1-آزمون و خطا (طرح های مختلف، کاندیداهای متعدد)
از سال 1386 مباحث انتخابات ریاست جمهوری در کانون توجه محافل اصلاح طلبان قرار گرفت. مهمترین کانون مرکزی تصمیم گیری و هماهنگی ، جلسه ای متشکل از هفت گروه عمده اصلاح طلب بود که کارگزاران سازندگی از اعضای اصلی آن محسوب می شد، آنها به دنبال وحدت رویه برای پیروزی در انتخابات آتی بودند.(1)
علاوه بر این ، جلسه پنج شنبه های دفتر مهدی هاشمی (فرزند آقای هاشمی رفسنجانی) که عناصری از کارگزاران مانند جهانگیری، عطریانفر ، مرعشی و برخی دیگر از اصلاح طلبان در آن شرکت می کردند نیز در این زمینه فعال بود. عمده مطالب این جلسات حول ضعف های دولت نهم و نفی کامل احمدی نژاد و حتی رهبری نظام دور می زد و این موضوع یکی از نقاط اصلی پیونددهنده گروه های اصلاح طلب ، اپوزیسیون و عناصر خارجی بود که تا آخرین مراحل انتخابات ادامه داشت. (2)
گرایش تبلیغاتی اصلاح طلبان از همان ابتدا توسل به شیوه های مختلف حتی ضد وحدت ملی بود. موضوعاتی مانند : مسائل قومی ، سرکوب اقلیت سنی، رشد فزاینده تبعیض مذهبی در کشور و تلاش دولت احمدی نژاد برای در اختیار گرفتن مدارس اهل سنت و زیر سوال بردن سیاست خارجی نظام و طرح این موضوع ازسوی خاتمی که برخی «به گفت وگو و «مفاهمه» اعتقاد ندارند و می گویند باید با دنیا جنگید!»(3) در تبلیغات اصلاح طلبان به چشم می خورد.
قبل از شکل گیری کامل آرایش سیاسی تشکل ها و احزاب برای انتخابات دهم ریاست جمهوری برخی گروه ها مانند طیف علامه دفتر تحکیم وحدت با اطمینان از رد صلاحیت عبدالله نوری (وزیر کشور دولت اصلاحات )خواستار نامزدی وی با هدف مشروعیت زدایی از انتخابات شدند. هدف از چنین طرحی جمع آوری نیروهای ناراضی، مستقل و پراکنده ای بود که به وسیله آن بتوان جنبش اجتماعی قوی ایجاد کرد.(4) نکته قابل تأمل در این زمینه حمایت برخی از اعضای کارگزاران همچون کرباسچی و عطریانفر از نامزدی عبدالله نوری بود که این اصرار کرباسچی تا فروردین ماه 88 ادامه یافت. در مقابل برخی دیگر آمدن نوری را به صلاح نمی دانستند و در جلسه ای که در منزل وی برگزار شد و گروهی از اصلاح طلبان از احزاب مختلف در آنجا حضور داشتند در جمع بندی، توصیه اکثر حاضران به عدم نامزدی نوری در عرصه انتخابات تعلق گرفت.(5)
اما این انتخاب اصلی کارگزاران نبود بلکه آنها در صدد بودند که سیدمحمد خاتمی به عنوان فرد مورد وفاق اصلاح طلبان و کسی که توانایی رقابت با احمدی نژاد را دارد به میدان رقابت بکشانند(6) و هدف از طرح زودهنگام، گزینه ای با ویژگی های عبدالله نوری، آنهم یک سال پیش از برگزاری انتخابات، استفاده از ظرفیت های وی برای تقابل با نهادهای قانونی مانند شورای نگهبان و بسیج مخالفان و معترضان بود ؛ سعید حجاریان عضو ارشد حزب مشارکت در گفت وگویی با عباس عبدی از عبدالله نوری به عنوان گزینه ای که برای درگیر کردن مراجع منتقد اجتماعی و جریان های دگراندیش خارج از جبهه اصلاحات از پتانسیل بالایی برخوردار است، یاد می کند؛ به عبارت دیگر این استراتژی، پیشنهادی برای افراد و جریان های دگراندیش در قبال انتخابات پیش رو بود که چگونگی تقابل با نهادهای دخیل در انتخابات را به نمایش می گذاشت.(7)
در پاییز1387 چهره های سیاسی متعددی از جناح های مختلف ، عزم ورود به عرصه رقابت انتخاباتی را داشتند که از حزب کارگزاران سازندگی نام محمد هاشمی و محمد علی نجفی به چشم می خورد، اما در آن مقطع دکترحسن روحانی از مقبولیت بیشتری نزد کارگزارانی ها برخوردار بود. وی که بعد از انتخابات نهم ریاست جمهوری تبدیل به یکی از منتقدین جدی دولت نهم شده بود ، اظهارنظرهای تندی را در مخالفت با سیاست های این دولت ابراز می داشت . (8)
هرچند در بین اعضای حزب کارگزاران گرایش نسبتاً قویی نسبت به کاندیداتوری خاتمی وجود داشت و برخی از بزرگان حزب امیدوار بودند که خاتمی بار دیگر در عرصه انتخابات حضور یابد، اما به نظر می رسید در آن مقطع حسن روحانی نیز به عنوان کسی که شاخص های کاندیداتوری مورد نظرشان را داراست به عنوان یکی از گزینه ها مطرح بود ، به خصوص اینکه این گزینه می توانست مورد پشتیبانی آقای هاشمی رفسنجانی قرار بگیرد و همچنین توانایی جذب آرای تعدادی از اصولگرایان و یا ایجاد گسست بین آنها را داشت . در این راستا شایعاتی نیز در مورد حمایت جامعه روحانیت مبارز از کاندیداتوری وی انتشار داده شد که از سوی جامعه روحانیت تکذیب گردید.(9)
همزمان با تلاش ها جهت انتخاب گزینه های مطلوب برای کاندیداتوری، ماشین تبلیغاتی اصلاح طلبان نیز فعال بود و در تمام مقاطع استراتژی تبلیغاتی خود را بر سیاه نمایی اوضاع مدیریتی، سیاسی ، اجتماعی و اقتصادی کشور قرار داده بودند .
این سیاه نمایی ها و ویژه معرفی کردن شرایط کشور، زمینه سازی بود برای طرح شعارهایی مانند «دولت نجات ملی» که هدف آن مرعوب ساختن مردم از روند مسائل کشور ، روی برتابیدن مردم از دولت نهم، تخریب پایگاه اجتماعی اصولگرایان و در مجموع ایجاد موج و چیدن ثمره آن در انتخابات بود.(10)
طرح دیگری که در پاییز با آب و تاب در محافل و رسانه ها به آن پرداخته می شد «دولت وحدت ملی» بود. در تابستان ، اخباری از رایزنی های هاشمی رفسنجانی، آقای ناطق نوری، سیدمحمد خاتمی و مهدی کروبی در محافل سیاسی و خبری مطرح شد، این چهار نفر، با نقد وضعیت کنونی جامعه و با توجه به نزدیکی انتخابات ریاست جمهوری دهم، طرح پیشنهادی آقای ناطق نوری موسوم به تشکیل «دولت وحدت ملی» را مورد بررسی قرار داده بودند. با توجه به حضور سرشناس ترین روحانیون دو جناح مطرح کشور در این رایزنی ها، به زودی موضوع طرح وحدت ملی در جلسات داخلی احزاب و گروه ها ، به خصوص کارگزاران سازندگی به عنوان یک گزینه جدی مطرح شد و در اندک زمانی سر از رسانه ها درآورد. اولین رسانه ای که پیرامون این موضوع جزئیاتی را آشکار کرد نشریه شهروند امروز، نشریه نزدیک به حزب کارگزاران بود.(11)
هدف ارائه کنندگان این طرح، تعیین چهره های جامع و مرضی الطرفین بود که نوعی وفاق جناح ها بر کاندیداتوری او تعلق بگیرد که از دید بسیاری از گروه های اصولگرا نتیجه قهری طرح دولت وحدت ملی عبور از احمدی نژاد بود و لذا مورد استقبال قرار نگرفت و اصلاح طلبان نیز به چیزی کمتر از حذف احمدی نژاد رضایت نمی دادند.(12)
بعد از چند ماه مسکوت ماندن ، مجدداً این طرح از سوی کارگزاران سازندگی مورد توجه قرار گرفت، این حزب در گردهمایی آذر ماه خود به صورت رسمی از طرح دولت وحدت ملی حمایت کرد و غلامحسین کرباسچی (دبیرکل کارگزاران) در اختتامیه این گردهمایی گفت: «نیروهای دلسوز دو جناح اصلاح طلب و اصولگرا که همه فرزندان این کشور هستند، می توانند ائتلاف کنند؛ البته طبیعی است که در این زمینه حداقل تضمین هایی باید وجود داشته باشد که به مذاکرات فشرده نیازمند است؛ اما باید دلسوزانه به نتایجی رسید تا چهره های دلسوز، ملی و مورد قبول مردم در دو جناح نتایجی را کسب کنند.»(13)
مخالفت و سوء ظن شدید اصولگرایان از ابتدا علیه طرح وحدت ملی وجود داشت، اما اوج این مخالفت ها که باعث منتفی شدن آن گردید ادعای مرعشی سخنگوی حزب کارگزاران مبنی بر حضور آقایان عسکر اولادی، باهنر و حبیبی در جامعه روحانیت مبارز در راستای ایده دولت وحدت ملی بود که به ادعای مرعشی این افراد با ارائه گزارش واقع بینانه از اوضاع کشور بر این نکته پافشاری کردند که «نه کشور با این رئیس جمهور و سیاست های آن قابل اداره کردن است و نه احمدی نژاد قابل اصلاح.»(14) این ادعا بلافاصله با واکنش افراد و تشکل های مورد اشاره مواجه گردید و از سوی آنان کذب محض خوانده شد.(15)
در بین شخصیت های سیاسی، آقایان هاشمی رفسنجانی ، ناطق نوری و لاریجانی و در بین اصلاح طلبان برخی چهره های سیاسی و حزب کارگزاران از موافقان طرح بودند.(16) سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و اعتماد ملی جزو مخالفان و احزابی مانند مشارکت و مجمع روحانیون در راستای تأمین خواسته های جناحی و منافع گروهی خود به صورت تاکتیکی و مشروط طرح را پذیرفته بودند.
با تمامی تلاش های صورت گرفته، این طرح از همان ابتدا شکست خورده می نمود، زیرا تعارضات مبنایی و رفتاری گروه ها و افرادی که از آن استقبال کردند آنقدر زیاد بود که حتی در صورت محقق شدن چنین طرحی اجباراً دولت به یک شرکت سهامی سیاسی تبدیل می گردید و چنین دولتی به دلایل گوناگون نتیجه ای غیر از عدم تصمیم گیری قاطع ، خنثی کردن توان یکدیگر و ناکارآمدی در بر نداشت.
منابع در نشریه موجود است.