سامان بهبودى
برخی از رسانه ها اقدام به درج مطلبی درباره جلسه مصطفی تاج زاده پیش از بازگشت به اوین با برخی همفکران و نیروهای درجه دوم حزب مشارکت و سازمان مجاهدین، کرده اند. براساس این مطلب تاج زاده در این نشست آخرین سیاستگذاری و تصمیم راهبردی جریان فتنه را با حاضرین در میان گذاشت.
براساس این گزارش، تاج زاده در این جلسه گفت: براساس طرح هایی که از طریق یک اتاق فکر ارائه شده و در حال چکش کاری های پایانی است، جریان اصلاحات با تقسیم رهبری به دو شاخه رادیکال و معتدل فرصت می یابد تا ضمن ادامه حرکات تند و رادیکال، از طرف دیگر امکان رایزنی برای کسب امتیاز از نظام توسط شاخه معتدل خود را فراهم کند. تاج زاده در تشریح این روش گفت: ما در حقیقت با این کار داریم تئوری معروف سعید حجاریان یعنی فشار از پایین و چانه زنی از بالا را به مرحله اجرا در می آوریم. وی در ادامه افزود: در این تئوری دو پایه برای جریان اصلاحات در نظر گرفته شده است؛ یکی پایه ای است که در بطن جریانات اعتراضی و حرکات تندخیابانی قرار دارد و وظیفه آن آماده سازی نیروهای مختلف برای ایجاد فشار به نظام از طریق شیوه های تند و رادیکال است و پایه دیگری که در این سناریو تعریف شده تحکیم پایه در قدرت است. این پایه تلاش می کند جای خود را در نهادهای حقوقی مثل مجلس، شورای شهر، ریاست جمهوری ، مجلس خبرگان و نهادهای دیگر باز کند و از این طریق خواسته های پایه نخست یعنی همان حرکت های اعتراضی را در بدنه قدرت پیگیری کرده و سعی نماید حرکات آنها را حق طلبانه جلوه دهد و از طرف دیگر مانع اضمحلال آنها شود.
به این اظهارات از دو منظر می توان نگریست و درخصوص هر یک می توان مطالبی عرضه کرد:
الف- اصل خبر کذب باشد: به این معنا که خبری با محتوای فوق جداگانه و یا با تشکیل یک جلسه صوری ساخته و پرداخته شود و به نحوی جذاب و شورآفرین به برخی رسانه ها هدایت و توسط آنها منتشر گردد. با این فرض علت چنین اقدامی گم شده بحث خواهد بود. علت اصلی این اقدام را می توان در وضعیت فعلی فتنه سبز جست وجو کرد. ماه ها است که تمام تحرک و تلاش فتنه سبز در داخل و خارج در یکسری اخبار، ادعاها و نشست و برخاست هایی که حوزه جولان آنها فضای مجازی است خلاصه شده است. این محدودیت آنچنان دست و پاگیر است که اثری از فتنه سبز در عرصه جامعه مشاهده نمی شود تا جایی که می توان ادعا کرد فتنه سبز فراموش شده ای است که شاید هر از گاهی خبر و حادثه ای سبب شود تا خاطره ای از آن چند لحظه ای در ذهن برخی زنده و پس از مدت اندکی بارقه آن خاموش شود. انتشار عمدی چنین اخبار کذبی براساس محاسبه مجریانش شاید بتواند فتنه سبز را همچنان زنده و پویا نشان دهد شاید!
ب- اصل خبر واقعیت داشته باشد: چنانچه خبر مذکور واقعیت داشته باشد، بحث پیرامون آن دو قسمت می شود قسم اول بررسی محتوای جلسه و قسم دوم پی بردن به علت این شکل خاص از محتوا است. درخصوص قسم اول باید گفت: محتوای ابراز شده هیچ نکته جدیدی را در بر ندارد، هر آنچه گفته شده از پیش قابل مشاهده بوده و لذا نمی توان آن را سیاست و راهبرد جدید دانست. کهنه و شکست خورده بودن این سیاست آنچنان واضح است که حتی نیروهای درجه دو مشارکت و سازمان مجاهدین هم نمی توانند به آن دل خوش کنند، اما قسم دوم؛ به نظر می رسد طرح چنین ادعاهایی بیشتر به آن خاطر است که در بحث پیش گفته شد. یعنی آنها قصد دارند با نشان دادن تحرک خود در شرایط زندانی بودن، نشاط و اعتماد از دست رفته خود و هوادارانشان را بازسازی و ته مانده هواداران فریب خورده را حفظ کنند تا از مرگ کامل فتنه سبز جلوگیری به عمل آورند. نظام برای زدن رد فتنه سبز باید از تحلیلهای دیگری استفاده کند.