ترور بى نظیر بوتو خلأ سیاسى بزرگى را در قلب پاکستان هسته اى ایجاد کرده است که به نظر مى رسد این کشور را به ورطه خشونت و افراط گرایى مى کشاند.در زمانى که بازگشت بوتو پاسخى براى پاکستان بود، پاسخ به پرسش هاى موجود پیرامون آینده این کشور تقریباً محال است.پاکستانى ها در شوک و حیرت اند. برخى مبهوت و پریشان و برخى دیگر قلب هایشان آکنده از اندوهى بى پایان است. هزاران نفر به خیابان ها ریخته اند و در میان موج انفجارى خشونت ها علیه دولت، خودروها را به آتش کشیده و به ایستگاه هاى پلیس حمله برده اند.مرگ بوتو تقریباً به طور حتم به تعلیق انتخابات پارلمانى هشت ژانویه و اجراى احتمالى تدابیر فوق العاده دیگر توسط ارتش (وضعیت اضطرارى دیگر یا حتى قانون نظامى) منجر خواهد شد. آینده سیاسى پرویز مشرف رئیس جمهور پاکستان تا به این اندازه مبهم نبوده است.مرگ بوتو بزرگترین خلأ سیاسى ممکن را در هسته سیستم سیاسى لرزان پاکستان به جا خواهد گذاشت.بوتو که دردهه ۹۰ دو بار نخست وزیر شد اتهامات فساد و بى کفایتى را که ارتش به وى وارد کرده بود رد مى کرد و خود را همانند یک غول سیاسى نشان مى داد. بوتو و حزبش (حزب مردم پاکستان) بهتر از هر گروه دیگرى فرهنگ تلفیقى جدیدى از گرایش هاى دموکراتیک به وجود آورده بود.در کشورى که در ماه هاى اخیر تنها طالبان به پیشرفت هاى نظامى و سیاسى دست یافته بودند نقش و تلاش بوتو براى کشور ۱۶۵ میلیون نفرى ضرورى به نظر مى آمد. کمبودهایش هرچه بود واقعیت این است که وى کشورش را دوست داشت و جانش را براى آن فدا کرد.او و حزبش از وفادارى پایدار جمعیت زیادى از پاکستانى ها برخوردار بودند و حامیانش به شدت با حاکمیت ارتش و افراط گرایى مخالف بودند. بوتو در هفته هاى اخیر علناً به افراطیون طالبان مى تاخت. این چیزى بود که مشرف به رغم همه پیوندهاى محکمش با جورج بوش رئیس جمهور آمریکا، هرگز یاراى انجام آن را نداشت. اکنون که بوتو رفته دیگر کسى نیست که این نقش را بازى کند.طولانى ترین نبرد بوتو با افراط گرایان نبود بلکه با ژنرال ها بود، ارتشى که رهبرانش هرگز به او اعتماد نکردند. مرگ بوتو یک روایت سیاسى تاریخى در راولپندى را تکرار کرد. او تنها دو مایل آنسوتر از جایى کشته شد که پدرش ذوالفقارعلى بوتو ۳۰ سال پیش توسط یک دیکتاتور نظامى به دار آویخته شد.تراژدى خاندان بوتو ـ دو برادرش یکى به ضرب گلوله و دیگرى به دلیل مسمومیت به قتل رسیدند ـ به تقلا و سرگذشت پاکستانى براى ایجاد یک کشور مدرن و دموکراتیک مبدل شده است. پنجشنبه گذشته بلندپایگان حزب وى به خیابان ها سرازیر شدند و مشرف و ارتش را به ارتکاب قتل یک بوتوى دیگر متهم کردند. این قضیه کاملاً غیرمحتمل است زیرا روز پنجشنبه، روز ترور بوتو، ارتش خود در پریشانى و استیصال بود. این حمله نشان حملات تروریست هاى مأمن گرفته در شمال غرب پاکستان را بر خود دارد. مرگ بوتو فقط مشکلات پاکستان را که در چند ماه گذشته بروز یافته بود وخیم تر کرد، این که چگونه مى توان از طریق یک دولت منتخب که مورد پذیرش ارتش است اندکى ثبات را براى پاکستان به ارمغان آورد و چگونه مى توان با افراط گرایى منتشره در سراسر کشور مقابله کرد.اگر انتخابات منتفى شود مشرف ناگزیر است اشتیاق خود براى حفظ قدرت را رها کند و دولتى ملى متشکل از همه احزاب و سیاستمداران برجسته پاکستان تشکیل دهد. شاید آنان از این طریق بتوانند درباره نحوه برگزارى انتخاباتى منظم و صحیح به توافق برسند و شبح افراط و افراط گرایى را که در این سرزمین پرسه مى زند، برانند.اما شاید مشرف نتواند از تأثیر ات مرگ بوتو در امان باشد. هیچ یک از اقدامات او ستودنى نبوده است و هیچ یک از گروه هاى اپوزیسیون سیاسى میلى براى مذاکره با وى ندارند. بنابراین غیرمحتمل به نظر مى رسد که تداوم ریاست جمهورى مشرف را بپذیرند.اگر شورش ها و بلواى سیاسى وخیم تر شود، اگر اپوزیسیون از همکارى با مشرف امتناع ورزد و سرانجام آمریکا از وى دورى بجوید، ارتش وادار خواهد شد که به کار مشرف پایان دهد.اگر این اتفاق رخ دهد، بیش از پیش ضرورى خواهد بود که دنیا از یک دولت ملى، برگزارى انتخابات در پاکستان و بازگشت سریع این کشور به یک حاکمیت مدنى حمایت کند.