بصیرت: کشور در کشاکش روزهای سخت دفاع مقدس در سال 1363 بود و در حالی که برای اولین بار بلوک شرق و غرب در برابر کشوری متحد بودند، همچنان ایران اسلامی مقتدر ایستاده بود. مرکز «موشه دایان» براى مطالعات آفریقا و خاورمیانه، واقع در دانشگاه «تل آویو» در سال 1984، همایش بین المللى بسیار مهمى ترتیب داد و تقریباً از همه اسلام شناسان و ایران شناسان مخالف انقلاب اسلامى ایران دعوت به عمل آورد و سپس مجموع سخنرانى هاى ایراد شده در آن را مارتین کرامر در کتابى با عنوان «تشیّع، مقاومت و انقلاب» به چاپ رساند. در آن همایش با موشکافی نگاه های مختلف شیعه از قدیم تا کنون و حتی با بررسی تفاوت نگاه های معاصر همچون تفاوت دیدگاه امام راحل با شریعتی و شیخ محمود حلبی به مقوله انتظار و توضیح شاخه های انحرافی همچون بابیت و بهائیت پرداخته شد و در توضیح نگاه امام جمله راهبردی «منتظران مصلح خود باید صالح باشند» ایشان مورد توجه ویژه قرار گرفت. نتیجه‌ای که از این کنفرانس پر زرق و برق و علمی بعد از ارائه مقالاتی صد در صد تفصیلی و تحقیقی از جانب سیصد شیعه شناس همچون دانیل برومبرگ، ماروین زوینس، مایکل ام.جی، فیشر، برنارد لوئیس، مارتین کرامر و ... بدست آمد، به این شرح است: «رمز قیام شیعه و پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، قیام بر اساس الگوی امام حسین(علیه السلام) و پایداری بر اساس نهضت انتظار است که از آن به دو بال سرخ و سبز شیعه تعبیر گشت. اینک 23 سال پس از آن همایش همچنان رمز پایمردی شیعه از لبنان تا عراق و ایران همان نگاه سبز انتظار است و این امر پس از ذکر «الهم عجل لولیک الفرج» از سوی رییس جمهور در سازمان ملل برای لیبرالها که گمان می کردند با ایده آنها به تعبیر فوکویاما «پایان تاریخ» فرا رسیده است و هیچ نظریه جایگزین و برتری نخواهد آمد بسیار گران آمد. اما این امر زمانی تاسف برانگیزتر می شود که صدای لیبرالهای غرب را در این خصوص در قلم روشنفکرنماهایی می بینیم که ادعای اسلام دارند. آنها که در دوران سیاه روزنامه های زنجیره ای از قیام عاشورا تا نهضت انتظار را مورد توهین قرار دادند و این روزها هوای بازگشت به آن دوران را در سر می پرورانند. یک هفته نامه که بسیار سعی می کند خود را نسخه ایرانی نیوزویک (از هفته نامه های پرتیراژ آمریکا) قلمداد کند، در ادامه روش پیشین نویسندگانش در شماره اخیر خود به بهانه ای نامربوط علاقه وافر رییس جمهور به ظهور را مورد طعن قرار داد و فرهنگ انتظار را به تمسخر گرفت. این رفتار از سوی جریانی که یکی از چهره های سرشناس آن در میان دانشجویان می گوید من حاضرم تعهد کتبی دهم که امام زمان تا پانصد سال دیگر نیز ظهور نخواهد کرد چندان بعید نیست، جریانی که رسما خود را لیبرال می نامد و لاجرم به پایان تاریخ فکر می کند، اما آنچه اهمیت دارد این نکته است که این بار به جای تصریح به کنایه روی آورده شده و از آنجا که «الکنایة اشد من التصریح» به نظر می رسد هدف این جریان سست نمودن پایه باورهای دینی مردم است. باورهای مستحکمی که در برابر پیشرفته ترین سلاح های لیبرالها و کمونیستها نیز نلرزیده است، و تردیدی نیست که این جریان نیز به همان سرنوشتی دچار خواهد شد که پیشینیان این عرصه مبتلا شدند. «انهم یرونه بعیدا و نراه قریبا».