فرامرز پارسا
پرونده هسته ای ایران و تحولات پیرامونی آن همچنان از مهمترین مسائل بین الملل به ویژه برای کشورهای غربی است. هر چند که جامعه جهانی با اذعان به ماهیت صلح آمیز فعالیت های هسته ای ایران خواستار به رسمیت شناختن جمهوری اسلامی ایران به عنوان عضوی از کشورهای دارای دانش هسته ای است، اما همچنان برخی کشورهای غربی به ویژه آمریکا، انگلیس، آلمان، فرانسه بر مواضع خصمانه و مغرضانه خود در قبال فعالیت های صلح آمیز هسته ای ایران ادامه می دهند.
در این میان کشورهای مذکور به علاوه اتحادیه اروپا در مواضع هفته های اخیر خود بار دیگر بر اصل آمادگی برای مذاکره با ایران در زمینه هسته ای در قالب 1+5 و نیز گروه وین (روسیه، آمریکا و فرانسه) برای تأمین سوخت رآکتور تحقیقاتی : پزشکی تهران تأکید کرده اند. در این راستا حتی خانم اشتون رئیس سیاست خارجی اتحادیه اروپا از آمادگی این اتحادیه و گروه 1+5 برای مذاکره با ایران سخن گفته است.
هر چند که کشورهای غربی و آمریکا در تبلیغات رسانه ای و الفاظ دیپلماتیک خود از آمادگی برای مذاکره با ایران سخن می گویند، اما فرآیند رفتاری آنها بیانگر عدم اراده واقعی آنها برای انجام مذاکراتی سازنده و اصولی می باشد که نمود آن را بر اصرار آنها بر اجرای تحریم های نخ نما شده شورای امنیت و تحریم های یک جانبه غرب علیه ایران، می توان مشاهده کرد.
هر چند که این کشورها این رویکردها را به دلیل عدم پاسخ ایران به خواسته های آنها و به زعم شان اقدامی تنبیهی علیه جمهوری اسلامی ایران عنوان می کنند، اما بررسی تحولات جهانی بیانگر حقیقتی دیگر می باشد که افشاگر ضعف ها و هراس آنها از مذاکرات احتمالی است، چرا که:
نخست آنکه بررسی ترکیب 1+5، گروه وین (روسیه، فرانسه، آمریکا)، اتحادیه اروپا، شورای امنیت و مواضع آنها در قبال جمهوری اسلامی ایران نشانگر شکاف عمیق در میان این کشورها است که هر روز ابعاد بیشتری از آن آشکار می شود که نمود آن را در اختلافات موجود میان این کشورها در اجرای تحریم ها علیه ایران می توان مشاهده کرد. با توجه به شرایط موجود آغاز هرگونه مذاکره میان این کشورها و جمهوری اسلامی ایران، نشانگر ابعاد بیشتری از اختلافات میان این کشورها است که مسلماً پیامدهای بین المللی سنگینی برای آنها به همراه خواهد داشت. آنها با عدم رویکرد به مذاکره به دنبال پنهان سازی این اختلافات هستند هرچند که مواضع هر کدام از کشورها آشکارا این اختلاف ها را به نمایش می گذارد.
دوم آنکه ابتکار عمل های ایران در مقابله با توطئه های صورت گرفته علیه فعالیت های صلح آمیز هسته ای ایران در کنار منطق و دیپلماسی فعال ایران در روند مذاکرات گذشته و حتی عرصه جهانی، غرب را در فضایی از سردرگمی قرار داده است. غربی ها و حتی چین و روسیه می دانند که ایران کشوری نیست که فقط شنونده خواسته های آنها باشد بلکه با ابتکار عمل، آنها را با چالش های بسیاری مواجه می کند. آنها دریافته اند که با ایران به عنوان یک متهم نمی توان برخورد کرد بلکه باید جایگاه جهانی آن را پذیرفته و با کنار نهادن پرونده هسته ای در مورد ارائه راهکار برای حل چالش های جهانی با آن به گفت وگو بپردازند.
این حقایق مسلماً پیامدهای سنگینی برای غرب به همراه دارد، لذا آنها با استمرار ادعاهای سوخته در قبال مسئله تحریم از ورود به مذاکره گسترده با ایران خودداری می کنند.
سوم آنکه غرب تلاش داشته از پرونده هسته ای ایران به عنوان درس عبرتی برای سایر کشورها بهره برداری کند. اکنون نه تنها این روند اجرایی نشده بلکه ایران به عنوان الگویی مستقل و مقاوم در برابر نظام سلطه شناخته می شود به ویژه اینکه ادعای غرب مبنی بر کارآرایی تحریم و سیاست زور را با شکست مواجه کرده است. اکنون غرب و 1+5 با چالش های بسیاری در عرصه جهانی مواجه شده اند. الگو شدن ایران برای سایر کشورها و ملت ها، رسوایی غرب در پرونده هسته ای ایران با تأکید جهانی بر صلح آمیز بودن فعالیت های هسته ای ایران و... تنها بخش هایی از چالش های این کشورها است. آنها برای فرار از این رسوایی ها و عدم رویارویی بیشتر با افکار عمومی جهان تکرار سناریوی فرافکنی علیه ایران و عدم ورود به مذاکره را در پیش گرفته اند.
بر اساس آنچه ذکر شد می توان گفت که خودداری غرب از رویکرد به مذاکره فراگیر با جمهوری اسلامی ایران نه به دلیل قوت بلکه برگرفته از نقاط ضعف این کشورها در برابر اراده ملت ایران در دستیابی به حقوق هسته ای و ناتوانی در برابر حمایت های افکار عمومی جهان از فعالیت های صلح آمیز هسته ای ایران و جایگاه جمهوری اسلامی در معادلات جهانی است که آنها را با موجی از سردرگمی همراه ساخته است.