افول آمریکا آنچه پیش روی شماست گزیده ای از رویدادهای مهم در سال 2007 میلادی است رویدادهای سال گذشته هر کدام در نوع خود آنقدر اثرگذار و حائز اهمیت است که می تواند منشا پاره ای تحولات سرنوشت ساز در سال های پیش رو باشد. اعتراف مسئولان بلندپایه نظامی و سیاسی آمریکایی به شکست بوش در جنگ عراق و افغانستان و گسترش تظاهرات ضد جنگ در جهان و کاهش محبوبیت زمامدار کاخ سفید و رویدادهای نظیر آن، همگی نشان دهنده آن است که افول قدرت امپریالیسم آمریکا در عرصه بین الملل اجتناب ناپذیر است. پیروزی مقاومت در عرصه سیاسی از جمله رویدادهای مهم در تحولات سال 2007 است، ایستادگی حزب الله در برابر دسیسه های غرب و رژیم صهیونیستی و حماس در برابر صهیونیست ها و عوامل وابسته به آنها بیانگر آن است که در شرایط پیچیده سیاسی می توان با شناخت دقیق تحولات، به منظور تحقق اهداف خود جلو مداخلات بیگانه را گرفت. در سال گذشته مقاومت از نوع حماس و حزب الله دستمایه دیگر جنبش های آزادیبخش در منطقه شد که این امر می تواند سرآغاز تحولی تازه علیه اشغالگران باشد. سرویس خارجی بوش در انزوا دوره دوم ریاست جمهوری «جرج بوش» را می توان سخت ترین و پرعذاب ترین دوران عمر سیاسی وی تلقی کرد. شکست های پی درپی رئیس جمهور آمریکا در عرصه های گوناگون داخلی و خارجی سبب گردیده تا میزان محبوبیت وی به طرزی فاحش کاهش یابد (زیر 30 درصد) و وجهه دولتش نیز به دلیل رسوایی های گوناگون چه در داخل و چه در خارج از این کشور بشدت آسیب ببیند، به گونه ای که درخواست ها برای پایان نظامی گری آمریکا از یک سو و استعفای اعضای بی کفایت کاخ سفید از دیگر سو، روز به روز افزایش یافته است. بدین سان، جهان 2007 شاهد تظاهرات گسترده و بی شمار به ویژه علیه جنگ و مداخلات متعدد واشنگتن در امور دیگر کشورها، و نیز مخدوش شدن تصویر این کشور در افکار عمومی بوده است. به گونه ای که دولت «بوش»- که حتی در بین جمهوریخواهان نیز وجهه خود را از دست داده است- بناچار از هیچ تلاشی برای بخشیدن جلایی دوباره به تصویر مخدوش و وجهه آسیب دیده خود فروگذار نبوده، افرادی را مسئول این مهم ساخته و از دیگر سو نیز، دست به دامن صنعت سینمای داخلی شده است تا با خلق تصاویر اقتدارآمیز چهره این کشور را به عنوان «منجی بزرگ» عالم جلوه دهد! چرا که، سیاستگذاران کاخ سفید و هالیوود بخوبی به تأثیر اغواگرانه سینمای آمریکا بر افکار عمومی این کشور و جهان و موفقیت های ظاهری و نسبی این صنعت فریبنده در راهبرد بسیاری از مسائل سیاسی واقفند. اما، افول قدرت و محبوبیت دولت آمریکا آنچنان است که این گونه تلاش ها غیر مؤثر باقی مانده، راه به جایی نبرده است و از وجهه دولتمردان این کشور نیز، چه در سطح داخلی و یا خارجی، روز به روز کاسته می شود. تصمیمات نامعقول «جرج بوش» علاوه بر این مشاوران و اطرافیان وی را به دلایل گوناگون به استعفا واداشته، رئیس جمهور آمریکا را در بدترین دوران زندگی اش به فردی تنها- حتی در حزب خود- در برابر مشکلات عدیده داخلی و خارجی تبدیل کرده است. از مستعفیان دولت و اطرافیان «بوش» می توان به این عده اشاره کرد: «دونالد رامسفلد»، وزیر دفاع که تنها یک روز پس از انتخابات میان دوره ای 7 نوامبر و روی کار آمدن دموکرات ها در کنگره- که خود نمایانگر خشم عمیق مردم آمریکا نسبت به تصمیمات دولت جمهوریخواه و جنگ بود- استعفا می دهد؛ «جان بولتون»، سفیر آمریکا در سازمان ملل که با مخالفت دموکرات ها روبرو بود؛ «پل ولفووتیز»، رئیس بانک جهانی که به دلیل رسوایی پرداخت مبالغی هنگفت به دوست دختر خود که از کارمندان این بانک بود، مجبور به استعفا می شود؛ «دان بارتلت»، از نزدیکترین و وفادارترین مشاوران رئیس جمهور آمریکا؛ «راب پورتمون»، مدیر بودجه کاخ سفید؛ «جی دی کروچ» معاون مشاور امنیت ملی آمریکا؛ «راندل توبیاس»، رئیس سازمان کمک های خارجی، «دینا حبیب پاول»، از مقامات ارشد وزارت خارجه؛ «تیموتی آدامز»، مرد شماره 3 وزارت خزانه داری؛ «آلبرتو گونزالس»، دادستان کل آمریکا (به دلیل اخراج هشت دادستان فدرال)؛ «کارل روو»، معلم سیاسی «بوش» و از مشاوران کاخ سفید که زمانی «مغز بوش» لقب گرفته بود؛ «سارا تیلور»، مدیرسیاسی کاخ سفید؛ همچنین «تونی اسنو»، سخنگوی دولت آمریکا. در این حال، استعفای سناتور «لاری کریج» جمهوریخواه از ایالت آیداهو (به دلیل برقراری روابط نامشروع) و نیز سناتور «جان وارنر»، از مقامات برجسته کنگره آمریکا در امور نظامی، ضربه مهلکی بر پیکر متزلزل جمهوریخواهان وارد آورده است. این تعداد استعفا آنهم در فواصلی اینچنین اندک در دولت آمریکا بی سابقه بوده و «جرج بوش» را- که از دیگر سو با موج مخالفت های داخلی و مردمی روبروست- با مشکلات فزاینده ای برای پر کردن سمت های خالی مواجه ساخته است. ناظران سیاسی معتقدند، سیاست های «بوش» در عرصه بین الملل و ناکامی وی در جلب رضایت افکار عمومی آمریکا و جهان، کناره گیری این افراد را- که بسیاری از آنها خود نیز درگیر رسوایی های مالی و اخلاقی هستند- سبب گردیده و در واقع کاخ سفید در حال فروپاشی است. باتلاق عراق عراق که همچون سه سال و نیم گذشته کانون اصلی منازعه و بحران در سطح جهان بود، با اعدام «صدام»، دیکتاتور پیشین، وارد سال 2007 شد. صدام در حالی به گور رفت که تحت فشار آمریکا، در مورد جنایات هشت ساله اش در جنگ با ایران و به ویژه، استفاده از سلاح های شیمایی، اصلا مورد مواخذه قرار نگرفت. در این سال نیز همچون سال های قبل، حملات هدفمند و مشکوک افراد ناشناس علیه غیر نظامیان عراقی خصوصا شیعیان، ادامه یافت؛ روزهای شانزدهم و بیست ودوم ژانویه (26 دی و 2 بهمن) پنج بمب و یا خودروی بمبگذاری شده در بازارها و مناطق پر جمعیت عمدتا شیعه نشین بغداد منفجر شد و دست کم 160 عراقی شهید شدند. جدای از کشتارهای پراکنده و انفجارهای کوچک در سراسر عراق، سه انفجار بزرگ در فوریه، چهار انفجار در مارس (فروردین سال جاری)، پنج انفجار در آوریل، دو انفجار در ژوئن، چهار انفجار در جولای، دو انفجار در اوگوست، یک انفجار در اکتبر، چهار انفجار در دسامبر ( تا یک هفته قبل) رخ داد. این انفجارهای پر تلفات، جمعا بیش از 1500 شهید و هزاران مجروح در میان عراقی ها بر جای گذاشت. ماه نوامبر (آذر) تنها ماه نسبتا آرام برای عراقی ها بود. حرمین عسکریین (علیهما السلام) در سامرا نیز 13 ژوئن (23 خرداد) هدف انفجار و هتک حرمت افراد ناشناس قرار گرفت. 16 ماه قبل از آن هم این مکان مقدس شاهد انفجار بمب بود. اما، سال 2007 پر تلفات ترین سال برای اشغالگران آمریکایی از زمان حمله این کشور به عراق در فروردین 1382 تاکنون بود. بنابر آمار رسمی خود ارتش آمریکا، تعداد نظامیان آمریکایی کشته شده در عراق تا اوایل دسامبر (آذر) به 852 نظامی رسیده بود. در ژانویه گذشته (یک سال قبل) تنها طی دو روز 27 تفنگدار آمریکایی در عراق به هلاکت رسیده بودند. در این سال همچنین، 17 شهروند غیرنظامی عراقی در غرب بغداد توسط مزدوران شرکت امنیتی خصوصی طرف قرارداد با وزارت دفاع آمریکا (پنتاگون) 16 سپتامبر (25 شهریور)، بدون دلیل قتل عام شدند. نیروهای دولتی عراق هم سال گذشته با یک گروه مسلح متشکل از عناصر بعثی و فریب خورده ها موسوم به «سربازان آسمان» حومه نجف اشرف درگیر شدند و 250 تن از آنها را به قتل رساندند. مورد دیگری که طی چهار سال و نیم در عراق به طور هدفمند انجام می شد ترور دانشمندان و اساتید عراقی توسط عوامل «سیا» و «موساد» بود که سال گذشته هم ادامه یافت. اما، مسئله مهم اعتراف صریح منابع غربی در رابطه با این جنایت سریالی بود. آخرین مورد افشاگری مربوط به روزنامه انگلیسی «دیلی تگلراف» است که در تاریخ 86.10.4 نوشت، ماموران موساد با کمک عوامل سیا 350 دانشمند هسته ای و 200 استاد دانشگاه را طی چهار و نیم سال اخیر ترور کردند. انگلیسی ها نیز که در جنوب عراق، به ویژه بصره، مستقر بودند، به خاطر حملات بی امان و مکرر موشکی افراد مسلح عراقی، مجبور شدند در 16 دسامبر (25 آذر) کنترل بصره را به دولت عراق واگذار کنند و نیروهای خود در این کشور را نیز تا 2500 تن کاهش دادند. اما، در ارتباط با تحولات حساس عراق طی یک سال اخیر، ضرورت دارد که به دو مورد هم اشاره شود؛ ابتدا، تلاش دست های پنهان در عراق برای شعله ور کردن جنگ مذهبی میان شیعیان و سنی ها و حتی میان خود شیعیان، و در این راستا، اماکن مقدس، حرم های امامان و امام زاده ها و مراکز و مناطق مسکونی شیعیان هدف مخرب ترین و خونبارترین حملات عوامل پنهان قرار گرفت، به طوری که بیش از 95 درصد قربانیان حملات و بمب گذاری ها، مردم مظلوم شیعه عراق بودند و هتک حرمت این عوامل، تا بمب گذاری حرمین عسکریین و شهرهای مقدسی چون نجف اشرف و کربلای معلا نیز پیش رفت. این حملات شرایط را به گونه ای بر شیعیان تنگ کرد که کم کم زمزمه اقدامات واکنشی در برخی محافل شیعی به گوش می رسید. در این موقع بود که نهاد مرجعیت در نجف نقش تاریخی خود را همچون گذشته، به خوبی اجرا کرد و شیعیان را به آرامش فرا خواند. در این میان طبیعتا نقش «آیت الله سید علی سیستانی» برجسته بود. ایشان بارها علمای اهل سنت، کردها و حتی دیگر اقلیت ها را در نجف به حضور پذیرفتند و همه را به وحدت و همبستگی فرا خواندند. آیت الله سیستانی در ارتباط با جدا نشدن جریان شیعی «صدر» از دیگر شیعیان نیز نقش محوری داشتند. مورد دیگری که در ارتباط با تحولات عراق قابل ذکر است؛ منازعه میان «جرج بوش» رئیس جمهور آمریکا و کنگره این کشور در ارتباط با بودجه جنگ های عراق و افغانستان بود. کنگره (مجلس نمایندگان و مجلس سنا) که تحت فشار افکار عمومی آمریکا، تصویب هرگونه بودجه ای را به تدوین جدول زمانبدی عقب نشینی مرحله ای از عراق مشروط کرده بود، بالاخره پس از منازعات و کش و قوس های بسیار، در آخرین ماه میلادی (دسامبر) بودجه 596 میلیارد دلاری وزارت دفاع (پنتاگون) به اضافه 70 میلیارد دلار دیگر را تصویب کرد. لبنان، گرفتار هزار توی سیاسی سال 2007 در لبنان با تمرکز روی شعار «بیدار شو، قبل از اینکه دوباره اتفاقی بیفتد» به پایان رسید. این شعار اشاره ای به جنگ داخلی این کشور در سال های 1975 تا 1990 دارد و بسیاری نگرانند که در صورت حل نشدن اختلاف میان مخالفان و موافقان دولت این وضع دوباره تکرار شود. مردم لبنان در حالی سال 2007 میلادی را آغاز کردند که امیدوار بودند سال جدید ثبات، آرامش و کامیابی را به ارمغان بیاورد به ویژه آنکه در سال 2006 میلادی جنگ 33روزه با رژیم صهیونیستی در عین حال اینکه برای مردم این کشور سرافرازی، افتخار و عزت و سربلندی به بار آورد اما دشمن صهیونیستی بسیاری از شهرها و روستاهای جنوب لبنان را گلوله باران کرد و باعث آواره شدن بسیاری از مردم این مناطق شد. به همین دلیل مردم لبنان می خواستند در سایه آرامش، وحدت و هماهنگی بین احزاب و گروه های سیاسی مختلف به بازسازی کشورشان بپردازند. لیکن مسائل و مشکلات جدیدی به وجود آمد که بحران سیاسی پیچیده ای را در این کشور رقم زد؛ بحرانی که هم اکنون نیز پس از گذشت یک سال جرقه های امید برای حل و فصل آن دیده نمی شود. این نگرانی ها در ماه های آخر سال 2007 بیشتر شد به ویژه آنکه پس از اتمام دوران ریاست جمهوری «امیل لحود» رئیس جمهور پیشین لبنان پارلمان این کشور هنوز نتوانسته رئیس جمهور بعدی را پس از 10 بار به تعویق افتادن نشست نمایندگان انتخاب کند چرا که بین احزاب و گروه های لبنانی درباره رئیس جمهور توافقی و ترکیب کابینه وحدت نظر وجود ندارد. گروه 14 مارس یا جناح طرفدار دولت خواستار انتخاب رئیس جمهور براساس حد نصاب نصف به علاوه یک نمایندگان است و جناح مقابل یا گروه 8 مارس خواهان انتخاب براساس دو سوم آرای نمایندگان است. کشمکش ها و اختلافات سیاسی به شدت حیات سیاسی این کشور را تحت تأثیر قرار داده و دخالت خارجی ها را سبب شده است به نحوی که فرستاده های کشورهای آمریکا، فرانسه، ایتالیا، اسپانیا، کشورهای عربی از نیمه اول سال 2007 میلادی شروع شده و تاکنون هم ادامه دارد ولی رایزنی ها و میانجی گری ها به نتیجه ای نرسیده است. بدین ترتیب بدترین بحران سیاسی لبنان از زمان جنگ داخلی این کشور تاکنون شکل گرفته و هنوز پا برجاست. هیچ کس نمی توانست تصور کند این بحران سیاسی که در نوامبر سال 2006 میلادی با استعفای شش وزیر در کابینه «فواد سینیوره» نخست وزیر تحت حمایت غرب رخ داد تا پایان سال 2007 میلادی ادامه پیدا کند. تحلیلگران مسائل سیاسی معتقدند بحران کنونی حاکم بر لبنان فقط نتیجه تقابل ها و حوادث سیاسی داخلی این کشور نیست و محورهای پرنفوذ غربی، به ویژه آمریکا در آن نقش اصلی را ایفا می کند. پس از جنگ 33روزه قدرت های غربی در لبنان به مداخلات خود افزودند به گونه ای که «دیوید ولش» فرستاده و معاون وزیر خارجه آمریکا در یک مداخله آشکار گفت، رئیس جمهور آینده لبنان باید مخالف حزب الله و سوریه باشد. از دیدگاه این تحلیلگران حوادث کنونی لبنان بیانگر آن است که واشنگتن براساس طرحی از پیش تعیین شده قصد دارد با خلع سلاح نیروهای مقاومت، لبنان را به سوی جنگ داخلی سوق دهد تا بدین ترتیب این کشور در برابر رژیم صهیونیستی امکان هرگونه دفاعی را از دست بدهد و حزب الله را تضعیف کند تا از صحنه خارج شود. علت اصلی حل نشدن بحران کنونی هم صرفا به خاطر اختلاف و شکاف سیاسی میان مخالفان و موافقان دولت است که آن هم به خاطر دخالت های مکرر آمریکا و قدرت های غربی است. به عبارت دیگر، گروه اکثریت (14مارس) سیاست های دیکته شده از سوی غرب را به مرحله اجرا در می آورد و مسلما این سیاست ها هرچه که باشد توافق و مشارکت با مخالفان، به ویژه حزب الله در آنها جایی ندارد. دخالت های آمریکا در امور داخلی لبنان به حدی است که مردم و گروه های سیاسی این کشور بارها در برابر سفارت آمریکا در بیروت تظاهرات کرده و با محکوم کردن این دخالت ها خواستار اخراج «جفری ویلتمن» سفیر آمریکا از کشورشان شده اند. شرایط حاکم بر لبنان به وضوح حکایت از آن دارد که اگر این کشور از دخالت های خارجی و به ویژه واشنگتن خلاصی یابد، توافق برای انتخاب رئیس جمهور جدید این کشور به سادگی قابل حصول و تحقق است. از دیگر رویدادهای سال 2007 میلادی در کشور لبنان درگیری شدید گروهی شبه نظامی و سلفی به نام «فتح الاسلام» بود که در اردوگاه «نهرالبارد» با ارتش لبنان می جنگید و سرانجام با دادن کشته های بسیار مجبور به تسلیم و عقب نشینی شدند و حدود دو ماهی که از درگیری آنان با نیروهای دولتی لبنان می گذشت شمار زیادی از آنان به قتل رسیدند که بیشترین آمار کشته شدگان جنگ داخلی از سال 1975 تا 1990 به شمار می رود. از سوی دیگر، گروه های مخالف دولت لبنان حدود یکسال است که به برگزاری تجمعات، تظاهرات اعتراض آمیز و تحصن در بیروت و سایر شهرهای لبنان پرداخته اند و خواستار برکناری دولت سینیوره و تشکیل دولت متحد ملی شده اند. تحصن کنندگان در دو میدان «ریاض الصلح» و «الشهدا» که به میادین تجمعات سیاسی بیروت معروف شده اند گردهم می آیند و به خواسته های خود همچنان اصرار می ورزند. تحصن مخالفان اول دسامبر سال 2006 میلادی مقابل مقر دولت در بیروت آغاز شده و تاکنون ادامه دارد چرا که آنان معتقدند هنوز به خواسته های خود نرسیده اند و اعلام کرده اند تا زمانی که به تمامی خواسته های بر حق خود نرسند به تحصن ادامه خواهند داد. تنش ها بین دو جناح رقیب با کشته شدن دو نفر از نمایندگان در پارلمان به اوج خود رسید. «ولید عیدو» یکی از نمایندگان حزب آینده که حزب سعدالدین حریری فرزند «رفیق حریری» نخست وزیر سابق لبنان است و دیگری «آنتوان غانم» نماینده مسیحی حزب فالانژیست ها است که با کشته شدن آنها شمار نمایندگان حزب اکثریت در پارلمان به 68 نفر رسید. مقامات هوادار دولت انگشت اتهام را به سمت مخالفان گرفتند و مخالفان هم معتقدند گروه 14 مارس با این اقدامات در صدد است اختلاف و تشتت و تفرقه افکنی را شدت بخشد. در 12 دسامبر 2007 نیز براثر یک انفجار قوی در نزدیکی کاخ ریاست جمهوری لبنان در بیروت سرتیپ فرانسوا الحاج مدیر عملیات ارتش لبنان و جانشین احتمالی میشل سلیمان کشته شد که با این حادثه تروریستی سوءظن جناح های رقیب از یکدیگر بیشتر شد. در هر صورت مسلم است که مخالفان دولت برای حفظ منافع و مصالح ملی کشور حاضر شده اند از بسیاری از خواسته های خود چشم پوشی کنند و با گروه مقابل بر سر میز مذاکره بنشینند این در حالی است که گروه 14 مارس به انواع مختلف سعی در کارشکنی و سنگ اندازی بر سر راه توافق و همگامی با گروه مقابل دارد، به همین دلیل به نظر نمی رسد که این احزاب رقیب به این زودی ها با یکدیگر توافقی داشته باشند به ویژه آنکه آمریکا، اسرائیل، فرانسه و دیگر قدرت های خارجی با مداخلات خود نخواهند گذاشت گروه های سیاسی لبنان به وحدت برسند. رویدادهای اخیر لبنان از جمله خلاء ریاست جمهوری سرنوشت این کشور را در هزار توی پرمخاطره و تاریکی قرار داده که بدون رفت از آن فقط با اتکا به نیروهای داخلی، دخالت نکردن بیگانگان و مراجعه به آرای مردم امکان پذیر است. مهم ترین رویدادهای آمریکای لاتین همه پرسی در ونزوئلا - مهم ترین رویداد ونزوئلا در سال 2007 برگزاری سالگرد کودتای آمریکایی سال 2002 بود که هوگو چاوز رئیس جمهور ونزوئلا در سالگرد آن با شیطان نامیدن آمریکا تهدید کرد اگر واشنگتن بار دیگر علیه کاراکاس اقدامی انجام دهد، صادرات نفت به این کشور را قطع می کند. - برگزاری اولین نشست اتحادیه بولیواری کشورهای آمریکای لاتین در کاراکاس یکی دیگر از تحولات این کشور بود که مقامات بلندپایه کشورهای ونزوئلا، کوبا، بولیوی، نیکاراگوئه، هائیتی و اکوادور طی نشستی دو روزه در کاراکاس پایتخت ونزوئلا گردهم آمدند تا با برگزاری نخستین اجلاس «آلبا» (اتحادیه بولیواری کشورهای آمریکای لاتین) رسماً مبارزه خود را علیه نئولیبرالیسم آمریکا آغاز کنند. اما مهم ترین رویداد در عرصه سیاسی ونزوئلا در سال 2007 برگزاری همه پرسی قانون اساسی بود که مردم به اصلاحات پیشنهادی هوگوچاوز رای منفی دادند. در این انتخابات، مردم ونزوئلا به اصلاح قانون اساسی و برداشته شدن محدودیت زمان و دوره ریاست جمهوری در این کشور رای منفی دادند. براساس نتایج اعلام شده 51 درصد رای دهندگان با اصلاحات پیشنهادی هوگو چاوز مخالفت کردند و 49 درصد دیگر به پیشنهاد رئیس جمهور ونزوئلا در مورد تعدیل قانون اساسی رای دادند. آرژانتین؛ انتخاب رئیس جمهور در عرصه سیاسی آرژانتین در سال 2007 مهم ترین رویداد، انتخاب «خانم کریستینا فرناندزدی کرچنر» به عنوان رئیس جمهور بود. براساس نتایج اعلام شده در انتخابات ریاست جمهوری در آرژانتین، وی توانست 44.5 درصد کل آراء را برای خود کسب کند. در انتخابات آرژانتین 27 میلیون نفر واجد شرایط رای دادن بودند که در این انتخابات، رئیس جمهور جدید همراه 434 نماینده ملی و ایالتی انتخاب شدند.کریستیانو فرناندز کرچنر 54 ساله اولین زنی است که در آرژانتین توانست به مقام ریاست جمهوری برسد. نیکاراگوئه؛ سالگرد انقلاب برگزاری مراسم بیست و هشتمین سالگرد پیروزی انقلاب ساندنیست مهم ترین رویداد بود که با حضور دانیل اورتگا رئیس جمهور در «ماناگوا» برگزار شد. اورتگا در این مراسم از همه کشورهای آمریکای لاتین و حوزه کارائیب خواست به سوی اتحاد حرکت کنند و از رهبرانی مانند کاسترو، چاوز و عمر توریخوس تمجید کرد. انقلاب ساندنیست در 19 ژوئیه سال 1979 به حکومت دیکتاتوری «سوموزا» در این کشور آمریکای لاتین پایان داد. دولت آمریکا که در زمان ریاست جمهوری ریگان با حمایت از کنتراها (ضدانقلابیون نیکاراگوئه) موفق شد با همدستی برخی نیروهای داخلی دولت ساندنیست اورتگا را سرنگون کند. پس از به قدرت رسیدن دوباره اورتگا، در تلاش است ضدانقلابیون را دوباره علیه او سازماندهی کند. سال جدید قطعاً سال رویارویی جنگ طلبان آمریکا با برخی از کشورهای منطقه آمریکای لاتین و از آن جمله نیکاراگوئه خواهد بود. پرو؛محاکمه فوجیموری یکی از مهم ترین وقایع سیاسی پرو در سال 2007 اعتصاب گسترده مردم پرو در اعتراض به گسترش همکاری های اقتصادی دولت با آمریکا بود که لیما را مدتی دستخوش تظاهرات کرد. کارگران، اعضای سندیکاهای تولیدی و اجتماعی، معلمان، رانندگان و دیگر اقشار پرویی در این تظاهرات با مسدود کردن جاده ها و راه های ارتباطی در نقاط مختلف این کشور، از جمله در پایتخت ، عبور و مرور را مختل کردند. - اما تحول مهم دیگر در عرصه سیاسی پرو در سال 2007 واقعه تحویل فوجیموری رئیس جمهور سابق پرو به پلیس این کشور بود. فوجیموری 49 ساله که در سال های 1990 تا 2000 رئیس جمهور پرو بود، با اتهامات متعددی در زمینه فساد مالی و نقض حقوق بشر مواجه بود. وی با یک فروند هواپیمای آنتونوف و در میان تدابیر شدید امنیتی از فرودگاه سانتیاگو شیلی به شهر تاکنا در جنوب پرو انتقال یافت. فوجیموری در دادگاه پرو از خانواده های قربانیان دوران حاکمیت خود عذرخواهی کرد. آلبرتو فوجیموری رئیس جمهور سابق پرو در دومین جلسه محاکمه خود در هفت کیلومتری «لیما» پایتخت پرو، همچنین اعتراف کرد که در دوران حاکمیت وی، خسارات اجتماعی، روی و جسمی زیادی در پرو به بار آمد. وی که یک ژاپنی الاصل است بر اثر قیام خونین مردمی، از قدرت برکنار شد و به ژاپن گریخت. فوجیموری در دادگاه از خانواده قربانیان عذرخواهی کرد. او پذیرفت که کشتارها در زمان حکومت وی، اتفاق افتاده است. فلسطین در اشغال از مهمترین مسائل فلسطینی ها، درگیری های داخلی میان فتح و حماس در 14 ژوئن (24 خرداد) بود که به خارج شدن «محمود عباس» رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین و مقر تشکیلات از نوار غزه و تسلط حماس بر مقر وی و سیستم های امنیتی شد. روز 14 ژوئن 2007 روز تسلط حماس بر نوار غزه مهمترین واقعه سال 2007 در فلسطین است. از همان ابتدای سال، درگیری ها و اختلافات میان فتح و حماس بالا گرفت در حالی که هر دو طرف در پی پیروزی حماس در انتخابات شورای قانونگذاری فلسطین در سال 2006 و دستیابی دو طرف به توافق نامه مکه برای تشکیل دولت متحد ملی توافق نکرده بودند وبرای نخستین بار دولتی به ریاست حماس تشکیل شد و هر دو طرف به پای بندی بر اجرای اصول مشترک در آینده توافق کردند؛ اما این مسئله نیز مشکل فلسطینی ها را حل نکرد و درگیری ها مجدداً از سر گرفته شد به طوری که هر دو طرف طرح های امنیتی خود را اجرا کردند. پس از این که، حماس تسلط امنیتی اش را بر نوار غزه اعلام کرد، محمود عباس دولت متحد ملی را به ریاست «اسماعیل هنیه» برکنار و «سلام فیاض» را مسئول تشکیل دولت موقت و اداره حالت فوق العاده کرد، درحالی که این امر مورد اعتراض حماس قرار گرفت. در پی این اتفاق دو دولت به ریاست حماس در نوار غزه و به ریاست عباس در کرانه باختری ایجاد شد و رژیم صهیونیستی نیمی از نمایندگان حماس را در حمایت از محمود عباس دستگیر کرد. در راستای اختلافات مداوم دو گروه فتح و حماس نیز تنش ها بالا گرفت و همزمان حملات نظامی رژیم صهیونیستی در نوار غزه و سراسر فلسطین شدت گرفت و تاکنون نیز ادامه دارد. نظامیان رژیم صهیونیستی در همان ابتدای سال 2007، 16 هزار بار به مناطق فلسطینی نشین تجاوز کردند که به شهادت و زخمی شدن تعداد زیادی از فلسطینی ها منجر شد. این تجاوزها شامل تیراندازی، گلوله باران مناطق مسکونی، حملات مکرر به شهرها و روستاها برای دستگیری و جست وجوی مبارزان، برپایی پست های ایست و بازرسی، محاصره شهرها و روستاها، مصادره زمین و بازداشت فلسطینی ها می شود.تجاوزات رژیم صهیونیستی خسارت های مادی و جانی فراوانی به مردم غیرنظامی این مناطق وارد کرد. این درحالی است که مبارزان فلسطینی نیز با شلیک موشک های دست ساز قسام و به کارگیری دیگر سلاح های پیشرفته از جمله مسلسل های ضدهوایی در مقابل تجاوزگری های رژیم صهیونیستی، مقاومت دلیرانه ای را به نمایش گذاشتند. این موشک ها که اعجاز مقاومت به حساب می آیند دارای آثار روانی امنیتی و استراتژیک بر جامعه اسرائیل بوده و در تشکیلات سیاسی و امنیتی این رژیم رعب و وحشت و نگرانی های زیادی به وجود آورده است به نحوی که بارها کابینه «ایهوداولمرت» نخست وزیر رژیم صهیونیستی مورد بازخواست و انتقاد قرارگرفته است. از سوی دیگر، شهرک نشینان مناطق اشغالی از ترس و نگرانی این موشک ها، زندگی شان فلج شده و راه مهاجرت به خارج را در پیش گرفته اند. با اینکه رژیم صهیونیستی برای کاهش اثرات اعجازآفرین این موشک ها چاره هایی نیز اندیشیده و سیستم های هشدار دهنده قوی در داخل شهرک های مجاور نوار غزه راه اندازی کرده اما به اعتراف مقامات صهیونیستی این رژیم در مقابله با موشک های قسام مستأصل شده است. بنابراین اعجاز موشک های قسام یکی دیگر از مهمترین وقایع سال2007 به حساب می آید. شکست آناپولیس پرونده شکست سازش کنفرانس آناپولیس از دیگر رویدادهای سال 2007 میلادی است که به بایگانی دیگر طرح های شکست خورده آمریکا و صهیونیست ها برای به سازش کشاندن فلسطینی ها پیوست. حدود 70کشور و سازمان بین المللی در شهر آناپولیس در ایالت مریلند آمریکا گردهم آمدند تا مذاکرات به اصطلاح صلح خاورمیانه را برگزارکنند و بین رژیم صهیونیستی و فلسطینی ها توافقی به وجود آورند اما این کنفرانس پیش از برگزاری هم محکوم به شکست بود چرا که رژیم صهیونیستی با حمایت آمریکا این کنفرانس را تنها پوششی برای تجاوزگری ها و جنایات خود قلمداد کرده بود و به هیچ عنوان حاضر به دادن امتیاز به فلسطینی ها نبود به همین دلیل این اجلاس با دادن وعده وعیدهای توخالی به پایان رسید و فقط محدود به گرفتن عکس های یادگاری گردید. از سوی دیگر پایداری و ایستادگی فلسطینیان نشان داد که اولا «محمود عباس» نماینده تمام گروهای فلسطینی نیست و از طرف دیگر مردم مظلوم فلسطین پس از تحمل سال ها رنج و مشقت و آوارگی به این راحتی نمی پذیرند که با رژیمی که حدود 60سال سرزمین آنها را اشغال کرده سازش کنند. این در حالی است که اسرائیلی ها نیز کنفرانس بین المللی را برای خواسته هایشان ندانسته و اعلام کردند که این کنفرانس دستاورد جدیدی را برای تحقق صلح تاریخ با فلسطینی ها به همراه نداشت. لیکن «تزیبی لیونی» وزیر خارجه اسرائیل اعلام کرد که چون اسرائیل در این کنفرانس به چیزی متعهد نشد به همین دلیل موفقیتی برای اسرائیل بود. این کنفرانس اتفاقا باعث موضع گیری شدید رژیم صهیونیستی و تشدید محاصره و حملات به نوار غزه و کرانه باختری رود اردن شد. و اگر مقاومت و ایستادگی حماس و سایر گروه های فلسطینی و شلیک موشک های فعالان فلسطینی نبود رژیم صهیونیستی در صدد یک حمله گسترده به نوار غزه و اشغال آن بود. حماس در این رابطه تأکید کرد که اگر اسرائیل تصمیم به اشغال غزه بگیرد این منطقه را به گورستانی برای نظامیان اسرائیلی تبدیل خواهد کرد. از دیگر رویدادهای فلسطین برگزاری بزرگترین همایش حمایت از قدس و ملت مظلوم فلسطین با حضور هزاران شخصیت علمی و فرهنگی و بیش از 70کشور جهان در شهر اسلامبول ترکیه بود. شرکت کنندگان در این همایش با صدور بیانیه ای تجاوزارت رژیم صهیونیستی را محکوم کردند. همچنین جشن بزرگ مردم فلسطین در بیستمین سالگرد تأسیس حماس از دیگر وقایع مهم فلسطین به حساب می آید. این جنبش اعلام کرد که جهاد و مقاومت تا پیروزی کامل و تشکیل کشور مستقل فلسطین به پایتختی قدس شریف ادامه خواهد یافت. هنیه در این مراسم خطاب به سران عرب گفت، سازش نکنید فلسطین هنوز در اشغال است. بی شک در سال جدید هم مبارزان باید خود را برای رویارویی با دشمن صهیونیستی آماده کنند. نقش محوری سوریه دمشق در سال 2007 میلادی بخشی از فشارهای تحمیلی از سوی برخی کشورهای منطقه و جهان را پشت سر گذاشت. سوریه به لحاظ جایگاهش در منطقه و باتوجه به تغییر و تحولاتی که منطقه و به ویژه لبنان شاهد آن بود، فراز و نشیب های زیادی را در سال 2007متحمل شد. این کشور در سیاست خارجی اش سه رابطه مختلف را با اروپا، آمریکا و کشورهای عربی منطقه تجربه کرد. مقامات و رهبران اروپایی در سال 2007 با «بشار اسد» رئیس جمهور سوریه تماس هایی برقرار کردند و خواستار حمایت این کشور در حل بحران لبنان شدند. اتحادیه اروپا دراین رابطه اعلام کرد که نقش سوریه نقش محوری است و در کنفرانس بین المللی صلح خاورمیانه موسوم به آناپولیس نیز بر حضور این کشور در آناپولیس تأکید می کردند. اتحادیه اروپا همچنین از پارلمان اروپا خواست تا به حمایت از دولت سوریه در زمینه پناه دادن به 1.5میلیون عراقی و احیای توافق نامه های همکاری متوقف شده بپردازد. انتخابات ریاست جمهوری لبنان زمینه ساز مهمی برای اعتراف مقامات غربی به فعال بودن سوریه در منطقه بود، به طوری که «نیکلا سارکوزی» رئیس جمهور فرانسه سه بار متوالی با بشار اسد تماس تلفنی برقرار کرد. «ولید معلم» وزیر خارجه سوریه نیز با برنار کوشنر وزیر خارجه فرانسه در حاشیه نشست وزیران خارجه کشورهای همجوار عراق در اسلامبول ترکیه دیدار کرد و هر دو طرف بر انتخاب رئیس جمهور لبنان به صورت توافقی تأکید کردند و تمام اینها نشان دهنده اعتراف بین المللی به نقش اساسی سوریه در لبنان است. لیکن به رغم ازسرگیری روابط سوریه با اروپا، ادامه تنش با آمریکا همچنان درصدر سیاست خارجی این کشور بود چراکه موضع گیری سوریه در قبال واشنگتن تغییری نکرد. برخلاف آنچه که انتظار می رفت، مشارکت سوریه در آناپولیس باعث نزدیک شدن دیدگاه های سوریه و آمریکا به یکدیگر نشد و جرج بوش رئیس جمهور آمریکا همچنان به انتقاداتش از دمشق ادامه داد. «زلمای خلیل زاد» نماینده آمریکا در سازمان ملل نیز با ذکر نام سوریه خواستار اتخاذ تدابیر شدید علیه کسانی که مانع از روند انتخابات ریاست جمهوری لبنان می شوند از سوی شورای امنیت شد. در سال 2007 سردی روابط سوریه با مصر همچنان ادامه داشت و با عربستان سعودی نیز به دلیل اختلافاتی که بر سر لبنان به وجود آمد تنش ها بالا گرفت. این تنش در انتخابات عربستان از «فاروق الشرع» معاون رئیس جمهور سوریه در ماه اوت تجلی یافت. اما دمشق برای پایان دادن به اختلافات با برخی از کشورهای عربی تلاش هایی کرد و در این راستا با سفر ملک عبدالله دوم پادشاه اردن به دمشق و پیشنهادش برای برگزاری نشست پنج جانبه مصر، عربستان، تشکیلات خودگردان فلسطین، سوریه و اردن به اختلافاتش با امان پایان داد. روابط دمشق با عراق نیز از 14 ژانویه همزمان با سفر جلال طالبانی رئیس جمهور عراق به دمشق شاهد پیشرفت هایی بود چراکه برای نخستین بار بود که بعد از حدود 25 سال رئیس جمهور عراق به سوریه سفر می کرد. سفرهای مقامات عراقی به سوریه به امضای توافقنامه های همکاری در زمینه های امنیتی، تجاری و نفتی منجر شد و حتی عراقی ها اظهار داشتند که دمشق بر مرزهایش نظارت دارد و مانع از ورود شبه نظامیان به عراق می شود و آوارگان عراقی را درخود جای داده است. به دلیل تحولات پی درپی سیاسی در منطقه و جهان، سوریه در سال جدید نیز ناگزیر است، نقش های دشوارتری را برای حل پاره ای بحران ها ایفا کند.