صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۸ مهر ۱۳۸۹ - ۱۲:۲۹  ، 
شناسه خبر : ۱۷۸۱۱۳
نگاهی بر جنجال‌ها و حواشی یک جشن سینمایی

حسین کارگر
طی هفته های اخیر بخشی از فضای فرهنگی و به خصوص عرصه سینمای کشورمان تحت الشعاع حواشی یک جشن و عواقب آن قرار گرفته است. جشن خانه سینما یکی از همایش های سینمایی در ایران است که برگزاری آن هر ساله با حواشی و جنجال هایی همراه بوده است. اما چهاردهمین دوره این جشن که اواخر شهریور امسال برگزار شد، با جنجال های بیشتری نسبت به قبل مواجه شد. تا آنجا که ترکش های آن انفجار هنوز هم در حال پراکنده شدن است.
ریشه اصلی این اتفاقات را باید متوجه متولی آن جشن، یعنی «خانه سینما» دانست که در سال های اخیر از هویت اصلی خودش فاصله گرفته و وارد حیطه ای شده که تناسب چندانی با کارکرد اصلی آن ندارد. خانه سینما به عنوان یک تشکل صنفی تعریف شده است. به این معنی که مجموعه ای از اصناف سینمایی کشور، مثل کارگردانان، تهیه کنندگان، بازیگران، صدابرداران، تدوینگران، منتقدان و ... هر یک دارای یک انجمن هستند که مجموعه این انجمن ها «خانه سینما» را تشکیل می دهد. این نهاد همچنان که از تعریف آن بر می آید، موظف به رسیدگی و پیگیری مسائل و دغدغه های صنفی اعضایش است. مسائلی همچون بیمه، مسکن، امنیت شغلی و ... موضوعاتی است که خانه سینما موظف به پیگیری آنهاست.
اما هیئت مدیره کنونی خانه سینما که بیش از دو سال است این مسئولیت را بر عهده دارند، در این مدت بیشتر وقت شان را صرف مسائل سیاسی نمودند. تا مسائل صنفی و کاری! این مسئله با انتخابات ریاست جمهوری دهم و رخدادهای آن، عمق و گسترش بیشتری یافت. چون مدیران خانه سینما همگی از هواداران نامزد رقیب رئیس جمهور منتخب بودند. متأسفانه و به رغم رویکرد پر رنگ خانه سینما به سیاست، در جریان وقایع تلخ پس از انتخابات و فتنه به وجود آمده، مدیریت خانه سینما هیچ گونه بیانیه و پیامی را برای دعوت به قانون مداری و دوری از تفرقه و فتنه منتشر نکرد. به این ترتیب، خانه سینما در عمل از یک نهاد صنفی برای سینماگران، به مرکزی که تحت لوای فعالیت سینمایی بر ضد دولت فعالیت سیاسی می کند تغییر شکل یافت. در ادامه نیز با روی کار آمدن مدیران جدید سینمایی، روند تقابل با دولت بیشتر شد. با وجود تمایل معاونت سینمایی برای تعامل با همه طیف های سینمایی کشور از جمله خانه سینما، این تمایل در میان مدیریت خانه سینما هیچ گاه بروز نیافت.
برخی از رفتارهای سیاسی قابل اشاره مدیریت اخیر خانه سینما عبارتند از: دعوت از سینماگران جنگ طلب آمریکایی به ایران، شکایت از برخی سینماگران و رسانه های متعهد، عدم انتشار بیانیه در مخالفت با فتنه بعد از انتخابات، عدم شرکت در نشست سینماگران با رئیس جمهور، تلاش برای برگزاری گردهمایی اعتراضی سینماگران به امنیت شغلی و....
نکته قابل توجه این است که مدیرعامل خانه سینما در حالی مسئله امنیت شغلی را به عنوان مستمسکی برای فشار بر معاونت سینمایی مطرح کرده که خودش از جمله مدیران سینمایی دولت خاتمی بود که به عنوان یکی از سیاه ترین دوران سینمای ایران بعد از انقلاب شناخته می شود. در آن دوره، بسیاری از سینماگران کشورمان منزوی شدند و امنیت شغلی در این عرصه به حداقل ممکن رسید. به همین دلیل نیز تأکید مدیریت خانه سینما بر امنیت شغلی، آن هم درست در شرایطی که مسئولان فعلی معاونت سینمایی بیشترین انگیزه و برنامه ریزی را برای تأمین این امنیت در سر دارند، کاملاً سیاسی محاسبه می شود.
برگزاری چهاردهمین جشن خانه سینما آخرین تیر شلیک شده از سوی مدیریت این نهاد بود. در این جشن، رفتارهای سیاسی بسیار مبتذل و آمیخته با عوام زدگی بروز یافت؛ رفتارهایی که نوعی عقده گشایی و دهن کجی علیه نظام بود و دلالت بر علاقه به احیای فتنه داشت. مثل استفاده برخی از برگزیدگان این جشن از نمادهایی که اغتشاشگران از آنها استفاده می کردند و یا نوع صحبت های اصغر فرهادی که اعتبار این دوره از جشن خانه سینما را به طور کامل زیر سوال برد. فرهادی در حالی آرزو کرد که شرایط کشور به گونه ای تغییر یابد که امثال محسن مخملباف! بتوانند در کشور فعالیت سینمایی کنند که تنها با تغییر نظام حاکم بر کشور چنین اتفاقی قابل وقوع است. ضمن این که تمامی افرادی که او از آنها یاد کرد و خواهان بازگشت آنها شد، به میل و اختیار خودشان از کشور خارج شدند و به خدمت غربی ها درآمدند.
این رفتارها با واکنش فرهنگی مدیران سینمایی مواجه شد. ابتدا مجوز فیلم درحال تولید فرهادی به خاطر اظهارات او لغو شد و سپس معاون سینمایی وزیر ارشاد بیانیه ای را به عنوان عذرخواهی صادر کرد. وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی هم از برخورد فرهنگی مدیران سینمایی با رفتارهای سیاسی مذکور حمایت کرد. سید محمد حسینی درحاشیه یک نشست خبری در گفت و گو با خبرنگاران اعلام کرد که «ما با دیگرانی که تحت تأثیر هیجانات حرف هایی زده اند بحثی نداریم، حرف ما با صحنه گردانان است. مسئله ما آنهایی هستند که به صورت سازماندهی شده ارزش های اسلامی را زیر پا می گذارند.» در نتیجه فرهادی نیز از گفته های خود معذرت خواهی نمود و مشکل فیلم او حل شد.
اما این پایان ماجرا نبود. به طوری که مدیرعامل خانه سینما که از بیانیه معاون سینمایی و هشدار وزیر ارشاد به صحنه گردانان ناراحت شده بود، نامه ای بغض آلود خطاب به وزیر ارشاد نوشت؛ نامه ای که نشان از فقدان انتقادپذیری این مسئول خانه سینما دارد. نکته قابل توجه این است که محمد مهدی عسگرپور، مدیرعامل کنونی خانه سینما نه تنها به خاطر اتفاقات چهاردهمین جشن خانه سینما حاضر به پوزش نشد که عذرخواهی شمقدری را هم محکوم کرد! او همچنین در نامه خود وزیر ارشاد را به خاطر انتقاد از جشن خانه سینما به بی کفایتی متهم کرد و جملاتی را عنوان کرد که در ادبیات رسمی و متین نمی گنجد!
البته این نامه تند مدیرعامل خانه سینما با انتقاد شدید شخصیت های فرهنگی و دانشگاهی و برخی رسانه های جمعی مواجه شد تا آنجا که حتی تشکل های دانشجویی، از جمله مسئولانی از انجمن های اسلامی ، جامعه اسلامی و بسیج دانشجویی در گفت و گوهایی با خبرگزاری ها خواهان رسیدگی قانونی به عملکرد مدیریت خانه سینما و حتی انحلال این مدیریت شدند.
اتفاق دیگر این بود که این بیانیه فرصتی دیگر را در اختیار شمقدری قرار داد تا واقعیت های بیشتری را درباره خانه سینما و مدیریت آن برملا کند. او در پاسخ عسگرپور نوشت:«در نامه مدیر فعلی خانه سینما، ادبیاتی از توده مسلک های سابق و لیبرال منش های امروز دیده می شود که سعی می کنند خشم و عصبانیت ناشی از عدم موفقیت های سیاسی شان را جبران کنند. هم صدایی و استقبال رسانه های بیگانه از این اقدام نیز خود قابل تأمل بود.» معاون سینمایی وزیر ارشاد همچنین در بخش دیگری از نامه خود تصریح نمود: «مدیریت فعلی خانه سینما، دفتر مدیر عامل را به اتاق جنگ برای تحقق خواسته های جناحی و ترمیم شکست های سیاسی باندی که به آن وابسته است قرار داده است.»
نکته جالب این است که مدیرعامل خانه سینما بازهم انتقادات را نپذیرفت و در پاسخ به منتقدان لیستی از دوستان و همکاران خود را به عنوان حامیان مدیر عامل خانه سینما منتشر کرد! و جای سوال است که انتشار لیست حمایت از یک مسئول آیا پاسخ به انتقادات محسوب می شود یا نوعی فرافکنی و فرار از پاسخگویی؟!
نتیجه این که خانه سینما هم اکنون هویت صنفی و حتی فرهنگی خود را کاملاً از دست داده و به مرتبه یک محفل سیاسی سطحی و فاقد پشتوانه فکری و علمی تبدیل شده است.
 

نام:
ایمیل:
نظر: