهای دیگر می اندیشیدند، ایستاد و به تمامی تظاهر آنها به تدین و مسلمانی وقعی ننهاد و پرچم اسلام ناب را به اهتزاز در آورد و آن معتمد و معین سفر گزیده (مرحوم حاج سید احمد آقا (ره) ) با هوشیاری کامل متوجه هوشیاری پدر بزرگوارش شد و در سایه این هوشیاری بود که پس از رحلت آن فخر اسلام به فراست دریافت که در نبود آن یگانه دوران، برای حفظ حاصل عمل مبارکش و تداوم آن، یعنی جمهوری اسلامی باید رو به کدام سو کند و دست در کدام دست بگذارد. نویسنده محترمه نامه بسیار بسیار بیش از اینها از یار و یاور امام (ره) مرحوم حاج سید احمد آقا (ره) به خاطر دارد. ای کاش و هزار ای کاش عطوفت و محبت مادرانه با آنکه خالص ترین در آفرینش است، فرصت پدیدار شدن رشته هایی از تابش حقیقت محض را می داد تا نامه ای که در تاریخ خواهد ماند ناقص به نگارش در نمی آمد. در این نامه امامی معرفی شد که در یک چاردیواری مشغول انجام وظیفه پدر بزرگی است با اینکه آگاه شدن مردم از رفتار امامی که در این چاردیواری مشغول امورات نوه اش است، شنیدنی و دلچسب است، اما این امام (ره) با امامی که مردم می شناسند، امامی که اسلام و حکومت اسلامی را بر همه چیز مقدم می دارد وحاضر است در راه آن همه چیز را فدا کند، فرق دارد. از این امام(ره) اثری در این نامه نیست و شاید در جاهای دیگری هم که باید باشد، نیست، اگر بود یقیناً بسیای از حوادث تلخ پیش آمده رخ نمی داد. این نامه ناتمام فرصت تمام شدن دارد امید است شاید روزی به اتمام برسد. ان شاء الله

نام:
ایمیل:
نظر: