مسعود سعیدی- معاون وزارت خارجه آمریکا رئیس جمهور آتی لبنان را اینگونه توصیف میکند که «باید وی مخالف لحود، سوریه، ایران و مقاومت باشد». همه تلاشهای داخلی و بعضا خارجی از ماهها قبل بر ضرورت یک توافق ملی بر گزینههای ریاست جمهوری تاکید کرده است و منافع مارونیها نیز در این توافق استوار است. رهبر مارونی لبنان و تقریبا تمامی گروههای سیاسی و حتی برخی از گروهها و چهرههای 14مارس این ضرورت را پذیرفتهاند. فرانسویها که برای خود، یک تاریخ فرهنگی در لبنان قائل هستند و متعهد به حمایت از مسیحیان لبنانی میباشند در یک پارادوکس گرفتار شدهاند. از یکرو رویکرد اجماع گونه در ضرورت توافق در بین گروههای لبنانی را رد نمیکنند و از سوی دیگر در بازی تقسیم منافع و مشارکت با آمریکا، با تمایل و اصرار بوش برای عدم توافق و نصاب نصف به علاوه یک روبرو هستند. مواضع جنبلاط و جعجع که اخیرا با هماهنگی مقامات آمریکاییها صادر شده نشان میدهد که اولا یک اصرار جدی آمریکایی برای خارج کردن قدرت تصمیمگیری داخلی برای ریاست جمهوری در داخل لبنان و بینالمللی کردن آن وجود دارد و ثانیا ماهیت مطلوب رئیس جمهور آینده برای آمریکا، از طریق عدم توافق و تاکید بر نصاب نصف به علاوه یک و خلاء قانونی ناشی از عدم انتخاب رئیس جمهور که به تصدی مسئولیت توسط سینیوره منجر شود، قرار گرفته است. هر توافق ملی در لبنان مشتمل بر مطالبات کلیه طرفهاست و به ماهیت مطلوب آمریکا نزدیک نمیشود و لذا مداخله آشکار معاون وزارت خارجه آمریکا در روند رایزنیهای جاری و تعیین شاخصهای آمریکایی برای این انتخاب، به مفهوم خواست آمریکا برای استمرار بحران در لبنان است. دولش، رئیس جمهور آتی لبنان را اینگونه توصیف میکند که «باید وی مخالف لحود، سوریه، ایران و مقاومت باشد». برخی منابع سیاسی معتقدند، اگر عربستان سعودی با این رویکرد آمریکا همراهی کند، سعد حریری با تکیه بر تعداد کرسیهای پارلمانی جریان سنی، امکان عملی به بوش جهت بحران سازی و استمرار آن در لبنان خواهد داد. ریان معارضه که طیف گستردهای را در برمیگیرد، در مقابل این رویکرد آمریکا، گزینههای متنوعی در اختیار دارد. از آنجا که رکن اصلی مارونیت، یعنی رهبری مذهبی مارونی و حتی برخی گروههای دیگر مارونی مانند حزب کتائب و امین جمیل نیز بر ضرورت توافق تاکید میکنند و میشل عون (هم پیمان حزبالله) بیشترین تعداد کرسیهای مارونی را از جمع آرای مارونی در پارلمان در اختیار دارد، مشروعیت عکسالعملهای معارضه مقبولتر خواهد بود. لحود به عنوان رئیسجمهور که قسم برای حفظ قانون اساسی لبنان یاد کرده، میتواند از اختیارات قانونی استفاده کرده و در پایان دوره ریاستی خود، قدرت را به حکومتی جدید بسپارد تا در مهلت قانونی و انتقالی، شرایط را برای انتخابات جدید پارلمانی آماده کند. از سوی دیگر لحود میتواند با تکیه بر شرایط فوقالعاده موجود در لبنان و فقدان توافق برای معرفی کاندیدای ریاست جمهوری، قدرت را حفظ و به مسئولیت خود ادامه دهد. برخی جریانهای اجتماعی مسیحی، بر پیشنهادات افراطی نیز تکیه میکنند. این جریانها معتقدند، حکومت سینیوره غیرقانونی است و با حمایت غیرقانونی آمریکا، لبنان را وارد بحرانهای نامحدود کرده است. از مردم لبنان حق دارند که با مداخله خود هم به مداخله آمریکا به عنوان مانع توافق پایان دهند و هم به عمر حکومت غیرقانونی سینیوره پایان دهند و این کار با حضور گسترده و عصیان مدنی مردمی امکانپذیر است. شرایطی که آمریکا و معدودی از همپیمانان خود در لبنان به وجود آورده، به مفهوم شکاف و ایجاد دوگانگی در نهادهای حکومتی است. مقامات آمریکایی صراحتا گفتهاند (زلمی خلیلزاد) هر حکومتی که از طریق نصاب نصف به علاوه یک حاصل شود به سرعت از سوی آمریکا و غرب به رسمیت شناخته میشود و شورای امنیت نیز از آن حمایت میکند. این کار به معنی مقابله با اراده ملی و داخلی در لبنان است تا دو حکومت و بحرانهای ناشی از آن حیات سیاسی لبنان را به مراحل پیچیده جدید وارد کند. سیدحسن نصراله در سخنرانی اخیر خود به مناسبت روز شهید تاکید کرده که توافق ملی در لبنان راهبرد اصلی معارضه است و تمایل آمریکا برای دستیابی به رئیسجمهور ضد مقاومت، خواب تعبیر نشدنی است، زیرا هیچ قدرتی قادر به خلع سلاح مقاومت در لبنان نمیباشد. ناظران آگاه معتقدند، فرانسویها نیز از اینکه موقعیت خود را در مشارکت سیاسی با آمریکا در لبنان از دست بدهند، بسیار نگران هستند و تلاشهای کوشنیر و کوسران در سفر به لبنان و سوریه و رایزنی با عربستان سعودی برای تقلیل دادن به سطح چالشهای موجود است. فرانسویها به خوبی میدانند که گره زدن منافع و جایگاه مسیحیان لبنان به بحرانهای آمریکایی به مفهوم قربانی کردن آنان در ماجراجوییهای بیپایان بوش میباشد. بوش به دنبال تقسیم لبنان و ایجاد دو حکومت در این کشور است تا با مقدماتی که در هماهنگی با سینیوره به عمل آمده، زمینه حضور نظامی در پایگاه هوایی قلیعات (شمال لبنان) فراهم و جنگ داخلی برای فرسایش گروههای لبنانی و درگیر کردن مقاومت را بر این کشور تحمیل کرده و اسرائیل را از نگرانی نسبت به توانمندیهای مقاومت برهاند. برخی گزارشها نیز حاکی است اسرائیل آمادگی نظامی خود را که در تمرین 50 هزار نیروی نظامی در شمال اسرائیل به اجرا گذاشته، منتظر این شرایط فوق العاده است تا با بهانه حمایت از یکی از طرفهای لبنانی مانند جنبلاط و جعجع به لبنان و مقاومت حمله جدیدی را آغاز کند. عامل مهم در این طرح آمریکایی، نوع سمتگیری سعد حریری و عربستان است که آیا در بحرانسازی و جنگ داخلی لبنان و تقسیم ساختارهای حکومتی با آمریکا همکاری میکنند و یا گزینههای عاقلانه رقابت سیاسی را ترجیح خواهند داد.