قاسم غفوری
نانسی پلوسی در حالی سفر دورهای خود به خاورمیانه را به پایان رساند که مهمترین دستاورد آن تشدید تقابل کنگره و کاخ سفید در عرصه سیاست خارجی میباشد.
نانسی پلوسی رئیس کنگره آمریکا در سفری دورهای از سرزمینهای اشغالی فلسطین، لبنان، سوریه و عربستان دیدار نمود. این اقدام که به گفته بسیاری از ناظران سیاسی آغاز رقابت دموکراتها و در نهایت کنگره با دولتمردان جمهوریخواه کاخ سفید ارزیابی میگردد در شرایطی صورت گرفت که:
الف) نانسی پلوسی با آغاز سفر به سرزمینهای اشغالی فلسطین، به نوعی بر اهمیت نقش و جایگاه تحولات صلح خاورمیانه با محوریت خواستههای رژیم صهیونیستی تاکید نمود. مواضع وی در دیدارهایش با مقامات تلآویو و تشکیلات خودگردان چند نکته را آشکار میسازد. اولا دموکراتها و جمهوریخواهها به رغم اختلاف شدید، در عرصه حمایت از رژیم صهیونیستی هم سو میباشند و دیدگاههای مشترکی دارند. اعلام حمایت قاطع پلوسی از صهیونیستها به نیابت از کنگره و دموکراتها گواه حمایت فراگیر آنها از تلآویو میباشد. (این دیدار پس از نشست آیپک و تصویب حمایت مالی 4/2 میلیارد دلاری کنگره به تلآویو انجام شده است) ثانیا پلوسی با حمایت از تشکیلات خودگردان و تکرار اجرای خواستههای کمیته چهارجانبه از سوی دولت جدید فلسطین از یک سو در چارچوب سیاست تفرقه افکنانه صهیونیستها میان ابومازن و حماس گام برداشت از سوی دیگر اثبات نمود که نگاه آمریکا به صلح خاورمیانه کاملا یک جانبه است و در آن فلسطین جایگاهی ندارد. ثالثا وی بار دیگر تاکید نمود که اجرای طرح نقشه راه و برقراری صلح میان اعراب و تلآویو محور صلح خاورمیانه است در حالی که حق بازگشت آوارگان به فلسطینی اشغالی و عقبنشینی صهیونیستها از اراضی 1967 در آن نقش ندارد. در مجموع سفر پلوسی به سرزمینهای اشغالی فلسطین اقدامی کاملا تبلیغاتی در چارچوب حمایتهای فراگیر از صهیونیستها و به نمایش گذاردن چهرای صلحطلب از سوی دموکراتها بود که با انتقاد شدید فلسطینیان و آزاداندیشان جهان مواجه گردید.
ب) رئیس کنگره آمریکا در لبنان همچون مقامات کاخ با حمایت از دولت سینیوره و انتقاد از سوریه اهداف توسعه طلبانه آمریکا و رژیم صهیونیستی را پیگیری نمود. وی تلاش کرد تا با نام میانجیگری در تشکیل دولت وحدت ملی به تحکیم جایگاه واشنگتن در میان بازیگران خارجی در تحولات این کشور بپردازد. حمایت وی از سنیوره و تاکید بر اجرای قطعنامههای سازمان ملل (تاکید بر خلع سلاح حزب الله و کاهش روابط با سوریه) نشان داد که دموکراتها نیز طرحی برای صلح در لبنان ندارند و منافع خود را در تشدید این بحران جستجو میکنند.
ج) مهترین بخش سفر پلوسی در خاورمیانه که بسیاری آن را تقابل آشکار کنگره و کاخ سفید نامیدند، حضور وی در سوریه میباشد. به رغم آن که سران کاخ سفید براها این اقدام را مغایر با سیاست خارجی ایالات متحده ارزیابی کردند اما پلوسی به رایزنی با مقامات دمشق پرداخت برای حل بحران عراق برخوردار گردد ثالثا در چارچوب سیاستهای تفرقه افکنانه به تخریب روابط سوریه با ایران و گروههای مقاومت فلسطین بپردازد. رابعا با تاکید بر زبان دیپلماسی بار دیگر پایان دوران سیاست حمله پیش دستانه کاخ سفید را به اثبات رساند. البته بیانیه هیات جمهوریخواه کنگره آمریکا مبنی بر لزوم پایان دخالت سوریه در امور عراق و لبنان، تاکید دمشق بر توسعه مناسبات با ایران و گروههای مقاومت فلسطین و عدم پذیرش رژیم صهیونیستی مانع از اجرای خواستههای پلوسی گردید هر چند که در نهایت وی توانست در بعد تقابل با بوش به پیروزی بزرگی دست یابد.
د) در شرایطی که در ماههای اخیر مواضع عربستان در قبال ایران، فلسطین و بحران خاورمیانه به تنزل روابط ریاض- واشنگتن منجر گردیده پلوسی تلاش نمود تا با دیدار از این کشور ضمن تاکید بر بهبود مناسبات دو جانبه، عربستان را به حضور در روند سازش با رژیم صهیونیستی متقاعد سازد.
هـ) سیاستهای نادرست کاخ سفید در سالهای اخیر موجب تخریب جایگاه آمریکا در میان ملتهای خاورمیانه گردیده است. با توجه به اهمیت خاورمیانه در سیاست خارجی آمریکا و نیز تأثیرات آن بر انتخابات این کشور، سیاست پلوسی در این سفر بر احیای جایگاه ایالات متحده در خاورمیانه استوار گردید. وی با حضور در سرزمینهای اشغالی فلسطین، لبنان، سوریه و عربستان، ضمن تاکید بر زبان دیپلماسی چنان وانمود ساخت که مواضع دموکراتها در قبال خاورمیانه بر اساس احترام متقابل و روابط همه جانبه استوار است تا بدین وسیله اولا با بهبود جایگاه ایلات متحده در منطقه، رضایت افکار عمومی کشورش را به نفع دموکراتها برای انتخابات آینده جلب نماید ثانیا از تکگویی جمهوریخواهان که در ماههای اخیر برای تبلیغات به خاورمیانه روی آوردهاند جلوگیری کند. ثالثا از حمایت اعراب در انتخابات آینده برخوردار گردد. البته حمایت فراگیر وی از رژیم صهیونیستی و مواضع غیرمسئولانه وی در برابر فعالیتهای هستهای ایران و دولت اتحاد مل فلسطین، تا حدودی این طرحها را با شکست مواجه ساخت که میتواند در آینده تاثیرات نامطلوبی برای وی و دموکراتها در پی داشته باشد.
بر اساس آنچه ذکر شد میتوان گفت که سفر پلوسی به خاورمیانه بیش از آنکه جنبه کاری داشته باشد در چارچوب تبلیغات دموکراتها بر اساس وعدههای داده شده برای حل بحرانهای سیاست خارجی ایالات متحده صورت گرفته است. البته این دیدار که پس از سفر وی به پاکستان و افغانستان انجام گرفت را میتوان استمرار تقابل کنگره و کاخ سفید دانست که عرصه سیاست خارجی را به میدان رقابت آنها مبدل نموده است. برای این اساس انتظار میرود سران کاخ نیز برای مقابله با این اقدامات، حضور فعالتر در خاورمیانه را در دستور کار قرار خود دهند که حضور آتی رایس و بوش در منطقه میتواند بخشی از آن باشد.