بنا نداشتم در مورد برگزارى چهاردهمین جشنواره مطبوعات وگزینش آثار برتر سخنى بگویم. اما بگو ومگوها در مورد نتایج داورى و نیز برخى حواشى جشنواره باعث شد چند کلمهاى در این مورد عرض کنم. 1- از تلاشهاى جناب آقاى صفار هرندى وزیر محترم فرهنگ وارشاد اسلامى ونیزجناب آقاى ملکیان معاونت محترم مطبوعاتى ایشان کمال تشکر را دارم که زحمات زیادى را در این مورد متحمل شدند اما به نظر مىرسد کار در بخش داوران کمىها وکاستىهایى دارد که مورد گله اصحاب مطبوعات شده است. 2- نویسندگان، خبرنگاران ودیگر همکاران بنده در روزنامه رسالت به امید داورى عادلانه آثار خود را در رشتههاى گوناگون براى جشنواره ارسال کردند اما حتى یک اثر هم حائز رتبه سوم نشد. این در حالى است که بسیارى از مقالات و گزارشات رسالت بهعنوان منبع وماخذ مورد اعتماد ،حتى در معتبرترین خبرگزارىها وسایتهاى خبرى جهان ترجمه شده ومورد استناد قرارگرفته است. اما برخى مدعى هستند؛ نه اثرى فرستادند نه داوطلب شرکت در جشنواره بودند اما بهعنوان فرد برگزیده انتخاب شدهاند(!1) 3- رئیس جمهور محترم در نطق اختتامیه جشنواره چهاردهم این کمترین را از باب “ذره پروری” نواخته وفرمودند:” مقالات آقاى انبارلویى در خصوص نقض اصل 53 قانون اساسى در مورد گردش مالى در وزارت نفت و روش بودجه نویسى و آسیبهاى آن در اقتصاد ملى براى من آموزنده بود ودر تصمیمات کلان ومهم کشور کمک خوبى به من کرد.”(2) و نیز فرمودند:” این مقالات درباره روش بودجهنویسى و آسیبهایى که از این نوع بودجهنویسى به اقتصاد جامعه وارد مىشود اطلاعات عملیاتى به روز وعالمانهاى را در اختیار دولت قرار داده و بهطور موشکافانه به بررسى موضوع پرداخته است.”(3) و نیز در مصاحبه با خبرنگاران درخصوص نقدهاى بنده فرمودند:” این نقدها منشاء تحول بزرگى در نظام بودجهریزى کشور شد.این نقدها تند علیه من و دولت اما سازنده بود.”(4) سوال بنده از داوران محترم جشنواره چهاردهم این است اگر مقالات یا نقدهاى بنده در رسالت با این توصیف رئیس جمهور محترم این ارزش را داشته که “منشاء تحول بزرگى در نظام بودجهریزى کشور شده” و یا... چرا حتى رتبه سوم هم در بخش نقد اقتصادى یا مقالات ،یادداشتها وسرمقالات اقتصادى را به خود اختصاص نداده است. واقعا ملاک داورى این عزیزان چه بوده است؟ 4- یکى از داوران محترم در اعتراض به رئیس جمهور گفته است:” هیچ کس روزنامه رسالت را بهعنوان منتقد رئیس جمهور نمىشناسد .چگونه است روزنامه رسالت را بهعنوان دومین روزنامه منتقد دولت اعلام کردهاند.” و درجایى دیگر گفتهاند با نوشتن یکى دو مقاله انتقادى نمىتوانند در فهرست نشریات منتقد قرارگیرند.(5) جهت اطلاع این داور محترم عرض مىکنم مقالات حقیر در روزنامه رسالت در باب نقد ممشاى اقتصادى دولت از سال 82 شروع شد وتا کنون به بیش از 250 مقاله مىرسد که 120 مقاله آن فقط اختصاص به سال 85 دارد. این مقالات در دو کتاب تحت عنوان “نقض اصل 53 قانون اساسی” و “آسیبشناسى مالیه عمومی” منتشر شده است. محتواى اصلى این دو کتاب ناظر به دفاع از “حقوق اقتصادى ملت” است و شکل ارائه مقالات در قالب نقد بودجهبندى ،بودجهریزى و نیز به منظور مبارزه با فقر، فساد و تبعیض بوده است. متاسفانه فضاى سیاست زده کشور، دفاع از حقوق سیاسى را بر مىتابد اما دفاع از حقوق اقتصادى ملت را به حاشیه رانده است. مقالات یاد شده در خصوص دفاع از حقوق اقتصادى ملت هیچ واکنشى را در دولت اصلاحات از باب پاسخگویى بر نینگیخت لذا بنده با شکایت از رئیس جمهور دولت اصلاحات و وزراى مربوط و نیز روساى کمیسیونهاى مجلس به کمیسیون اصل 90، خواهان رسیدگى شدم . خوشبختانه کمیسیون شکایت را وارد دانست و نتیجه رسیدگى از تریبون علنى مجلس قرائت شد. نمىدانم چرا انبوه این مقالات در دولت گذشته ونیز ادامه آن در دولت کنونى از نظر این داور محترم، رسالت را در جایگاه منتقد دولت نمىنشاند. با آنکه مقالات سال گذشته برخى خطاب به رئیس دولت ، رئیس مجلس ، روساى کمیسیونهاى مجلس و نمایندگان محترم ونیز کارشناسان واقتصاددانان بود! 5- واقعا مخالف کیست؟ منتقد کدام است؟ برخى این دو واژه را در ذهن خود قاطى مىکنند.نقد علمى و کارشناسى در هر حوزهاى تعریف خاص خود رادارد .در نقد منصفانه انسان قصد اصلاح دارد و مىخواهد بارى ازدوش مردم ونظام بردارد ،نه خودش بارى بر دوش مردم ونظام باشد. متاسفانه به دلیل عدم مهندسى درست نقد و نصیحت ، جامعه رسانهاى ما به سمتى مىرود که مرز نقد و مخالفت خلط شده است. اگر از نقد منظور مخالفت با نظام ودولت و حتى آموزههاى دینى و انقلابى باشد ما نه تنها این لباس را برتن نداریم بلکه براى دفاع از نظام و دولت اسلامى و دین حاضریم جانمان راهم فدا کنیم. همین داور یاد شده جشنواره در بخشى از مقاله خود در جام جم با اعتراض به رئیس جمهور مىگوید: “جامعه مطبوعاتى کیهان ورسالت را حامى دولت مىشناسد نه منتقد دولت!” من نمىدانم این جامعه مطبوعاتى کجا هستند و سیر وسلوک فکرىشان چیست؟ اما یک تلقى دشمنان ما از منتقدین وحامیان دولت دارند و آن این است که منتقدین دولت همانهایى هستند که بر “ جدایى دین از حکومت “ اصراردارند و همینها نقدهاى خود را در 18 تیر 78 به صورت یک بلوا وآشوب در آوردند و قصد داشتندحکومت را پایین بکشند که مردم و مطبوعات حامى دولت ونظام این اجازه را به آنها ندادند واکنون هم سرداران آن جنبش الحادى وکفرآمیز هر کدام در گوشهاى خزیدهاند. یکى در بىبىسى کار مىکند ،یکى در رادیو آمریکا ، دیگرى در اروپا چند سایت اینترنتى را سرویس مىدهد و... نباید انتظار داشته باشیم رئیس جمهور به این رقم افراد سیاهنویس جایزه بدهد؛ البته فکر مىکنم ناقد محترم اگر حداقل یکى از 120 مقاله انتقادى اینجانب را در سال 85 مىخواند ، قدرى در موردمفهوم “منتقد دولت “ و دیدگاه انتقادى رسالت نسبت به دولت تجدید نظر مىکردند. پىنوشتها: 1- اعتماد ملى چهارشنبه 23 آبان 86 مقاله چرا جایزه جشنواره مطبوعات را نگرفتم ،سرگه بارسقیان 2- کیهان 23/8/86 3- ایران 23/8/86 4- اعتماد ملى 24/8/86 5- مقاله حصار تشریفات ، جام جم 24/8/86 ،عباس سلیمى نمین