صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

صدای انقلاب

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۸ مهر ۱۳۸۹ - ۱۱:۴۹  ، 
شناسه خبر : ۱۷۸۰۹۶
صبح صادق دور جدید فضای پلیسی در اروپا را واکاوی می‌کند

على تتماج
قاره اروپا که با موجی از بحران اقتصادی و اعتصاب گسترده مردمی روبه رو است با چالشی بزرگ به نام تشدید فضای امنیتی و پلیسی مواجه شده است. انتشار اخبار و گزارش های متعدد از سوی دستگاههای اطلاعاتی کشورهای اروپایی، به ویژه انگلیس ، آلمان و فرانسه در کنار فضاسازی محافل رسانه ای و سیاسی آمریکا مبنی بر هشدارهای مکرر به شهروندان آمریکایی در زمینه سفر به اروپا، فضایی از رعب و وحشت را بر اروپا حاکم ساخته است. نشریات غربی و آمریکایی در گزارش های متعدد خود از حضور دهها هزار نیروی امنیتی در خیابان های اروپا گزارش داده اند. در این چارچوب، سی ان ان در فضاسازی تبلیغاتی ضمن بیان هشدار دستگاههای اطلاعاتی آمریکا مبنی بر تهدید جان گردشگران آمریکایی در اروپا اعلام کرد که به دلیل مسائل امنیتی، خبرنگاران خود در اروپا را فراخوانده است.
هر چند که دولتمردان اروپا و آمریکا تلاش دارند با استناد به بیانیه های اخیر افرادی همچون بن لادن، سرکرده القاعده ، مقابله با گروههای تروریستی را که بعضا در حوادث 11 سپتامبر 2001 نقش داشته اند، دلیل تهدیدات امنیتی کنونی اروپا معرفی کنند، اما ناظران سیاسی با توجه به سوابق آمریکا و اروپا در عرصه تهدیدات امنیتی و برخی تحولات داخلی و اهداف بین المللی آنها، سناریوهای متعددی را در مورد تهدیدات اخیر اروپا و عوامل تأثیر گذار در آن مطرح کرده اند. سناریوهایی که برگرفته از این سوال اساسی است که چه کسانی از این بحران نفع می برند و در نهایت، این رویدادها چه تأثیری بر آینده اروپا و عرصه بین الملل خواهد داشت؟
سناریوهای چندگانه
الف ) پیامدهای سیاست‌های اروپا

برخی ناظران سیاسی و امنیتی با اشاره به تحولات داخلی و عملکرد بین المللی اروپا ، به ویژه اصرار این کشورها بر همکاری با آمریکا و ادامه جنگ افغانستان ، تهدیدات امنیتی علیه اروپا را امری دور از ذهن نمی دانند. این عده، عواملی همچون استمرار بحران اقتصادی و ناتوانی در مقابله با آن ، افزایش محدودیت های اجتماعی به ویژه موج نژادپرستی در اروپا، ادامه اشغال افغانستان و افشای جنایات نیروهای اروپایی تحت نام ناتو در این کشور و پاکستان ، خشم گسترده اروپایی ها از همراهی دولتمردان شان با سیاست های آمریکا و... را عامل بحرانی شدن فضای امنیتی اروپا عنوان کرده اند.
ب) 11 سپتامبر آمریکایی
برخی ناظران سیاسی و امنیتی ، فضای امنیتی و تهدیدات به اصطلاح تروریستی اروپا را برگرفته از سناریویی کاملاً آمریکایی می دانند، به ویژه اینکه برخی دولتهای اروپایی رسما جنجال سازی محافل رسانه ای آمریکا مبنی بر حملات تروریستی در اروپا را غیر واقعی عنوان کرده اند. این عده از تحلیلگران در باب سناریوی مذکور دلایل متعددی را با اشاره به چالشهای آمریکا در اروپا مطرح کرده اند.
1)چالشهای آمریکا با اروپا
هر چند که آمریکا از متحدان اصلی آمریکا به ویژه پس از جنگ دوم جهانی بوده، اما بسیاری از دولتها و ملتهای اروپا ادامه همکاری با آمریکا را نوعی اسارت و بردگی می دانند که ضمن تضعیف داخلی این قاره ، آنها را در معادلات جهانی نیز در حاشیه قرار داده است، چرا که جهانیان، دیگر اروپا را قاره ای مستقل نشناخته و آن را بازیچه طرح های آمریکا می دانند.
دیدگاه اروپایی ها به استقلال از آمریکا با اجرای طرح توسعه اتحادیه اروپا ، ایجاد ارتش واحد به جای ناتو ، کاهش وابستگی اقتصادی به آمریکا با تقویت واحد پول یورو و گرایش به کشورهایی مانند هند و چین ، در کنار مخالفت های گسترده مردم اروپا با ادامه همکاری با جنگ طلبی آمریکا، اصرار اروپا بر جمع آوری پایگاههای نظامی و حتی گردآوری 200 کلاهک هسته ای آمریکا از سراسر این قاره ، خودداری اروپا از پرداخت هزینه های انسانی و مالی جنگ طلبی های واشنگتن، گرایش اروپا به بهبود مناسبات با روسیه ، رویکرد ملتهای اروپایی بر مقابله با صهیونیسم و... مجموعه ای از چالشها در روابط آمریکا با اروپا را تشکیل می دهند هر چند که طرفین در ظاهر بر ادامه روابط همه جانبه تاکید دارند.
2) اهداف آمریکا
در باب اهداف رویکرد آمریکا به تکرار سناریوی مشابه 11 سپتامبر آن هم در قلب اروپا چند نکته قابل توجه است.
اولاً اکثریت اروپایی ها سیاست های اقتصادی آمریکا به ویژه همراه ساختن اروپا در جنگ طلبی های جهانی و تحریم سایر کشورها را دلیل رکود اقتصادی این قاره می دانند. چنانکه ذکر شد آنها خواستار پایان همراهی اروپا با آمریکا به ویژه در حوزه اقتصادی هستند. ناظران سیاسی بر این عقیده اند که آمریکا با بالابردن فضای امنیتی اروپا تلاش دارد تا افکار عمومی را از بحران اقتصادی به امور امنیتی که از حساسیت بیشتری برخوردار است، منحرف سازد. با این اقدام از یک سو نقش آمریکا در بحران اقتصادی اروپا پنهان می گردد و از سوی دیگر آمریکا دیگر نه به عنوان دشمن اروپا بلکه به عنوان ناجی این قاره شناخته می شود. گفتنی است که این مسئله تا حدودی افکار عمومی را به امور اروپا معطوف می سازد که فرصتی برای اوباما خواهد بود تا بتواند طرح های خود را برای کاهش بحران اقتصادی حاکم بر کشورش هر چند به صورت موقت اجرایی سازد.
ثانیاً، فضای امنیتی اروپا، بار دیگر این قاره را در ائتلاف اجباری با آمریکا قرار می دهد چرا که اروپا فاقد ارتش و نیروهای اطلاعاتی مستقل بوده و عملاً نیازمند واشنگتن است. با این روند، آمریکا از یک سو سلطه اطلاعاتی و نظامی خود را بر اروپا حفظ می کند، چنانکه پس از امنیتی شدن فضای اروپا، منابع خبری از اجرای طرح انتقال اطلاعات شهروندان اروپایی به دستگاههای امنیتی آمریکا خبر داده اند. از سوی دیگر اروپا به عنوان متحد آمریکا اجباراً باید در طرح هایی مانند ادامه جنگ افغانستان، تامین هزینه های مالی و انسانی جنگ طلبی های واشنگتن، پذیرش استمرار حضور نیروهای نظامی و حتی کلاهک های هسته ای آمریکا در اروپا ، مشارکت در تحرکات خصمانه علیه سایر کشورها ( هرچند به قیمت تشدید ضررهای اقتصادی برای اتحادیه اروپا) همسویی با پروژه آمریکا در روند به اصطلاح صلح خاورمیانه ، ادامه مقابله با روسیه، چین، ایران و اتحادیه های مستقل جهانی ، همکاری با واشنگتن علیه جبهه ضد امپریالیسم ، پذیرش اجرای طرح سپر موشکی آمریکا در اروپا و... مشارکت داشته باشد. مجموعه این تحولات یادآور سیاستهای آمریکا در تحولات پس از 11 سپتامبر می باشد که با نام فضای امنیتی به اجبار اروپا برای پذیرش طرح های آمریکا منجر شد.
ج) ائتلاف اروپایی - آمریکایی
نظری که بسیاری از ناظران سیاسی بر آن تأکید دارند ، ائتلاف آمریکایی- اروپایی است که بر اساس آن برخی کشورهای به اصطلاح قدرتمند اروپایی همچون انگلیس ، آلمان ، فرانسه ، ایتالیا ، در ائتلافی پنهان با آمریکا در ازای تامین برخی اهداف خود، اروپا را قربانی خواسته های برادر بزرگتر یعنی آمریکا کرده اند. بر اساس این سناریو، ائتلاف مذکور بر اساس نیازها و اهداف هر کدام از بازیگران و در نهایت هماهنگی آنها برای رسیدن به اهداف مشترک شکل گرفته است در حالی که بسیاری از کشورهای اروپایی بدون آگاهی از این فرآیند در موجی از بحران و نابسامانی قرار می گیرند.
انتشار بیانیه های مشابه از سوی کشورها در زمینه تهدیدات تروریستی ، تقارن فضای امنیتی اروپا با انتشار راهبرد امنیت ملی و سیاست خارجی کشورهای مذکور که اساساً بر امور جنگ طلبانه و سلطه جویانه در مناطقی خاص از جهان استوار بود، وضع قوانین مشابه در عرصه های اجتماعی و امنیتی در این کشورها که بعضاً در جهتی خاص صورت گرفته ، اوضاع اقتصادی نابسامان در این کشورها و... از جمله مولفه هایی است که این سناریو را تقویت می سازد.
ناظران سیاسی تأکید دارند که هر چند آمریکا سهام دار اصلی این بحران سازی است اما کشورهای اروپایی نیز برای رسیدن به منافع خود نیازمند اجرای این همکاری می باشند چرا که اروپایی ها برای مقابله با سایر رقبای جهانی و تامین نیازهای اولیه خود در جهت چرخاندن چرخ های اقتصاد بیمار خود به قرار گرفتن در ائتلاف آمریکا نیاز دارند. البته سهم آنها از این ائتلاف صرفاً در حد حفظ شرایط داخلی و جلوگیری از فروپاشی این کشورها می باشد.
با تمام این تفاسیر برخی اهداف مشترک، پیوند میان آمریکا و اروپا را در شرایط کنونی الزام آور ساخته است که عبارتند از:
1) آنچه در سیاست های آمریکا و اروپا به ویژه پس از حوادث 11 سپتامبر مشاهده می شود تأکید آنها بر اجرای پروژه اسلام ستیزی است. در شرایطی که جوامع جهانی، دیگر پذیرنده بهانه های اجرا شده از سوی سران این کشورها در مورد حادثه 11 سپتامبر و اجرای موج اسلام ستیزی نیستند ، کشورهای غربی پروژه جدید اسلام ستیزی را با ابداع بازیگران جدید برای به اصطلاح اجرای حوادثی مشابه 11 سپتامبر در پیش گرفته اند. مهم آنکه در گزارشهای امنیتی آمریکا و کشورهای اروپایی نه صرفاً افغانستان و القاعده بلکه افرادی از پاکستان ، گروههای تشکیل شده در کشورهای آفریقایی ، یمن ، سایر کشورهای خاورمیانه، مهاجرین به ویژه رنگین پوستان آفریقایی که عموماً مسلمان هستند را عامل بحرانهای امنیتی معرفی کرده اند. این کشورها با این ادعاها از یک سو طرح نقض گسترده حقوق مهاجرین، زندانی ساختن و اخراج آنها را توجیه می کنند و از سوی دیگر با فضاسازی منفی عملا پروژه اسلام ستیزی را محقق می سازند.
البته آنها در ظاهر، خواستار خویشتن داری مردم اروپا در برابر تهدیدات به اصطلاح تروریستی می شوند، اما در عمل با فرافکنی، افکار عمومی را علیه مسلمان تحریک می کنند. این رویکرد موجب می شود تا این کشورها بتوانند ادامه جنگ در افغانستان ، تشدید حملات به پاکستان ، نظامی گری در آسیای مرکزی و قفقاز ، فعالیت گسترده نظامی در آفریقا (با 51 درصد مسلمان)، حضور فعال در خاورمیانه و... را توجیه و اجرایی سازند.
به عبارت دیگر آنها با اقدامات پنهان و آشکار، ابعاد گسترده تری از اسلام ستیزی و کشتار مسلمانان را اجرا می کنند که نقش قاره آفریقا در این حوزه از اهمیت ویژه ای برخوردار است. از هم اکنون کشورهایی مانند آمریکا و فرانسه به بهانه مقابله با تروریسم صدها نظامی را به آفریقا به ویژه در منطقه حساس مدیترانه ، حاشیه دریای سرخ ، باب المندب و خلیج عدن اعزام می کنند و به دنبال تأسیس پایگاه نظامی هستند.
2) هر چند غربی ها ادعای دموکراسی و مردم سالاری سر داده و با این بهانه در امور داخلی سایر کشورها دخالت می کنند، اما در عرصه داخلی، مغایر با این اهداف گام بر می دارند. افزایش محدودیت های فردی و دخالت در زندگی شخصی افراد به بهانه امنیت ، انتقال اطلاعات شهروندان اروپایی به دستگاههای آمریکا ، تشدید نقض حقوق شهروندی و به عبارتی جاسوسی از افراد در فضای سایبری، نظیر نظارت بر ایمیل ها و ساختارهای اطلاعاتی شخصی که در اصل برای تکمیل پروژه جنگ نرم علیه سایر کشورها است و... از جمله این اهداف است که در فضای بحران امنیتی اجرا می شود.
3) انحراف افکار عمومی از بحران اقتصادی اروپا به امور امنیتی، بخشی دیگر از اهداف مشترک است. در این میان، آمریکا در حالی بر نقش خود در ایجاد بحران اقتصادی سرپوش می گذارد که در مقابل، اروپایی ها نیز فرصتی هر چند کوتاه می یابند تا ضمن کاهش فشار افکار عمومی با کاهش اعتصا ب ها و تظاهرات مردمی ، تدابیر جدیدی برای فرار از بحران اتخاذ کنند. تدابیری که در نهایت، وابستگی اقتصادی اروپا و آمریکا را به همراه خواهد داشت.
د) سناریوی صهیونیستی
نظری که پس از 11 سپتامبر در ابعاد گسترده ای در جهان شکل گرفت ، در مقطع کنونی نیز از نگاه بسیاری از صاحب نظران مطرح شده و آن، نقش صهیونیسم بین الملل در بحران امنیتی اروپا است. روند تحولات آمریکا و قاره اروپا نشانگر ایجاد موجی از خشم ملتهای این کشورها از نفوذ لابی صهیونیست در اقتصاد و سیاست کشورهایشان است، به گونه ای که 60 درصد اروپایی ها بحران اقتصادی جاری بر این قاره را نتیجه عملکرد صهیونیستها می دانند. در همین حال، حمایت مردم اروپا از ملت فلسطین و جبهه مقاومت در کنار موج اسلام گرایی در اروپا ، تهدید گسترده ای برای صهیونیستها است. صهیونیستها با بحران سازی امنیتی و حتی انجام انفجارهای متعدد، ضمن انحراف افکار عمومی از تحولات فلسطین و جنایات رژیم صهیونیستی ، سیاست تقابل اسلام - مسیحیت را با محوریت اسلام ستیزی در غرب پی می گیرند. امری که در سالهای گذشته به کرات اجرا شده است.
فضای امنیتی اروپا با محوریت تهدیدات افرادی از جوامع اسلامی! با اجرای موج جدید اسلام ستیزی، نظیر انتشار دوباره کاریکاتورهای موهن علیه پیامبر اسلام (ص )، چندین مورد قرآن سوزی و حمله به مقدسات اسلامی، خود سندی بر نقش صهیونیستها در بحران امنیت اروپا با محوریت تقابل اسلام و مسیحیت و شکستن همگرایی آنها در مقابله با صهیونیسم بین الملل است.
نتیجه‌گیری
در جمع بندی کلی از آنچه در زمینه فضای امنیتی حاکم بر اروپا ذکر شد، می توان گفت که مجموعه هایی از سناریو ها در قبال این مسئله مطرح می باشد اما آنچه بیش از هر گزینه ای با روند تحولات جهانی همخوانی دارد، ائتلافی آمریکایی ، صهیونیستی و اروپایی است که هر کدام برای رسیدن به منافعی در ایجاد آن نقش داشته اند.
امری که ابتدا اروپا و سپس امنیت بین الملل را فدای طراحان این نمایشنامه می سازد. به عبارت دیگر، بحران امنیتی اروپا نمایشنامه ای از پیش طراحی شده است که هدف نهایی آن، حفظ سلطه آمریکا بر اروپا و ایجاد فضای جدیدی از رعب و وحشت بر جهان است.
بر این اساس، این تحولات را می توان پیش زمینه رخدادهای جدید در عرصه جهانی با محوریت جنگ طلبی آمریکا با هزینه پردازی اروپا دانست که محور اصلی آن را اسلام ستیزی تشکیل می دهد.
با تمام این تفاسیر، باید توجه داشت که بحران امنیت اروپا با هر کدام از سناریوهای مطرح شده که ایجاد گردیده باشد، یک اصل اساسی را آشکار می سازد و آن شکست سایر طرح های آمریکا و اروپا در رسیدن به اهداف سلطه طلبانه آنها به ویژه در پروژه اسلام ستیزی است که توجه آنها را به اتخاذ تدابیر جدید معطوف ساخته است. بحران اروپا نشان می دهد که ادعای آمریکا و اروپا مبنی بر موفقیت در مقابله با تروریسم پس از 10 سال کشتار در افغانستان، ادعایی واهی بوده است.
امری که رسوایی بزرگی برای آمریکا و اروپا و ناتو بوده و انزوای بیشتر جهانی آمریکا را به همراه خواهد داشت. هر چند که آنها همچنان به بهانه امنیت، جنگ طلبی های جدید خود در جهان را توجیه می کنند.

نام:
ایمیل:
نظر: