صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۳۱ مرداد ۱۳۸۹ - ۱۰:۳۳  ، 
شناسه خبر : ۱۶۲۱۷۱

روح‌الأمین سعیدى / دانشجوی دکترای روابط بین‌الملل دانشگاه تهران
یکی از شروط صدق و صحت استدلال های علمی، تکرار شواهد مدعای آنها تحت شرایط متنوع است. یعنی ا ستدلال باید در وضعیت های گوناگونی به محک آزمون درآید و همواره صادق باشد تا بتوان آن را معتبر دانست. شواهدی که برای اثبات نظریه کارگر بودن امدادهای غیبی و تأییدات متافیزیکی در محیط بین الملل در اختیار داریم، عموماً مربوط به پدیده انقلاب اسلامی ایران هستند (مانند خود پیروزی انقلاب، حادثه طبس، جنگ تحمیلی و...) و لذا ممکن است با این توجیه مواجه گردیم که انقلاب اسلامی یک استثنا در محیط بین الملل بوده و مسائل آن قابل تعمیم به دیگر نقاط جهان نمی باشد. اما وقوع جنگ 33 روزه میان حزب الله لبنان و رژیم صهیونیستی به عنوان رویدادی شگرف و غیرقابل پیش بینی در آغازین سالهای هزاره سوم که در یک بستر جغرافیایی کاملاً متفاوت با موطن انقلاب اسلامی حادث گردید، بار دیگر مهر تأییدی بر صدق تئوری قدرت متافیزیکی به عنوان یادگار جاودانه امام خمینی (ره) زد و نشان داد که تئوری مذکور در صورت فراهم آمدن شروط لازم آن، در هر نقطه ای امکان تحقق دارد. نوشتار حاضر می کوشد تا در این مجال اندک به واکاوی دلایل پیروزی معجزه آسای رزمندگان حزب الله لبنان بر دشمن قدرتمند صهیونیست از منظر تئوری قدرت متافیزیکی حضرت امام خمینی(ره) که ریشه در آموزه های عمیق قرآن کریم دارد، بپردازد.
رژیم صهیونیستی از همان اوان پیدایی نامشروعش، در همه رویارویی های نظامی خود با اعراب، مقتدرانه بر آنها فائق آمده بود به نحوی که شکست ناپذیری اسرائیل در مقابل ارتش های عرب عملاً حکم یک قاعده ابطال ناشدنی را داشت، اما این قاعده سرانجام در سال 2006 آشکارا ا بطال گردید و ابهت افسانه ای ارتش پیشرفته و مجهز اسرائیل به دست یک گروه چریکی درهم شکست. اسرائیل که در سال 2000 هم طعم تلخ ناکامی در برابر مقاومت اسلامی لبنان را چشیده و بر اثر ایستادگی جانانه مبارزان مقاومت، ناگریز به خاتمه ا شغال جنوب لبنان شده بود، در تابستان 2006 با هدف از پیش طراحی شده حذف موجودیت حزب الله، از زمین، هوا و دریا یورش همه جانبه ای را به لبنان آغاز کرد.
رژیم صهیونیستی در این نبرد نامتقارن، حجم عظیمی از قدرت تسلیحاتی مادی را در اختیار داشت. هواپیماهای جنگنده مدرن که طی 33 روز جنگ، چندصد سورتی پرواز بر فراز خاک لبنان انجام داده و بارانی از انواع بمب های ویرانگر را بر سر شهرها و روستاها فروریختند، بالگردهای آپاچی، قایق های توپدار، تانک های مرکاوا و کماندوهای مشهور تیپ گولانی که گفته می شد هر کدام به تنهایی قادر به مبارزه با چندین رزمنده عادی هستند، از اوج قدرت و آمادگی یکی از مجهزترین ارتش های جهان خبر می داد. اما در مقابل این انباشت عظیم قدرت، چریک های حزب الله حتی از داشتن یک تانک نیز بی بهره بودند و سلاح های سبک و موشک های با برد کوتاه، همه نصیب آنها از مولفه های مادی قدرت به شمار می آمد. معادلات سیاسی منطقه و جهان نیز کاملاً به ضرر حزب الله و در راستای حمایت از دولت تل آویو رقم می خورد تا جایی که حتی سران عرب تحرکات حزب الله را محکوم کرده و قدرت های غربی به رهبری ایالات متحده خصوصاً در شورای امنیت سازمان ملل، ضمن ابراز مخالفت با برقراری هرگونه آتش بس، برای بازگرداندن دست اسرائیل تا رسیدن به نتیجه مورد نظر یکدل بودند.
نابرابری طرفین درگیر از جمیع ابعاد به قدری ملموس و مبرهن می نمود که پیش بینی پیروز میدان چندان دشوار به نظر نمی رسید و اکثر تحلیلگران کار حزب الله را حداکثر ظرف چند روز پایان یافته می انگاشتند. بدین ترتیب همه چیز دست به دست هم داده بود تا بار دیگر شرایطی مشابه شرایط جنگ عراق با ایران و البته در مقیاس کوچک تر به وجود آید. جالب اینکه این دفعه نیز روند حوادث به گونه ای طی شد که در مخیله هیچ تحلیلگر مادی گرا و مشاهده محوری نمی گنجید و آنچه سرانجام اتفاق افتاد ـ یعنی پیروزی قاطع و ناباورانه حزب الله ـ اعجاب همگان را برانگیخت تا علامات سوال تازه ای در ذهن صاحب نظران روابط بین الملل و مسائل نظامی ـ ا ستراتژیک نقش بندد:
چگونه ممکن است اسرائیل دهه هفتاد که ظرف مدت شش روز به سهولت طومار ارتش های عرب را درهم می پیچد در تابستان 2006 که بسیار نیرومندتر و مهیاتر از قبل گردیده، علی رغم پشتیبانی قدرت های بزرگ جهانی، نه در مقابل یک ارتش کلاسیک بلکه رویاروی گروهی چریکی با تسلیحات ابتدایی پس از 33 روز نبرد سهمگین، مفتضحانه مغلوب می شود؟! چطور می توان باور کرد که چند رزمنده شیعه لبنانی با سلاحهای ناشناخته دشت های جنوب این کشور را به گورستان تانک های پیشرفته مرکاوا و جهنمی برای کماندوهای آموزش دیده گولانی مبدل سازند؟! چرا ائتلاف سیاسی بازیگران بزرگ جهانی برای از گردونه خارج ساختن یک مهره به ظاهر ناچیز، ره به جایی نبرد؟! چریک های جوان مقاومت اسلامی به چه سلاح ناشناخته ای مجهز بودند که وحشتی این چنین باورنکردنی را در دل نظامیان میدان دیده ارتش اسرائیل می انداخت؟! دبیرکل حزب الله لبنان از کدام منبع قدرت آفرین نیرو می گرفت که توانست هرآنچه که می خواست و اراده کرده بود را حتی پس از جنگ و در جریان مبادله اسرا به دولت تل آویو تحمیل نماید؟! چیزی که همه قدرت های عرب تا کنون قادر به انجامش نگردیده اند. در یک کلام، چه پاسخ قانع کننده ای را می شود در برابر سوال از چرایی پیروزی های حیرت انگیز حزب الله قرار داد؟!
به نظر می رسد این بار نیز تئوری هایی که ریشه در معرفت شناسی و هستی شناسی مادی گرایانه دارند، از هضم رویدادهای غیرطبیعی لبنان عاجز خواهند ماند. لکن همه این حوادث به ظاهر ناباورانه و خارق عادت را می توان در چارچوب تئوری قدرت متافیزیکی امام خمینی (ره) تحلیل و برای آنها توجیهاتی پذیرفتنی ارائه نمود. باید گفت فرمانده اجرایی و رهبر ایدئولوژیک حزب الله لبنان که در حقیقت دانش آموخته مکتب فکری حضرت امام(ره) به شمار می آید، با اشراف و اعتقاد راسخ به نحوه کارکرد منبع قدرت ماورایی، عیناً همان دستورالعمل تجویزی امام راحل را در یک بستر جغرافیایی متفاوت به اجرا گذاشت و با دریافت بازخوردی مشابه، کارایی آن را به عنوان دستورالعملی عام و جهان شمول بار دیگر اثبات کرد تا ضمن افزودن گزاره مشاهدتی تازه ای به جمع استقرائات موجود، نظریه قدرت متافیزیکی را یک گام بلند دیگر در مسیر حدفاصل میان نظریه سازی، قاعده سازی و قانون سازی پیش برده باشد.
به زعم نگارنده، سیدحسن نصرالله برای غلبه بر اسرائیل در نبرد سهمگین تابستان 2006 از راهبرد قرآنی «خانه عنکبوت» بهره جست و ضعف مفرط سپاه خود از حیث مولفه های مادی را با استفاده هوشمندانه از منابع ماورایی به بهترین نحوی پوشش داد. وی چند صباح پیش از آغاز جنگ 33 روزه در ارزیابی و برآورد قدرت افسانه ای اسرائیل، آن را سست تر از خانه عنکبوت خوانده بود: «والله هی أوهن م ن بیت العنکبوت». پشتوانه این استراتژی، قانون محتوم، فراگیر و لایتغیر نظام تکوین می باشد که در آیه 41 سوره عنکبوت تقریر شده است:
«مَثَلُ الذینَ اتخَذُوا مِن دُونِ اللهِ أولیاءَ کمَثَلِ العَنکبُوتِ إتخَذَت بَیتاً وَ إن أوهَنَ البُیُوتِ لَبَیتُ اَ لعنکبُوتِ ...»
(عنکبوت، 14)
مثل آنان که غیر خدا را به دوستی برگرفتند، ]در سستی و بی بنیادی[ حکایت خانه ای ا ست که عنکبوت بنا می کند و سست ترین بناها خانه عنکبوت ا ست...
از سیاق آیه فوق چنین مستفاد می گردد که قدرت های غیر الهی و الحادی هر چقدر هم که بزرگ و پرجبروت با شند، در مواجهه با منبع قدرت لایزال متافیزیکی، پوشالی و همچون خانه عنکبوت سست بنیاد هستند. بر این مبنا، راز پیروزی غیرقابل پیش بینی حزب ا لله لبنان از نظرگاه قرآن کریم، در خارج نمودن قانون خانه عنکبوت از ص رف یک اعتقاد مذهبی و ساری و جاری دانستن آن در عرصه روابط بین الملل نهفته است. نصرالله و یاران وی به خاطر باور یقینی به کارگر بودن این قانون، بدون هیچ گونه هراسی از قدرت عظیم رژیم صهیونیستی، تنها خود را در معرض شمول امدادهای غیبی و قدرت های ماورایی قرار دادند و با تسلیحات سبک نظامی توانستند یکی از مقتدرترین ارتش های جهان را که نشان ارتش بی شکست خاورمیانه را بر سینه داشت، در عین پشتگرمی به حمایت سیا سی ابرقدرت ها به زانو درآورند. آنها به جای شعار و رجزهای میان تهی، سستی بنیاد عنکبوتی اسرائیل را در صحنه عمل نمایان ساختند تا جایی که چاره ای جز تسلیم و سرفرود آوردن در برابر این استدلال روشن برای ناظران منصف باقی نمی ماند.
مقام معظم رهبری حضرت آیت الله العظمی خامنه ای در پیام تبریک خود به مناسبت پیروزی غرورآفرین حزب ا لله لبنان در جنگ 33 روزه، به تحلیل این پیروزی از منظر تئوری قدرت متافیزیکی پرداخته و نکات مهمی را خاطرنشان کرده اند که حائز اهمیت فوق العاده ای هستند. در فرازهایی از پیام ایشان چنین می خوانیم:
«آنچه شما با جهاد و مقاومت بی نظیر خود به امت اسلامی هدیه کرده اید، از حد توصیف اینجانب بالاتر است. جهاد دلاورانه و مظلومانه شما که نصرت الهی را به شما ارزانی داشت، بار دیگر ثابت کرد که سلاح های مدرن و مرگبار در برابر ایمان و صبر و اخلاص ناکارآمد است و ملتی که ایمان و جهاد دارد، مغلوب سیطره قدرت های ستمگر نمی شود. پیروزی شما پیروزی اسلام بود. شما توانستید به حول و قوه الهی ثابت کنید که برتری نظامی به ابزار و سلاح و هواپیما و ناو و تانک نیست. به قدرت ایمان و جهاد و فداکاری همراه با عقل و تدبیر است. شما برتری نظامی خود را بر رژیم صهیونیستی تحمیل کردید؛ تفوق معنوی خود را در ابعاد منطقه ای و جهانی تثبیت نمودید؛ افسانه شکست ناپذیری و هیبت دروغین ارتش صهیونیست را به سخره گرفتید و آسیب پذیری رژیم غاصب را به نمایش گذاشتید. شما به ملت های عرب عزت بخشیدید و توانایی های آنان را که ده ها سال به وسیله تبلیغات و سیاستهای استکباری انکار شده بود، در صحنه عمل به همه نشان دادید. آنچه اتفاق افتاد، حجتی از سوی خداوند بر همه دولت ها و ملت های اسلامی و به ویژه در منطقه خاورمیانه است. شما بار دیگر مصداق این کلام نورانی شدید: «قَد کانَ لَکم آیَةُ فى فِئَتَینِ التَقَتَا فِئَةُ تُقاتِلُ فى سَبیلِ اللهِ وَ اُخرى کافِرةُ یَرَونَهُم مِثلَیهِم رأىَ العَینِ وَ اللهُ یُوَیِدُ بِنَصرِهِ مَن یَشاءُ إن فى ذلک لَعِبرَةً لأولى الأبصـارِ» (آل عمران، 13) این اولوالأبصار، امروز توده های میلیونی و جوانان غیور و مومن در کشورهای منطقه و سیاسیون سالم و زمامداران و رهبران مستقل و خردمندند... دشمن، یعنی آمریکا و اسرائیل از صبر و هوشمندی و دلاوری ملت لبنان غافل بود، از توانایی بازوان ستبر لبنان غافل بود، از سنت الهی « ...کم مِن فِئَةٍ قَلیلَةٍ غَلَبَت فِئَةً کثیرَةً بِأذنِ اللهِ وَ اللهُ مَعَ الصابِرینَ» غافل بود ...» (بقره، 249)
رهبر انقلاب در پیام خود به دو قاعده از قواعد مهم پیرامون نحوه کارکرد قدرت متافیزیکی اشاره نموده و تحقق آنها را عامل پیروزی حزب الله در نبرد تابستان 2006 دانسته اند. یکی آیه 13 سوره آل عمران که می توان آن را قاعده خطای دید در هنگام جنگ نام نهاد. مطابق با قاعده مذکور هرگاه گروهی از مومنان که در راه خدا جهاد می کنند، رویاروی گروهی از کفار قرار گیرند، بر اثر دخالت نیروهای متافیزیکی، کافران دچار خطای دید شده و سپاه مومنین را دوبرابر تعداد واقعی شان می بینند. قاعده دیگر نیز که در آیه 249 سوره بقره طرح گردیده، به بی تأثیر بودن کمیت سپاه دشمن در معادلات جنگ و امکان غلبه یک اقلیت کم شمار بر جمعی کثیر در صورت پشتیبانی امدادهای ماورایی اشاره دارد. با این حساب می توان نتیجه گرفت که حضرت آیت الله العظمی خامنه ای راز برتری حزب الله را نه در ضعف یا ناکارآمدی ماهوی ارتش اسرائیل که در تحقق پیش شرط های لازم جهت بکار افتادن ژنراتور عظیم مولد انرژی متافیزیکی و بالطبع نفوذگذاری ناپیدای آن در صحنه نبرد می داند. زیرا اسرائیل همان قدرت بلامنازع دهه های اخیر منطقه و چه بسا توانمندتر و مهیاتر از هر زمان دیگر است. تنها چیزی که در این معادله تغییر یافته، همان دخیل بودن یک منبع ماورایی قدرت آفرین می باشد که به دلیل ذات غیرمادی و مشاهده ناپذیرش، از سوی طراحان و استراتژیست های اتاق جنگ اسرائیل لحاظ نگردید و همین اشتباه فاحش محاسباتی، طومار ارتش نام آور صهیونیست را درهم پیچید.
در مجموع باید گفت گزاره فرمانده حزب الله لبنان که «اسرائیل سست تر از خانه عنکبوت است» در واقع تکرار همان گزاره مشهور حضرت امام خمینی یعنی «آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند» با استفاده از واژگانی متفاوت بود. لذا این حقیقت غیرقابل انکار که حضرت امام و سیدحسن نصرالله در ظروف زمانی و مکانی مغایر هم، هر دو یک راهبرد واحد را به محک آزمون درآورده و بازخورد مشابهی را دریافت کرده اند، کمک بسیار شایان توجهی به اثبات تئوری قدرت متافیزیکی خواهد نمود.
پی‌نوشت‌ها در دفتر نشریه صبح صادق موجود است.

نام:
ایمیل:
نظر: