صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۸ مهر ۱۳۸۹ - ۱۱:۴۵  ، 
شناسه خبر : ۱۷۸۰۹۳

حسین امیدى
از سال 2006 که رژیم صهیونیستی شانس خود را در یک طرح آمریکایی آزمود و سرافکنده از آن خارج شد، جنگ در عرصه سیاسی و امنیتی ادامه داشته است. هر از گاهی و پس از تدارک برنامه و امکانات، سناریوی جدیدی برای حذف، برخورد، تضعیف و یا فرسایش مقاومت اسلامی لبنان به اجرا درمی آید و جالب این است که حزب الله لبنان با تحکیم و توسعه مقاومت و تدبیر حکیمانه در مقابل این سناریوها، صرفاً دفاع می کند، ولی ابتکار عمل را از دشمن سلب کرده و چالش و هزینه را به حوزه حریف می کشاند. البته رژیم صهیونیستی در چهار سال گذشته از تمامی امکانات داخلی لبنان و منطقه و عرصه بین المللی و حمایت های همه جانبه برای اختلال در وضعیت، توانمندی و مشروعیت حزب الله استفاده کرده و نتیجه ای حاصل نشده است. ترور رفیق حریری را شاید بتوان در زمره مصادیق جنگ نرم جدید آمریکایی گذاشت که از طریق ترکیب مولفه های امنیتی، رسانه ای، دیپلماتیک، تلاش داشت با اجرای سناریوهایی، تصویری مطلوب و هدفمند را برای اجرای برنامه های گسترده خود در سطح منطقه به مردم و افکار عمومی جهان تحمیل کند.
فاز اول سناریو پس از وارد کردن اتهام به سوریه با رسوایی شهود ساختگی و بنا به تأثیر نگاه های روسیه و فرانسه و نیازهای راهبردی آمریکا و رژیم صهیونیستی که نگران براندازی در سوریه و حکومت جایگزین بودند، به ثمر نهایی نرسید.
از زمان دیدار قاضی بلمار با مقامات ارشد امنیتی و کاخ سفید، فاز دوم سناریو مبنی بر متهم کردن افراد حزب الله از ابتدای سال 2010 شروع شد و مقامات صهیونیستی و بسیاری از طرف های وابسته به آن به هیجان آمدند تا مقاومت را به محاکمه بکشند. موضع و اطلاعاتی که سیدحسن نصرالله در مورد نقش مستقیم رژیم صهیونیستی و جاسوسان آن در لبنان مطرح کرد، نه تنها ماهیت و مشروعیت دادگاه حریری را به سوال کشید بلکه اولویت رسیدگی به اتهام رژیم صهیونیستی و پیگرد شهود قلابی که طی 5 سال لبنان و منطقه و حیثیت سوریه را به بازی گرفتند، برجسته شد.
وقتی سیدحسن نصرالله در مصاحبه اش تهدید به افشای اطلاعات بیشتری کرد که پای بسیاری از چهره های سیاسی لبنانی و سعودی به میان کشیده می شد، ملک عبدالله سراسیمه دست به دامن بشار اسد شد و به بیروت سفر کرد تا بحران را مدیریت کند.
چرا که اگر حریری و عربستان تن به محاکمه شهود بدهند، بسیاری از حقایق برملا خواهد شد.
اگر سعودی ها بپذیرند که برای این بحران و بن بست باید به آمریکا فشار آورد، با تغییر نخست وزیر و ترکیبی جدید از کابینه، بخشی از سرمایه و پایگاه خود را در لبنان حفظ خواهند کرد و مناسبات با سوریه را از دست نمی دهند. ولی اگر موضوع حکم دادگاه مبتنی بر اتهام علیه افراد حزب الله متوقف نشود، نه تنها ادامه فعالیت حکومت سعد حریری غیرممکن خواهد شد، بلکه روابط سوریه و سعودی نیز دستخوش تنش می گردد.
البته سعد حریری که ناچار است در چهارچوب رویکرد عربستان حرکت کند، با رفتار افراطی برخی افراد تیم حزبی خود و بخش مارونی 14 مارس روبه رو است و این مجموعه با تند کردن فضای سیاسی و تدارک جنگ افزار از طریق مصر، به استقبال التهاب امنیتی و تشنج به پیش می روند که مطلوب مقامات اسرائیلی است، البته دلیل دیگر این رفتار افراطی، مشارکت این مجموعه در فتنه و اتهام زدن به سوریه و اکنون به حزب الله می باشد که برای فرار از محاکمه و رسوایی انجام می شود.
آمریکا و رژیم صهیونیستی از یک طرف عربستان به عنوان هم پیمان خود را در تنگنا و فشار می بینند و از سوی دیگر پروسه مذاکرات سازش در مسیر پیش بینی های آنها حرکت نمی کند و نشست سران اتحادیه عرب در شهر سرت لیبی و مواضع آنها، یکی از شاخص های سنجش رویکرد احتمالی آمریکا در مورد لبنان است.
سخنرانی بعدی سیدحسن نصرالله که قرار است به زودی صورت پذیرد، شاخص دیگری از سنجش تحولات در لبنان خواهد بود. سفیر عربستان در لبنان طی رایزنی های چند روز گذشته بر کلید واژه هایی تأکید می کند که حکایت از نوعی نرمش در مواضع آنهاست. چرا که با ممانعت 8 مارس در تصویب سهم بودجه لبنان برای دادگاه حریری و ساقط شدن احتمالی حکومت سعد حریری و افشای حقایق جدید از مشارکت چهره های سیاسی لبنانی و عربی در ترور حریری، نه تنها برای عربستان و مصر، بلکه برای آمریکا و رژیم صهیونیستی نیز دیگر نفوذی در لبنان باقی نخواهد ماند و آنچه در دیپلماسی ده ساله آمریکا برای باز تعریف و مهندسی سیاسی : امنیتی منطقه ای به عمل آورده، نقش بر آب خواهد شد و بن بست کامل بر مذاکرات سازش حاکم شده و منطقه در آستانه یک رویداد بزرگ امنیتی و سیاسی قرار خواهد گرفت.
دلیل مهم تر برای اینکه منطقه به سمت یک حادثه امنیتی بزرگ به پیش می رود این است که ترکیب افراطی حکومت صهیونیستی با نتایج انتخابات میان دوره ای کنگره در آمریکا که به سود جمهوریخواهان است تلاقی خواهد کرد که عنصر مهمی در بن بست های منطقه ای خواهد بود.
حاصل این رویداد بزرگ امنیتی با نگاه به بسیاری از مولفه های منطقه ای و وضعیت آمریکا و رژیم صهیونیستی به سود آنها نیست و می تواند سرآغاز و نقطه عطف جدیدی در تحولات لبنان و منطقه تلقی شود. نوع انتخاب و رویکرد آمریکا و رژیم صهیونیستی در صورت تعدیل و یا تراجع در مواضع، اگرچه از خطر این رویداد در امان می مانند، ولی خسارت های جدی را نیز تحمل خواهند کرد.

نام:
ایمیل:
نظر: