علی امینی
تحرکات دیپلماسی آمریکا در خاورمیانه سرعت بیشتری به خود گرفته است. این امر ناشی از فرصت اندکی است که جریان نومحافظهکار تا انتخابات آتی ریاست جمهوری آمریکا دارد. اگر روند تحولات منطقه به همین وضعیتی که هست ادامه پیدا کند به طور قطع بازنده اصلی انتخابات آینده ریاست جمهوری در آمریکا نومحافظهکاران و به تبع آن جریان محافظهکار این کشور خواهد بود.
واقعیت این است که سیاست خارجی حزب حاکم آمریکا در طول 6 سال گذشته نه تنها توفیقی نداشته است بلکه بسیاری از منافع راهبردی این کشور را در منطقه و در عرصه جهانی به مخاطره انداخته است. از میان کانونهای بحرانی سیاست خارجی آمریکا در خاورمیانه و در محیط بینالمللی، بحران اشغال عراق با توجه به تأثیرات شگرفی که به فضای سیاسی و رسانههای آمریکا و افکار عمومی این کشور دارد نسبت به سایر کانونهای بحران برای دو حزب دموکرات و محافظهکار آمریکا و همه مقامات و موسسات تصمیمساز و تصمیمگیر در این کشور از اهمیت فوقالعادهای برخوردار است. از این رو تحرک دیپلماسی این کشور حول محول بحران عراق و گزارش «کمیته عراق» میچرخد که در سال گذشته توسط جیمز بیکر جمهوریخواه ولی همیلتون دموکرات تهیه و به عنوان یک سند راهبردی برای برون رفت سیاست خارجی آمریکا از گرداب تحولات عراق به دولت آمریکا ارائه شد.
در آن گزارش به گفتوگوی مستقیم مقامات آمریکا با ایران و سوریه تاکید شده بود. اگر چه این گفتوگوها با سوریه سخت و یا ایران سختتر است اما به نظر میرسد آمریکائیها چارهای جزء آزمون این مسیر ندارند. در همین چارچوب طی هفتههای اخیر لحن آنها نسبت به این دو کشور متحد و کلیدی منطقه تغییر کرده و تحرکات گستردهای را برای همراه کردن سوریه و مذاکره با ایران آغاز کردهاند. این روزها سوریه با نوعی ترافیک دیپلماتیک مواجه است. دمشق تا پیش از این از سوی نومحافظهکاران آمریکا در جبهه محور شرارت تعریف شده بود، اما اینک براساس طرح بیکر- همیلتون به نقطهای امید برای آمریکائیها مبدیل گشته است.
در خلال یکی دو هفته اخیر حداقل سه هیأت بلندپایه آمریکایی از دو حزب جمهوریخواه و دموکرات از دمشق دیدن کرده و با مقامات ارشد این کشور و از جمله بشار اسد، رئیس جمهور سوریه در خصوص مسائل منطقهای و نحوه همکاری سوریه با آمریکا گفتوگو کردهاند.
در این میان سفر «نانسی پلوسی»، رئیس مجلس نمایندگان آمریکا که در رأس هیأتی از نمایندگان دو حزب جمهوریخواه و دموکرات از سوریه دیدن کرد در محافل سیاسی بازتاب گستردهای داشت. پیش از وی نیز هیأتی مرکب از سه سناتور جمهوریخواه به ریاست «فرانک و ولف» از حزب جمهوریخواه از دمشق دیدن کرد و اخیراً نیز «داریل عیسی»، سناتور جمهوریخواه لبنانیالاصل و عضو کمیسیون اطلاعات در مجلس نمایندگان آمریکا وارد دمشق شد و با بشار اسد دیدار و گفتوگو کرد.
این تحرکات گسترده مقامهای رسمی آمریکا بر خلاف آنچه که در محافل سیاسی گفته میشود تنها ناشی از رقابت انتخاباتی و سیاسی در حزب در عرصه سیاست خارجی نیست بلکه مبتنی بر اراده ملی و مصالح جمعی هیأت حاکمه این کشور و نمایندگان پارلمانی و موسسات استراتژیک آمریکاست هدف آن نیز خارج کردن سیاست خارجی آمریکا از باتلاقی است که در آن قرار گرفته است.
اگر چه برخی از سخنگویان نهادهای دولتی و مقامات رسمی کاخ سفید به این سفرها و دیدارها اعتراض داشته و با آن مخالفت کردهاند، اما حضور پررنگ جمهوریخواهان در ترکیب هیأتهای اعزامی و تلاش هماهنگ آنها با دموکراتها برای همراه کردن سوریه با منافع راهبردی آمریکا در منطقه گویای این امر است که آمریکائیها اعم از دموکراتها و جمهوریخواهها به شدت از عواقب گرداب تحولات سیاسی و امنیتی عراق نگران هستند. اما اینکه چرا برخی از مقامات کاخ سفید از جمله دیک چنی، معاون رئیس جمهور آمریکا به این سفرها اعتراض دارند این امر به این دلیل است که آنها نمیخواهند بطور رسمی و آشکار به شکست سیاستهای خاورمیانهای خود اعتراف کنند. چرا که سکوت آنها در مقابل سفرهای مکرر مقامات این کشور به سوریه به منزله تغییر رفتار آنها در مقابل سفرهای مکرر مقامات این کشور به سوریه به منزله تغییر رفتار آنها در مقابل سوریه و ایران و اذعان به شکست سیاستهای گذشته آمریکا در خاورمیانه قلمداد میشود.
واقعیت این است که آمریکا در کانونهای چندگانه بحران خاورمیانه شکست خورده و تلاش گسترده آنها تنها برای جلوگیری از تعمیق و گسترش شکست است. مرکز ثقل تحرکات آمریکا بر خلاف ظاهر آن، دیگر فلسطین نیست بلکه عراق است. به همین نقش منطقهای مصر به عربستان منتقل شده است. از آنجائیکه عربستان به تنهایی قادر به ایفای نقش موثر در سطح منطقه نیست آمریکا به همراهی سوریه و سکوت ایران برای اجرای سنارویوهای جدید خود به شدت نیازمند است.
در بحث سوریه باید دید که آمریکائیها در سوریه چه میخواهند و در مقابل سوریه از آنها چه امتیازی میگیرد. اما در بحث ایران، موضوع با توجه به تحولات منطقه و نقش موثر ایران در آنها و نیز پروندههای قطور و متعدد در روابط ایران و آمریکا، پیچیده است و آمریکائیها برای نیل به وضعیت مطلوب در این رابطه فاصلهای طولانی دارند از سویی زمان به نفع دولت آمریکا نیست و آنها با فشار زمان مواجه هستند.