محمدکاظم کاظمی
باید پذیرفت که جریان پیشرو شعر پیش از انقلاب اسلامی در ایران هیچ گاه مذهبی نبوده است. البته نشانههایی از رویکرد مذهبی را در شعر چند تن از شاعران مطرح آن دوران می توان سراغ گرفت، ولی شعر این شاعران از لحاظ کیفیت و کمیت در آن حد نبود که بتواند جریانی فراگیر ایجاد کند و از سویی دیگر، سانسور و محدودیتی که از سوی رژیم اعمال میشد. اجازه بروز چنین جریانی را نمیداد. شعرهای مذهبی آن دوره، غالباً به وسیله کسانی سروده میشدند که تحولات تکنیکی شعر در قرن اخیر بیبهره و گاه حتی با آن معارض بودند. به همین دلیل این باور تقویت شده و حتی بدیهی به نظر میرسید که با حفظ معیارهای شعر امروز، نمیتوان شعر مذهبی سرود. به راستی هم شعرهای مذهبی آن روز، از این معیارها به دور بودند و گاه حتی موید این باور نادرست، ولی در دوره انقلاب اسلامی برعکس تواناترین و با استعدادترین شاعران، علمداران شعر مذهبی بودند، چنین نبود که این موضوع فقط دستمایه شاعران متوسط و کم مایه باشد. در واقع سرودن شعر با موضوع مذهبی نه نشانه تحجر و واپسگرایی که نشانه تحول و سر زندگی به شمار آمد؛ چرا که دیگر خود مذهب نشانه تحجر نبود. با ظهور حضرت امام خمینی(ره) مذهب جذابیتی ویژه یافت و این جذابیت به شعر مذهبی نیز سرایت کرد و نگرشهایی را که پیش از آن نسبت به آن وجود داشت، اصلاح کرد. ولی میدانیم که پرداخت به موضوع دینی در شعر، کافی نیست و باید دید در این شعری که مثلاً در ستایش بزرگان دین با توصیف فرایض دینی سروده شده تا چه حد نگرشهای دینی وجود دارد و شاعر تا چه اندازه و مایه از تعلیمات دینی بهره گرفته است. خوشبختانه از این لحاظ نیز شعر پس از انقلاب اسلامی را غنی مییابیم. البته موضع دینی داشتن شاعر در شعرهایی با موضوع دینی، بالاترین حد انتظار ما نیست، بلکه انتظار میرود شاعر حتی در شعرهایی که برای دیگر موضوعات میسراید نیز دیدگاه دین را مطرح کند. دین در روابط اجتماعی، سیاست، اقتصاد، فرهنگ و خلاصه همه جوانب حیات بشری نظر دارد و طبیعتاً شعری که در هر یک از این موضوعات سروده میشود، باید این نگرشهای دینی را در خود داشته باشد. نمیتوان از یک شاعر مسلمان انتظار داشت که به معضل فقر و غنا از زاویه نگرش مارکسیستی بنگرد یا در شعرهای سیاسی خویش، پیرو نظریات غربی ـ مثلاً ـ باشد.
ارمغان عمده انقلاب اسلامی برای شاعران امروز و حتی میتوان گفت همه انسانهای امروزه این بود که دین میتواند پاسخگوی همه نیازهای جامعه امروز باشد. بنابراین میتوان در هر نوع شعری، به نگرشهای دینی متکی شد. اکنون پس از گذشت دو دهه از وقوع انقلاب اسلامی، میتوان برکات آن را در شعر فارسی به خوبی حس کرد. نسل جدیدی از شاعران مذهبی سرا پدید آمدهاند و اینان میتوانند به مرور زمان مردم را با تصویری نوین از شعر مذهبی آشنا کنند، شعری که ضمن دارا بودن جذابیت برای عموم مردم، از لحاظ هنری انتظارات خواص را هم برآورده کند و مهمتر از آن اینکه خط دهنده و تحرکآفرین نیز باشد. کار دیگری که توسط شاعران انقلاب اسلامی تجربه شده پیوند میان مفاهیم مذهبی و قالبهای نوین شعر امروز فارسی است. شاید برای شاعران پیش از انقلاب اسلامی، تصویر اینکه در این قالبها نیز میتوان شعر مذهبی موفق سرود، مشکل بود. چنانکه گاهی به طعن و تعریض این کار را غیرممکن دانستهاند. شعرهای موفق کسانی همچون زندهیاد سلمان هراتی، حسن حسینی، قیصر امینپور، محمدرضا عبدالملکیان نشان داد که این هم انجام پذیر است. با این وصف عجیب نیست اگر بگوییم با انقلاب اسلامی، انقلابی نیز در ادبیات فارسی پدید آمد. انقلابی در درونمایه که شعر را به سرچشمه های مذهب نزدیکتر کرد.