عبدالله شمسى
5- نمادهای رنگین
علاوه بر آنچه گفته شد، از خصوصیات منحصر به فرد انتخابات دهم می توان به استفاده از نمادهای رنگین اشاره نمود. استفاده از نمادهای رنگین از خصوصیات کودتاهای رنگینی است که طی سال های گذشته در چندین کشور و به کمک بنیادهای آمریکایی مانند : «بنیاد ملی دموکراسی» و « بنیاد سوروس» انجام شده بود . ارتباط تنگاتنگ برخی اصلاح طلبان با این بنیادها و استفاده از شیوه ها و تجربه های اینگونه کشورها موجب به کارگیری ابزاری همچون نماد سبز، سازماندهی تشکل های مردم نهاد و ایجاد شبکه های اجتماعی در انتخابات دهم ریاست جمهوری شد.
هدف از تجویز چنین شیوه هایی از سوی گروه های اصلاح طلب از جمله کارگزاران ، سازماندهی، همبستگی، بسیج هواداران و استفاده موثر از آنها در هر دو وضعیت شکست و یا پیروزی بود.
میرحسین موسوی به عنوان کاندیدای اصلی کارگزاران و دیگر گروه های اصلاح طلب، با انداختن شال سبز برگردن، در محافل گوناگون حضور پیدا می کرد و در این راستا هواداران او نیز به صورت گسترده از مچ بند، لباس ، پرچم ها ، کلاه ، مانتو و در محیط های مجازی و سایبر نظیر «فیس بوک» و شبکه های اجتماعی از رنگ سبز استفاده می کردند. هرچند اصلاح طلبان رنگ سبز را نماد اهل بیت می خواندند، اما در واقع نوعی الگو برداری از مدل های کودتا های رنگین و از جمله روش های جنگ نرم بود که بسیاری از آنها در 198دستورالعمل «جین شارپ» برای ایجاد نافرمانی مدنی و تقابل با نهاد های حکومت جهت تسخیر قدرت توصیه شده بود.
با وجود اینکه احزابی مانند مشارکت و مجاهدین انقلاب، ید طولایی در استفاده از شیوه های جنگ نرم و ارتباط گیری با عناصر پیشرو جنگ نرم مانند «سوروس» و «کین» و همچنین عواملی مانند «رامین جهانبگلو» داشتند، اما عناصری از کارگزاران مانند عطریانفر و مهاجرانی نیز دست کمی از دوستان مشارکتی و مجاهدینی خود نداشتند. این افراد علاوه بر ارتباط گیری با چنین عناصری، فعالیت های مطبوعاتی قابل توجهی در این رابطه انجام دادند. علاوه بر آنچه که در مباحث پیشین درباره این دو عضو موثر کارگزاران گفته شد، می توان به ارائه شیوه های جنگ نرم و توصیه های جین شارپ با عنوان «پرونده انقلاب های رنگی» اشاره نمود که بدون هیچ نقد و نظر و صرفاً جهت آموزش عوامل و القای آن در افکار عمومی، در نشریه شهروند امروز(نزدیک به کارگزاران)، درمرداد ماه 1386 منتشر شد، اشاره نمود.
6- نظرسنجیها
نظرسنجی های موسسات و نهاد های معتبر قبل از انتخابات و بخصوص بعد از پخش تلویزیونی مناظره ها حکایت از پیروزی آقای احمدی نژاد در انتخابات دهم داشت، در عین حال اصلاح طلبان با وجود اطلاع از چنین موضوعی به هیچ وجه قصد نداشتند که شکست را بپذیرند، لذا برنامه هایی از جمله اردوکشی های خیابانی را برای روز های بعد از شکست طراحی کرده بودند که اسم رمز شروع آن «تقلب در انتخابات » بود ؛ ایجاد کمیته صیانت از آرا ، کوبیدن بر طبل تقلب ، استفاده از شیوه های انقلاب های رنگین ، شبکه سازی اجتماعی ، ایجاد توهم تقلب در ذهن مردم و ترویج دروغین پیروزی کاندیدای مورد حمایت خود و... سناریو های از پیش تعیین شده ای بود که مجموعه اصلاح طلبان آن را دنبال می کردند.
نظرسنجی هایی که توسط اصلاح طلبان انجام می شد و متولی اصلی آن حزب کارگزاران سازندگی بود، در ایجاد توهم پیروزی در ذهن میرحسین موسوی نقش بسزایی داشت ؛ سید شهاب الدین طباطبایی، رئیس ستاد 88 حامی میرحسین موسوی در ارتباط با دستکاری تیم نظرسنجی کارگزاران در نتایج نظرسنجی ها و توهم پیروزی می گوید:
موضوع بعدی انجام نظرسنجی ها و ارائه آن در ستادها و به خود آقای مهندس موسوی بود، دو روز مانده به انتخابات نتایج یک نظرسنجی سراسری که توسط حزب کارگزاران و از طریق آقای علی هاشمی انجام شده بود به اطلاع اعضای ستاد مهندس موسوی رسید مبنی بر اینکه ایشان در دور اول پیروز قطعی انتخابات هستند و بارها بر استاندارد بودن آن و حتی تکرار آن برای اطمینان از درستی نتایج تأکید شد.
نظرسنجی هایی که دو روز مانده به انتخابات ارائه می شد و حاصلی جز ایجاد توقعی قطعی نداشت. نتیجه ای که در قطعیت آن کسی شک نداشت و اگر کسی از احتمالی دیگر سخن می گفت به ناامیدی و عدم شناخت کافی از فضای انتخابات متهم می شد. به طور مثال وقتی در یکی از جلسات بعد از ارائه نظرسنجی ذکر شده ، یکی از اعضای ستاد جوانان نظرسنجی دیگری که حکایت از نتیجه ای کاملاً عکس نظرسنجی قبلی می داد، ارائه کرد بعد از جلسه دوستان در مورد اینکه نباید جوانان ناامید و بی انگیزه باشند و باید کار را جدی دنبال کرد و پیروزی را قطعی دانست اشاره می کردند.
در نهایت روز 22 خرداد 1388 با حضور کم نظیر58 درصدی واجدین شرایط در پای صندوق های رای، تمامی تدابیر بی سابقه احزاب و شخصیت های اصلاح طلب و بهره گیری از ظرفیت های داخلی و خارجی نتیجه نداد و نامزد اصولگرایان با کسب اکثریت آرا کرسی ریاست جمهوری را مجدداً در اختیار گرفت ؛ نتیجه ای که اصلاح طلبان براساس نظرسنجی و برآوردهای قبلی خود انتظار آن را می کشیدند، ولی در این مرحله نتایج را نپذیرفته و خود را آماده اقدامات بعدی کردند که از قبل سناریوی آن را نوشته و ع ده و عده آن را فراهم کرده بودند.
در جمع بندی ، عملکرد انتخاباتی حزب کارگزاران را (که جدا از عملکرد دیگر گروه های اصلاح طلب نیست) می توان اینگونه خلاصه کرد:
1-استفاده از شیوه ها و ترفند های متعدد جهت دستیابی به کرسی ریاست جمهوری مانند: پیگیری طرح دولت وحدت ملی ، القاء انشقاق در میان جناح رقیب ، تخریب همه جانبه دولت نهم و رئیس جمهور قانونی کشور .
2- پیوند با برخی مخالفان و محذوفین انقلاب اعم از اپوزیسیون داخلی و خارجی و رسانه ها و بنیادهای متخاصم خارجی نظیر بنیاد سوروس و بی بی سی فارسی توسط برخی از اعضا مانند مهاجرانی و عطریانفر.
3-تصمیمات گروه های هفتگانه اصلاح طلب موسوم به «جی 7 » برای عبور از بعضی ساختارها و خطوط قرمز نظام و ظهور در قالب اپوزیسیون که از دوسال قبل و به خصوص چندین ماه مانده به انتخابات وارد فاز عملیاتی شده بود عملاً این گروه ها را در پازل جنگ نرم دشمن قرار داد که برخی آگاهانه و تعدادی دیگر ندانسته وارد این بازی دشمن شدند.
4-تخریب وسیع دولت نهم و رئیس جمهور به نحو بی سابقه ای توسط تشکل ها و کاندیداهای رقیب که حزب کارگزاران سازندگی در این زمینه پیشگام بود.
5-سرمایه گذار ی وسیع مالی ، اطلاعاتی و رسانه ای غرب در راستای جنگ نرم و ارتباط آن با گروه های عمده اصلاح طلب و همچنین برخی عناصر کارگزارانی .
6-استفاده از نماد های کودتای مخملین توسط کاندیدای مورد حمایت کارگزاران .
7-ورود تمام عیار آقای هاشمی رفسنجانی و فرزندان او و به تبع آن کارگزاران سازندگی در حمایت از کاندیدای اصلاح طلبان که در این راستا فائزه هاشمی عضو شورای مرکزی حزب، نقش فعال و ساختارشکنانه ای داشت .
8-علی رغم برگزاری آرام و سالم انتخابات و حضور کم نظیر 58 درصدی مردم در پای صندوق های رأی، کارگزاران و جبهه اصلاحات به این رأی تمکین نکرده و زمینه بروز آشوب های بعد از انتخابات را که از قبل برای آن برنامه ریزی شده بود، فراهم کردند.
به دلیل همین تلاش ها در تصمیم سازی برای کاندیداها و برنامه ریزی عملیاتی برای اردوکشی های خیابانی و آفرینش حوادث تلخ پس از انتخابات برخی از اعضای فعال کارگزاران سازندگی به جرایمی از قبیل انفصال از خدمات دولتی و زندان محکوم شدند و برخی نیز به خارج گریخته و با استفاده از رانت های خانوادگی به رغم صدور حکم بازداشت و پیگیری های بیشمار هنوز به دست قانون سپرده نشده اند و دسته ای دیگر که امروز خود را پشیمان از اقدامات نشان می دهند، در تلاش هستند از طریق افراد متنفذ و حامی این گروه زمینه های برگشت خود به قدرت را در انتخابات آتی پارلمانی کشور فراهم نمایند. از این رو ملاحظه رفتار سیاسی متفاوت از گذشته در روزهای آینده از برخی از این طیف کارگزاران در همین راستا قابل ارزیابی خواهد بود.