صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

صدای انقلاب

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۲ شهريور ۱۳۸۹ - ۰۷:۲۵  ، 
شناسه خبر : ۱۶۴۱۷۱

فرزان شهیدى
به نظر می آید عقب نشینی نیروهای آمریکایی از عراق، بیش از همه رژیم صهیونیستی را نگران کرده است. بنیامین نتانیاهو نخست وزیر این رژیم در آخرین سفر خود به آمریکا این نگرانی را به وزیر دفاع آمریکا منتقل کرده و نسبت به خلأ امنیتی پس از عقب نشینی آمریکا هشدار داد.
اما منشأ نگرانی این رژیم چیست؟ به اعتقاد سران رژیم صهیونیستی، حضور آمریکا در عراق یک عامل بازدارنده در برابر جبهه موسوم به شرق است. این جبهه از جمهوری اسلامی ایران آغاز شده و عناصر مقاومت در عراق و سوریه و نهایتاً حزب الله لبنان و جنبش حماس در فلسطین را در بر می گیرد. اگر آمریکا عراق را ترک کند نفوذ ایران در این کشور بیشتر خواهد شد، به ویژه اگر یک دولت همسو با ایران در عراق بر سرکار بیاید. این نفوذ می تواند جریانات مقاومت در عراق را بسیج و تقویت کرده و آنان را آماده حمله به رژیم صهیونیستی نماید.
از طرفی سوریه در جبهه مقاومت قرار دارد و هم پیمان راهبردی جمهوری اسلامی ایران و حامی گروه های مقاومت در لبنان و فلسطین است و انگیزه کافی برای حمایت از عناصر ضد صهیونیستی را دارد.
اما سناریوی نتانیاهو ـ که بی شباهت به سناریوی هلال شیعی نیست ـ به همین جا ختم نمی شود. وی مدعی است جبهه شرق به رهبری ایران دیر یا زود علیه این رژیم وارد جنگ خواهد شد و ایران منتظر دستیابی به سلاح هسته ای نمی ماند، بلکه با سلاح کلاسیک و با استفاده از خلأ امنیتی در عراق و تحریک حزب الله و حماس، نبرد تازه ای را علیه رژیم صهیونیستی سامان خواهد داد.
این نبرد علاوه بر آن که ضرب شستی به این رژیم و حامیان آن نشان خواهد داد، ایران را از فشارهای جهانی ناشی از تحریم های اخیر رهایی خواهد بخشید و عواطف ملل اسلامی را در منطقه به نفع خود و علیه آمریکا و صهیونیست ها تهییج خواهد کرد. حزب الله نیز از تبعات دادگاه بین المللی رفیق حریری، نخست وزیر اسبق لبنان آسوده شده و حماس نیز خشم فروخورده خود را پس از سال ها بیرون خواهد ریخت.
البته معلوم نیست مقامات آمریکایی تا چه حد داستان سرایی های نخست وزیر رژیم صهیونیستی را باور کنند، اما حداقل آن است که آمریکا در عقب نشینی نیروهای نظامی خود از عراق مولفه های امنیتی منطقه و نیز دغدغه های هم پیمان صهیونیست خود را در نظر خواهد گرفت.
همچنین واشنگتن نسبت به آن چه نتانیاهو آن را جبهه شرق می نامد اهتمام دارد و نه تنها محدوده ایران و عراق، بلکه شبه قاره هند را نیز مد نظر دارد. افزایش نیروی نظامی در افغانستان نشانگر آن است که آمریکایی ها نسبت به صعود طالبان و رشد اصولگرایی مکتب «دیوبندی» در شرق خاورمیانه احساس خطر می کنند.
در مورد ایران نیز آمریکا سیاست فشار و تهدید را همچنان ادامه می دهد و هر چند دولت اوباما با دولت نتانیاهو درباره حجم تهدید ایران و نیز شیوه های مقابله با آن اختلاف نظر دارد، اما در لزوم مهار و فشار بر جبهه مقاومت با یکدیگر اتفاق نظر دارند.
شاید نتانیاهو در برافروختن جنگ روانی و مظلوم نمایی در برابر غرب استاد باشد، اما نگرانی او از جبهه شرق دور از واقعیت نیست. هنوز صهیونیست ها خاطره تلخ موشک های حزب الله را فراموش نکرده اند و همواره این سوال را مطرح می کنند که اگر در جبهه گسترده تری با حضور جمهوری اسلامی ایران قرار گیرند طعم موشک های ارسالی چگونه خواهد بود؟
در واقع سناریوی نتانیاهو ناشی از ضعف و هراس مفرط این رژیم است و به همین دلیل حجم تهدیدات مستقیم این رژیم علیه ایران کاهش یافته و برای مقابله با ایران دست به دامان آمریکا و دیگر حامیان خود می شود. ضعف رژیم صهیونیستی تا حدی است که حتی نتوانست درخواست جان بولتون جنگ طلب را مبنی بر حمله به ایران حداقل زبانی پاسخ دهد و آن قدر دچار انفعال شد که نیروگاه بوشهر راه اندازی شده و همگان می دانند که حمله به این نیروگاه پس از سوخت گذاری چه فاجعه ای در منطقه به بار خواهد آورد.
شاید جبهه شرقی که نتانیاهو تصویر کرده دور از واقعیت باشد، اما تبعات روانی این سناریو برای فشار بر این رژیم پوشالی کافی است، رژیمی که ابهت ارتش اسطوره ای آن دیری است فروشکسته و در برابر جبهه مقاومت سر ذلت فرود آورده است.

نام:
ایمیل:
نظر: