در پی حوادث 11 سپتامبر و جنگ افغانستان،آمریکاییها اقدامات مشرف در محدودسازی مذهبیها و قطع حمایت مشرف از طالبان و القاعده را ناکافی دانسته و به همین دلیل از ارائه پاداش درخور به مشرف پرهیز کردند. تحت این شرایط، مشرف مجدداً به طالبان در افغانستان توجه بیشتری کرد، رهبران بازداشتشده گروههای مذهبی را آزاد کرد، به بعضی از گروهها اجازه داد تحت نامها و عناوین جدید، فعالیت خود را از سر گیرند، به آنها امکان داده شد حسابهای بانکی جدید با نامها و عناوین جدید باز کنند و مدارس مذهبی نیز اجازه یافتند فعالیتهای خود را از سر گیرند. در مجموع، وضع بدین شکل بود که هر چه رابطه مشرف و آمریکا به هم نزدیک میشد، مذهبیها با مشرف افزایش مییافت و بالعکس. اما سال 2005 یک نقطه عطف در روابط مشرف و جریانهای مذهبی است. در این سال انفجارهایی در لندن به وقوع پیوست که رد پای اتباع پاکستان در آن مشهود بود. این مسأله باعث شد فشارهای سیاسی مضاعفی بر مشرف وارد آید. این فشارها حول مسائل ذیل شکل گرفت: ـ اسلامآباد از تروریسم حمایت میکند و لذا باید تحت فشارهای سیاسی بینالمللی قرار گیرد. ـ بمبهای هستهای پاکستان غیرقانونیاند و باید تحت کنترل آمریکا درآیند. ـ حکومت مشرف یک حکومت کودتایی است و باید از قدرت خلع شود و زمام امور را به یک دولت غیرنظامی بسپارد. ـ پاکستان در امور داخلی افغانستان مداخله میکند و این خلاف موازین بینالمللی است. حال اگر قرار است مشرف از بار این فشارها رهایی یابد، باید جدیت بیشتری در مبارزه با تروریسم داشته باشد. یکی از عرصههایی که این اراده میتوانست در آن متجلی شود، مقابله با گروههای رادیکال در پاکستان بوده؛ گروههایی که حمایت آنها از طالبان و القاعده بر کسی پوشیده نیست. مسجد لعل که در خلال دهه 1980 و پس از آن همواره نقش مهمی در پرورش نیروهای رادیکال داشته و رؤسای آن یعنی عبدالعزیز و عبدالرشید قاضی (فرزندان عبدالله قاضی مؤسس این مسجد در سال 1966)که اخیراً مواضع تندی علیه ژنرال مشرف اتخاذ کرده بودند، مورد خوبی برای خودنمایی مشرف بود. ژنرال امیدوار بود با انجام این اقدام نمادین: ـ آمریکا سهمی از قدرت را به دوستان پاکستان در افغانستان بدهد؛ ـ واشنگتن با بهرهگیری از موقعیت هژمون خود، دولت کابل را وادارکند خط دیوراند را به عنوان مرز رسمی افغانستان و پاکستان به رسمیت بشناسد؛ ـ آمریکا، هند را برای مذاکره با پاکستان درخصوص حل مرضیالطرفین بحران کشمیر تحت فشار قرار دهد و از چرخش بیش از حد به سمت هندوستان پرهیز کند؛ ـ واشنگتن از اعمال فشارهای سیاسی و تبلیغاتی علیه برنامههای هستهای پاکستان پرهیز کند؛ ـ آمریکا از وضعیت دموکراسی در پاکستان سخن نگوید و حکومت مشرف را یک حکومت غیرقانونی و نامشروع قلمداد نکند؛ ـ آمریکا کمکهای مالی، اقتصادی و نظامی خود را به پاکستان افزایش دهد. مشرف با ورود به حادثه مسجد لعل وارد بازی خطرناکی شد که شخص او و ثبات سیاسی در پاکستان را در معرض تهدید جدی قرار داد. درخلال بحران افغانستان، ژنرال ضیاءالحق به ادارات دولتی و نیروهای مسلح اجازه داد تا از میان فارغالتحصیلان مدارس دینی در پستها و سمتهای دولتی و مهم استفاده شود و از سوی دیگر، وی به عنوان یک عضو دوآتشه فرقه دیوبندیه که به وهابیت نیز گرایش پیدا کرده بوده به عربستان سعودی امکان داد جریان مالی عظیمی را برای آموزش وهابیسم ـ دیوبندیسم در پاکستان تدارک ببیند. مهمتر از همه اینها، کاهش علاقه و شاید هم ناتوانی دولت ضیاءالحق به سرمایهگذاری در بخش اجتماعی ـ خصوصاً آموزش و پرورش ـ بود. کاهش بودجه آموزش و پرورش باعث شد مناطق فقیر روستایی که بخش اصلی جامعه پاکستان را تشکیل میدهند به دلیل ضعف بنیه مالی، فرزندان خود را به مدارس مذهبی پاکستان بفرستند چرا که علاوهبر تحصیل رایگان، مقداری نیز کمکهزینه تحصیلی دریافت میکردند. بدینشکل بود که جامعه پاکستان به سمت آموزشهای مذهبی رادیکال حرکت کرد؛ بهگونهای که اگر تا قبل از دهه 1950 شمار مدارس مذهبی در پاکستان 244 مدرسه بود،این تعداد در دهه 1960 به 500، در دهه 1970 به 700، در دهه 1990 به 11 هزار و 221 و هماکنون به 11 هزار و 782 مدرسه رسیده است. اکنون ژنرال مشرف در مقابل این نیروی رادیکال با این پتانسیل موضع گرفته و به درستی معلوم نیست که آیا او قادر خواهد بود جامعه پاکستان را از این تندرویها پاک کند یا اینکه خود قربانی مبارزهطلبی این نیروها خواهد شد. آنچه نامعلوم به نظر میرسد، توانایی مشرف یا امثال مشرف و حتی توانایی آمریکا در محو رادیکالیسم اسلامی در پاکستان است. کمرنگکردن رادیکالیسم، نیازمند برنامههای فرهنگی، اقتصادی و سیاسی متعدد است؛ همانگونه که رشد آن مستلزم این متغیرها بود. حرکت نظامی ـ امنیتی مشرف و آمریکا احتمالاً ممکن است آسیبهایی را به رادیکالها وارد کند اما ضدیت آنها را با مشرف و آمریکا افزایش خواهد داد و احتمالاً تاحدی نیز موجب ترویج رادیکالیسم خواهد شد.