صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

صدای انقلاب

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۲ آبان ۱۳۸۹ - ۱۳:۱۵  ، 
شناسه خبر : ۱۸۵۵۰۴

فرزان شهیدى
جنگ نابرابر رژیم صهیونیستی علیه لبنان در برابر دیدگان بی تفاوت جهانیان همچنان ادامه دارد. شاید برخی همسو با واشنگتن و تل آویو چنین تصوری دارند که حملات سنگین و مستمر ماشین جنگی اشغالگران صهیونیستی در نهایت به نابودی و یا حداقل تسلیم حزب الله خواهد انجامید، چرا که حزب الله در برابر رژیم صهیونیستی از عده و عده کافی برخوردار نیست و ضمنا جهانیان تاکنون از حزب الله حمایت نکرده و بلکه به خلع سلاح آن در قالب قطعنامه 1559 فرامی خوانند.
متاسفانه این دیدگاه به منطقه نیز سرایت کرده و در سطوح رسمی برخی حزب الله را عامل بحران جاری و ویرانی لبنان می خوانند و این جنبش را به خاطر اسارت دو نظامی صهیونیستی ملامت می کنند. چنین رویکردی قطعا یا برخاسته از همگرایی و سرسپردگی به دشمن است و یا ناشی از عدم درک عمیق معادلات درگیری موجود می باشد.
آن گونه که سران تل آویو و نیز رهبران حزب الله تصریح کرده اند چنین نبردی دیر یا زود در شرف وقوع بوده و رژیم صهیونیستی تنها منتظر یک جرقه بوده است تا این آتش سوزان را برافروزد. از یک سو اسرائیل که از سال 2000 به دنبال عقب نشینی یک جانبه از جنوب لبنان شکستی مفتضحانه را برای خود رقم زد، همواره درصدد انتقام و اعاده حیثیت خود بوده است. از سوی دیگر توطئه هایی چون سناریوی ترور رفیق حریری و به دنبال آن صدور قطعنامه 1559 نتوانست حزب الله را از میدان به در کند و نقشه های فتنه گری در داخل لبنان نیز از جایگاه مستحکم این جنبش انقلابی در داخل کشور فرونکاست.
شاید تنها گزینه باقی مانده در برابر دولت نوپای «ایهود اولمرت» که در داخل نیز در معرض انتقادات تند راستگرایان افراطی بود-آن بود که به سیاست مشت آهنین در عرصه فلسطین و سپس لبنان روی آورد. این تصمیم که سیدحسن نصرالله آن را احمقانه خوانده است، مقدمات جنگی را رقم زد که هم اکنون برای دو طرف حیاتی و سرنوشت ساز شده است.
حزب الله با درایت و تجربه شایان خود به زودی ابتکار عمل را در دست گرفته و با ورود موشک های میان برد به معرکه و اداره نبرد در ابعاد سیاسی و روانی، توانست خلأ نابرابری نظامی نبرد را جبران کند.
البته این معادله در حملات گذشته رژیم صهیونیستی به لبنان همانند تجاوز سال 1982 و حملات هوایی سال های 93 و 96 به نفع مقاومت دچار تغییر شده و حاصلی جز ناکامی رژیم صهیونیستی و پیروزی حزب الله نداشته است. بنابر این دولت جدید اسرائیل آن چه را سران قبلی این رژیم آزموده بودند نابخردانه آزموده است.
با این حال اسرائیل و حامی استراتژیک آن یعنی ایالات متحده آمریکا گزینه دیگری پیش رو نداشته و تنها راه حل موجود برای حل مشکلات منطقه خود را در این ریسک بزرگ نظامی یافته اند.
کسانی که حرب الله و حماس و یا ایران و سوریه را عامل ناآرامی های منطقه می دانند و حتی نیم نگاهی به جنایات آشکار اسرائیل ندارند، در واقع دل به روند سازش آمریکایی-صهیونیستی سپرده اند که قرار است در قالب طرح هایی چون خاورمیانه جدید و یا خاورمیانه بزرگ صلح و دمکراسی و امنیت را برای منطقه به ارمغان بیاورد، غافل از آن که این طرح های فریبنده هدفی جز بلعیدن منطقه و تحقق سیاست های توسعه طلبانه دشمن را در منطقه زرخیز خاورمیانه دنبال نمی کند.
اما این بار تل آویو و واشنگتن دچار اشتباه بزرگی شده اند. شاید شیوه های نرم افزاری اهداف آنان را تاحدی محقق می ساخت اما اینک دشمن به شیوه های سخت افزاری روی آورده است که دوره آن سپری شده است. اعتراف به عظمت حزب الله ویا بالندگی حماس برای آمریکا و اسرائیل بسیار دشوار است، اما رسوایی در نبرد نابرابری که هم اکنون علیه فلسطینی ها و لبنانی ها برافروخته اند بسیار دشوارتر است. اکنون افکار عمومی بین المللی-علی رغم مواضع ننگین دولت ها- به شدت علیه واشنگتن و تل آویو سامان یافته است.
از طرفی تجربه نشان داده است اعمال سیاست مشت آهنین و حمله نظامی نه تنها حاصلی در بر ندارد، بلکه به تحکیم فرهنگ مقاومت می انجامد. لبنانی ها و فلسطینی ها در حال حاضر شرنگ جانکاه حملات ددمنشانه رژیم صهیونیستی را به جان می نوشند اما دست از مقاومت برنمی دارند و بلکه بر کینه آنها نسبت به دشمن افزوده می شود.
مشکل آمریکا و اسرائیل آن است که گمان می کنند می توان با جنگنده های اف16 و یا تانک میرکاوا بر فرهنگ مقاومت غلبه کرد. از این رو باید گفت دشمنان با اقدامات نابخردانه و جنایات ننگین خود از هم اکنون شکست خود را در جنگ نابرابر کنونی رقم زده اند.

نام:
ایمیل:
نظر: