هجدهم آذرماه، سالگشت معرفى عراق به عنوان مسئول و آغازگر جنگ تحمیلى هشت ساله، توسط سازمان ملل متحد مىباشد. به همین مناسبت، سطور ذیل تقدیم مىگردد؛چندین سال از آغاز تجاوز گسترده و سازمان یافته رژیم منحوس بعث عراق به مرزهاى جمهورى اسلامى ایران گذشته و امت مسلمان با الهام از منابع اسلامى و حماسه همیشه جاوید کربلاى امام حسین(ع) با دلاورىهاى ارتش و سپاه و بسیج، یاد دفاع مقدس را با شکوه خاص خود گرامى مىدارد و یک بار دیگر به تمامى قدرتطلبان و جنگافروزانى که شعلههاى نبرد را برافروختند و جمهورى اسلامى را گرفتار تجاوز کردند، مىفهماند که قدرتمندتر از پیش ایستاده و مصمم است تا هر تجاوزى را با قدرت و صلابت پاسخ دهد. چگونه مىشود با ملتى که درس عشق و فداکارى و شهادت را از مولایش حسین بن علی(ع) فرا گرفته مقابله کرد؟ پس آنچه را که ایران مىخواهد خونخواهى هزاران شهیدى است که تنها به خاطر اعتلاى حق جانفشانى کردند.در نخستین روزهاى جنگ، صدام خود را فاتح قادسیه مىدانست و مستانه از فتح سه روزه ایران سخن مىگفت. صدام در هنگام شروع جنگ، قرارداد 1975 را پاره کرد و مقامات رژیم بعث در آن زمان اهداف توسعهطلبانه رژیم حاکم بر عراق را فاش ساختند از جمله طه یاسین رمضان که در یک مصاحبه مطبوعاتى اظهار داشت این جنگ به خاطر عهدنامه 1975 یا چند صد کیلومتر خاک و نصف شطالعرب نیست، این جنگ به خاطر سرنگونى رژیم جمهورى اسلامى ایران است. صدام یک ماه پس از جنگ به دنبال فتح قسمتى از خاک ایران مغرورانه ندا سرداد؛ اکنون ایران بیاید و بگوید مرزهایش کجاست و نقشه ایران در کجا قرار دارد؟اما اگر گفتههاى سران رژیم بعث بغداد را پس از فتح خرمشهر در نظر بگیریم نکات بسیارى واضح مىشود. صدام در سوم آذرماه سال 60 طى نطقى در مجلس شوراى عراق اظهار مىکند که هدف ما از نظر نظامى رسیدن به تهران نبود بلکه مىخواستیم راه نفوذ آنها را به خاک عراق ببندیم. عراق پس از شکستهاى مکرر اعلام داشت که مرزهاى تعیین شده به وسیله موافقتنامه 1975 را قبول دارد. به هر حال این ضد و نقیض گویىهاى سران رژیم بعث، حاکى از یک نکته مهم است و آن اینکه قدرتطلبان حاکم بر رژیم عراق به هنگام احساس شکست و ضعف در برابر نیروهاى ایران، بلافاصله صلحطلب شدهاند و مغرورانه ادعاى صلحطلبى دارند. پس از شکستهاى متعددی، عقبنشینى عراق در نقاط خاک ایران تصورى غلط را در برخى از اذهان ناگاه پدید آورد که باید جنگ رارها کرده و انگیزهاى براى ادامه آن نیست. رسانههاى گروهى وابسته به استکبار جهانى هم در این میان بوق تبلیغاتى خویش را به صدا درآورده و چنین وانمود کردند که رژیم بعث در راه ایجاد صلح مىکوشد ولى ایران مانع این کار است. درحالى که کارنامه حاکمان عراق و تلاشهاى ضدانسانى آنها علىرغم ادعاهایشان در مورد صلح نشانگر این است که رژیم بغداد همچنان چهره تجاوزکارانهاش را دارد و کمترین عقبنشینى از موضع خود نکرده است. اقداماتى که رژیم بغداد علىرغم ادعاى صلحطلبیش انجام داد به شرح زیر است؛حمله به چاههاى نفتى و آلوده کردن محیطزیست، استفاده از سلاحهاى شیمیایی، حمله به کشتىهاى تجارتى و نفتکش به منظور ایجاد بحران در منطقه، حمله به مناطق مسکونى و اقداماتى نظیر هواپیما ربایى باهدفهاى تبلیغاتى و ... کلیه این اقدامات نشانگر این است که در این مسیر، جمهورى اسلامى تحت فشار قرار گیرد. آنچه را که ذکر کردیم و همه موارد صریح نقض قوانین بینالملل را اثبات مىکند، نشانگر این است که رژیم بعث عراق به هیچ قانونى پایبند نبوده و عملا هر قراردادى را به سرنوشت قرارداد 1975 دچار مىکند. آیا ایجاد صلح پایدار را با این رژیم مىتوانست در منطقه ایجاد کرد؟ آیا بهتر نیست بگوییم دولت عراق با حمایت مادى و تسلیحاتى ابرقدرتهاى شرق و غرب تدارک تجاوز به ایران اسلامى را به وجود آورد. اکنون اسرائیل پرچمدار فتنه در خاورمیانه است که باید توجه داشت تنها راه ایجاد یک صلح پایدار که مىتواند منافع ملتها را تامین کند خاموش ساختن منشاء فتنه است که با تلاشهاى رزمآوران اسلام قطعا متجاوز تنبیه مىشود.