اگر پاکستان را یکی از بحرانی ترین کشور دنیا در سال 2007 بنامیم سخنی به گزاف نیست. ترور بی نظیر بوتو در روزهای پایانی این سال، ویترین آشوب زده سیاست را در این کشور تکمیل کرد.ابعاد و دامنه این حادثه به گونه ای بود که حتی قیمت جهانی نفت و طلا را نیز تحت تأثیر خود قرار داد و شورای امنیت سازمان ملل را مجبور به تشکیل جلسه اضطراری کرد.اولین واکنش ها نسبت به این حادثه در پاکستان را می توان آمیزه ای از اندوه و خشم دانست. واکنشی که در تظاهرات خیابانی، درگیری های پراکنده، چندین مورد بمب گذاری، آتش زدن خودرو و حمله به مراکز دولتی متبلور شده و همچنان ادامه دارد. اما اصلی ترین سؤال پیش روی تحلیل گران و سیاست مداران این است که آینده تحولات پاکستان چه خواهد شد؟پاسخ به این پرسش اساسی تا پیش از ترور بوتو هم به اندازه کافی دشوار بود اما با وقوع این حادثه به نظر می رسد پیش بینی آینده این کشور بسیار پیچیده تر شده و همه ناظران و بازیگران صحنه با نگرانی چشم به رویدادها دوخته و منتظر اتفاقات اند.«کاندولیزا رایس» وزیر خارجه آمریکا در اظهاراتی که سرگردانی در آن موج می زند اعلام کرده است؛ «ما تحولات را زیر نظر داریم، با همه گروه ها در تماسیم و از آنها می خواهیم خویشتن دار باشند.» با ترور بوتو سناریویی که احتمال می رفت از سوی واشنگتن طراحی شده باشد نیز آسیب جدی دیده است. سناریویی که در آن «پرویز مشرف» نقش رئیس جمهور غیرنظامی، «بوتو» نخست وزیر و ژنرال کیانی فرماندهی ارتش را برعهده داشت. سناریویی که براساس توازن قوا تنظیم شده و هرکدام از این سه مهره بخشی از قدرت را در اختیار داشتند به همین دلیل مجبور به نوعی همکاری و البته رقابت برای نزدیکی با آمریکا بودند.مهم ترین مسئله کوتاه مدت در پاکستان انتخابات سراسری این کشور است که طبق برنامه قرار است کمتر از یک هفته دیگر برگزار شود. شرایط بحرانی این کشور برگزاری انتخابات را نیز درهاله ای از ابهام فروبرده وامکان لغو آن وجود دارد.جامعه جهانی معتقد است برای بهبود نسبی اوضاع و روشن شدن چشم انداز آینده، باید این انتخابات در موعد مقرر برگزار شود اما به نظر می رسد هواداران مشرف علاقه ای به این کار ندارند چرا که آنها فعلاً کارتی برای بازی پیش رو ندارند و در عوض جبهه مخالف از ابزارهای لازم برخوردار است.اگر چه «بیلاوال بوتو» به عنوان رئیس جدید حزب مردم نمی تواند به خوبی خلأ ناشی از حذف مادر خود را پرکند اما او از یک امتیاز منحصر به فرد برخوردار است. احساسات مردم به شدت تحریک شده است. اکنون او جوان 19 ساله ای است که بازمانده خاندان تراژیک بوتوهاست و به تازگی مادر خود را از دست داده است. هنوز به بازی های سیاسی آلوده نشده و چهره معصومی دارد. شرایط و عواملی که بیشتر تداعی کننده فیلم های هندی است.بیلاوال در اولین حضور جدی خود در برابر رسانه ها اعلام کرد حزب مردم به همراه نواز شریف با تمام قدرت در انتخابات شرکت خواهند کرد. نوازشریف هم قصد دارد رهبری ائتلاف حزب خود و حزب بوتو را در اختیار بگیرد، امری که شواهد نشان می دهد توفیقی در تحقق آن نخواهد داشت.جبهه مخالف مشرف شرایط را برای خود کاملاً مساعد می بیند. پاکستان ماه هاست که روی آرامش به خود ندیده است و انگشت اتهام همگان -اعم از داخل و خارج- به سوی مشرف دراز است او ضعیف شده (واگذاری فرماندهی ارتش)، مخالفانش را سرکوب می کند و به عقیده هواداران بوتو در این ترور دست دارد.در عوض شرایط کاخ سفید و مشرف به هیچ وجه مناسب نیست. آمریکا در این شرایط جایگزینی برای مشرف ندارد و رئیس جمهور پاکستان بر سر یک دوراهی است. یا باید با احترام به خواست مردم قدرت را واگذار کند و یا به سرکوب شدید مخالفان و دیکتاتوری متوسل شود.گویا همه راه ها در پاکستان به ارتش ختم می شود. در صورت تداوم و گسترش آشوب به نظر می رسد ارتش تنها و آخرین گزینه است. در این حالت ارتش با کنترل مواضع و نهادهای حساس دولتی، قدرت را در دست خواهد گرفت تا طی یک دوره انتقالی و به صورت هدایت شده آن را به غیرنظامیان واگذار کند.در ارتش پاکستان یگانی موسوم به «تیپ ایکس» وجود دارد که در نزدیکی اسلام آباد مستقر و مأموریت ویژه آن کودتاست. آخرین بار این یگان در سال 1999 به فرماندهی «اشفق کیانی» راهی پایتخت شد و ژنرال مشرف- فرمانده وقت ارتش- را جایگزین نوازشریف کرد.دوستی این دو ژنرال تحصیلکرده آمریکا آنقدر زیاد بود که مشرف علی رغم میلش فرماندهی ارتش را به کیانی واگذار کند، اما سیاست بی رحم تر از آن است که مانع جدایی ژنرال ها شود. باید منتظر ماند و دید آیا بار دیگر «تیپ ایکس» راهی اسلام آباد می شود؟