صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۶ شهريور ۱۳۸۹ - ۱۳:۲۶  ، 
شناسه خبر : ۱۸۵۴۸۱

سیامک باقری
آیا آمریکا در برخورد با مسئله هسته‌ای ایران به هدف خود خواهد رسید؟
1- تردیدی نیست که برچیدن (Rolback) برنامه‌های هسته‌ای ایران هدف اصلی و غایی کاخ سفید است. توقفی که در شرایط فعلی ا زآن یاد می کنند و پافشارهای مضاعف تاکید دارند که جمهوری اسلامی ایران باید فعالیت های هسته ای خود را جهت شفاف سازی متوقف سازد در واقع مقدمه ای برای همان هدف بنیادی است.
2- واشنگتن برای تحقق هدف فوق در شرایط فعلی استراتژی «سه ستونی» را اتخاذ کرده است. «اقناع»، «الزام» و «اقدام» سه ستون این راهبرد است. سیاست اقناع معطوف به دو سطح ایران و بازیگران پرونده هسته ای ایران است. اهرم های تشویقی و تهدید که پایه های سیاست اقناع را تشکیل می دهد مدتهاست در مورد ایران بکار گرفته شده و اکنون نیز بر شدت آن افزوده شده است. لکن این اهرم ها نه تنها اثربخش نبوده بلکه نتیجه معکوس نیز داد.
اما این سیاست در مورد سایر بازیگران بویژه روسیه و چین بشدت تعقیب می شود آمریکایی ها برای این منظور روش «گام به گام» را انتخاب کرده اند. لذا در اواخر سال گذشته موفق شدند کشورهای ارویایی و روسیه و چین را متقاعد کنند تا پرونده هسته ای ایران را به شورای امنیت گزارش شود. با این عمل کاخ سفید تصور می کرد که به ضلع دوم استراتژی خود، «الزام» نزدیک شده است. یعنی با اتخاذ تصمیمات قانونی در شورای امنیت و در چارچوب فصل هفتم منشور ملل متحد، ایران ملزم به توقف هسته ای خود خواهد شد.
اما در عمل برای صدور قطعنامه الزام آور با چالش جدی روبرو گردید و در نهایت براساس «مدل گام به گام» و پس از 24 روز بحث و گفتگو بیانیه توصیه آمیزی با ضرب الاجل سی روزه و جهت پشتیبانی ادامه کار آژانس صادر شد. عدم پذیرش مفاد بیانیه توسط ایران و پایان مهلت سی روزه تلاش های آمریکا را برای اقناع سازی اعضای شورای امنیت جهت «الزام سازی» ایران به توقف برنامه های هسته ای اش شدت بیشتری گرفت.
برای این منظور ابتدا نشست 1+5 در مسکو تدارک دیده شد اما کشورهای روسیه و چین نسبت به دیدگاه آمریکا، فرانسه و انگلیس در نحوه برخورد با ایران قانع نشدند. متعاقب این شکست اجلاس پاریس در سطح معاونین سیاسی شش کشور برگزار گردید اما این نشست نیز نتیجه ای در بر نداشت.
با این وجود فرانسه، انگلیس و آمریکا پیش نویس قطعنامه ای را تهیه و در نشست غیررسمی شورای امنیت مورد بحث و بررسی قرار دادند اما باز هم با مخالفت شدید روسیه و چین روبرو شد. اساس مخالفت این دو کشور این است که مسئله هسته ای ایران تهدیدی علیه صلح و امنیت بین المللی نیست که تا مشمول فصل هفتم منشور ملل متحده شود. به نظر می رسد با توجه به دیدگاه فوق و انگیزه و اهداف دیگری که دو کشور موصوف برای مخالفت با اعمال سختگیرانه علیه ایران دارند، سیاست اقناع سازی آمریکا با مانع بزرگی روبرو باشد.
شاید از همین روست که رایس وزیر امور خارجه و جان بولتون نماینده آمریکا در سازمان ملل تاکید کردند که «اگر یکی از اعضای دائم شورای امنیت اقدام بعدی برای اعمال تحریم علیه ایران را وتو کنند آمریکا در جستجوی راهکارهای جایگزین برای مجازات ایران خواهد بود.» در واقع ناامیدی آمریکا از «قانع شدن» کشورهای مختلف از جمله روسیه و چین جهت همراهی با سیاست هایش منجر به ناامیدی این کشور از کارآیی شورای امنیت در برخورد با ایران گردید.
کاخ سفید که روزی دعا می کرد تنها شورای امنیت می تواند با بررسی مسئله هسته ای ایران راه حل قطعی ارائه دهد. اینک خارج از چارچوب شورای امنیت به دنبال کسب حمایت کشورها علیه ایران است، راهی که به نظر اکثر کارشناسان ناکامی و شکست آن مسجل است. مخالفت آلمانی ها با اعمال تحریم ها موید این نکته است» مرکل صدراعظم آلمان در دومین دیدار خود با بوش از او خواست بیش از حد برای تحریم ایران شتاب نکند زیرا این کار انسجام جامعه بین‌الملل را از بین می‌برد.
بنابر این در پاسخ به سوال ابتدای بحث پیداست که استراتژی سه ستونی «آمریکا در همان ستون اول خود با موانع عدیده ای مواجه و تاکنون نایل به نتیجه نبوده چنانچه عدم عبور از این «ستون» ،ستون های بعدی راهبرد آمریکا نیز میسر نخواهد بود فلذا می توان نتیجه گرفت که کاخ سفید به هدف خود جهت توقف و انهدام هسته ای ایران نخواهد رسید.

نام:
ایمیل:
نظر: