جرج بوش در سفر اخیر خود به خاورمیانه ، در سخنانی در امارات عربی متحده، بدون توجه به این واقعیت که سیاستهای منطقه ای و حمایت وی از رژیم صهیونیستی، ناامنی در جهان را به همراه داشته است، مدعی شد ایران تهدیدی برای امنیت دنیاست و همپیمانان عربی آمریکا باید قبل از اینکه دیر شود، علیه ایران متحد شوند. بوش ادعا کرد: «اقدامهای ایران امنیت همه کشورها در هر جای دنیا را به خطر می اندازد.» دولت بوش تلاش دارد به بهانه بی اساس توسعه سلاحهای هسته ای توسط ایران، کشورمان را یک تهدید جلوه دهد، در حالی که گزارش 16 نهاد جاسوسی آمریکا درباره برنامه هسته ای ایران، ادعاهای چند سال گذشته دولت بوش را زیر سؤال برد و بر غیرنظامی بودن این برنامه تأکید کرد. بوش، رئیس جمهور ابر تروریست آمریکا، با بزرگنمایی تهدیدها از سوی ایران، در تلاش است پروژه شکست خورده ایران هراسی را در شعاع وسیعی از جهان پیگیری نماید. اکنون ناظران سیاسی و دولتهای منطقه بر این باورند که تعاملهای سیاسی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران با کشورهای عربی اسلامی بر خلاف ادعای مقامهای واشنگتن، تهران را به عنوان محور همگرایی منطقه ای- اسلامی معرفی نموده است، به گونه ای که با وجود فراوانی تبلیغات کاخ سفید مبنی بر تهدیدهای تهران، گفتگوهای گرم و صمیمی دو جانبه و چند جانبه دولتهای اسلامی، تفاهم و ارتقای روابط را جایگزین تلاشهای ناکام تفرقه افکنانه غرب نموده است، به نحوی که واکنش برخی کشورها به اظهارهای فاقد منطق بوش، مبین این ادعاست. وزیر خارجه ایتالیا اظهارهای تند رئیس جمهور آمریکا درباره جمهوری اسلامی ایران را رد کرد و گفت: «رم ایران را تهدیدی علیه امنیت جهانی فرض نمی کند.» ایتالیا یکی از بزرگترین شرکای تجاری ایران و شرکت نفتی «انی»، در ماه نوامبر اعلام کرد قراردادهای نفتی خود را با ایران لغو نخواهد کرد. در همین راستا، شرکت ملی نفت ایران و شرکت ایتالیایی «ادیسون» چهارشنبه گذشته قراردادی 107 میلیونی برای کمک به توسعه استخراج نفت در خلیج فارس امضا کردند. «عبدا... احمد بداوی» روز گذشته در واکنش به اظهارهای ضد ایرانی بوش گفت: «به طور حتم این اظهارها در کشورهای اسلامی با استقبال مواجه نخواهد شد و مخالفت آنها را برخواهد انگیخت.» بداوی تأکید کرد: «ما مالزیاییها نیز با این اظهارها مخالفیم.» پر واضح است، سخنان مقامهای آمریکایی با واکنشهای گسترده در سطح جهان روبرو می شود و افکار عمومی جهانیان با وجود برخورداری از ظرفیتهای تأثیرگذاری بر مخاطبان، نمی توانند واقعیتها را وارونه جلوه داده و مردم نسبت به عملکرد آنها ارزیابی ای فارغ از جنجال آفرینیهای کاذب را خواهند داشت. بر کسی پوشیده نیست که دولتمردان غربی بویژه آمریکاییها، در سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی همواره از کلید واژه های تکراری و کلیشه ای به منظور تخریب چهره ایران استفاده می کرده اند. ولی اکنون موضوع تهدیدهای موجود در ادبیات بوشیسم، از همسایگان و منطقه و حتی کشورهای اسلامی فراتر رفته و کل جهان را در معرض تهدید ایران معرفی نموده است.به نظر می رسد، افکار عمومی ملتها و دولتهای جهان، نسبت به عملکرد دو کشور ایران و آمریکا بی تفاوت نبوده و رفتارها و مواضع دو کشور را مورد ارزیابی قرار می دهند. به عبارت دیگر، قضاوت اذهان عمومی می تواند عامل تهدید را برای جهانیان معرفی کند. بدون شک، یک جانبه گرایی کاخ سفید در سالهای اخیر و بی توجهی حاکمان و سردمداران ایالات متحده به سازمان ملل، در تصمیم گیریهای کلان بین المللی، نه تنها جامعه جهانی را از منزوی نمودن بیش از پیش مجامع حقوقی بینالمللی به ستوه آورده، بلکه صاحبان قدرت در واشنگتن را نیز وادار به واکنش با ادبیات شایسته شخصیت بوش نموده است تا از این منظر بتوانند پرده از سیاستهای زیاده خواهیهای جنگ طلبان بردارند. ایده جنگ پیشدستانه، مبارزه دروغین با تروریسم، حمایتهای مالی، حقوقی و سیاسی از رژیم غاصب صهیونیستی و امنیتی نمودن پرونده هسته ای ایران، نمونه هایی از رفتارهای تهدیدآمیز صلح جهانی در سالهای اخیر از سوی آمریکا بوده است. دروغهای فرمانده جنگ عراق در خصوص ادعای بی اساسی که هیچ گاه مدرکی در خصوص تأیید آنها از سوی همکاران و دستیاران رئیس جمهور آمریکا ارایه نشده، بیانگر این موضوع است که محبوبیت وی نزد افکار عمومی با وجود ارایه هاله ای از فضای امنیتی برای استمرار هدفهایش، در سراشیبی سقوط قرار گرفته است. جرج بوش در حالی تهران را به تهدید آفرینی متهم می کند که شخصیت غیرمنطقی و نامتوازن او بر همگان آشکار است. اتهامها علیه ایران از سوی فردی مطرح می شود که مادر او اخیراً در اظهارهایی وی را احمق ترین فرزند خود معرفی نموده است. هیلاری کلینتون نامزد دمکرات ریاست جمهوری آتی این کشور نیز در سخنان مشابهی، بوش را احمق ترین رئیس جمهور آمریکا خطاب نمود. برای تبیین بهتر جایگاه بوش می توان به اظهارهای «هری رید» رهبر حزب دمکرات آمریکا در موضعگیری بسیار حساس و جدی که از وخامت اوضاع سیاسی آمریکا حکایت دارد، اشاره کرد. وی با لحنی تند گفت: «بوش به حیوان وحشی و خطرناکی تبدیل شده است که باید هرچه سریع تر کسی در برابرش بایستد و او را سرجایش بنشاند.» موارد فوق بیانگر این ادعاست که فردی جمهوری اسلامی را به عنوان تهدید معرفی می کند که عملکرد دوران ریاستش بر ایالات متحده، نه تنها در کنترل بحرانها نقشی نداشته، بلکه با مواضعی افراطی دامنه تنشها را گسترش داده است تا هویت سیاسی خویش را در قبال بحران آفرینی تعریف نماید. این در حالی است که اتهامهای تروریستی جمهوری اسلامی هزینه حمایت معنوی و انسانی از مردم ستمدیده جهان اسلام بویژه لبنان و فلسطین است که برای کمکهای انساندوستانه، دست نیاز به سوی همه انسانهای عالم دراز کرده اند. ایران اسلامی با شعار احیای کرامت انسانها و حفظ حریم ارزشهای انسانی پس از ناکامی دو اردوگاه لیبرالیسم و سوسیالیسم که هرکدام چند صباحی با ارایه آدرسهای غلط، آرمان شهری دست نیافتنی را به آنها وعده می دادند، با ارایه طرح جدیدی بر مبنای اصول انسانی، امروز در میادین گوناگون صحنه های سیاسی و دیپلماتیک با وجود تبلیغات وسیع مخالفانش، از درخشش زاید الوصفی برخوردار شده است.ایران به عنوان کشوری قربانی تروریسم، از پیشگامان روند مقابله با تروریسم می باشد، ولی این قدرتهای منفعت محور هستند که هر بار با ارایه تفسیر جدیدی از مفاهیم مورد مناقشه، قاعده بازی را به نفع خود تغییر می دهند. ایران اسلامی تاکنون در مقابل هجمه های تبلیغاتی گسترده نظام سلطه جهانی، از حقانیت خویش دفاع و با واکنشهای به هنگام دستگاه دیپلماسی، نقشه های شیطانی آنها را بر ملا کرده است.نباید فراموش نمود، کشوری ایران را به مرکز تروریسم جهانی متهم می کند که سالهاست با جنجال آفرینی، در ارتباط با کشورهای ایران و کره شمالی که هزینه استقلال طلبی خود را می پردازند، در مقابل سؤالهای آژانس نسبت به سلاحهای هسته ای اسرائیل سکوت کرده و با حمایت صریح از این رژیم غاصب، عملاً مجامع حقوقی بین المللی را در انجام مأموریتهای محوله با مشکل مواجه می نماید. به نظر می رسد شکست بوش در دستیابی به هدفهای از پیش تعیین شده در یارگیری علیه ایران، یکی از عواملی است که وی را بر آن داشته تا با ترفندهای جدید بتواند کشورهای دیگر فرا منطقه ای را نیز با سیاستهای خویش همراه نماید؛ هرچند واکنشهای برخی دولتمردان کشورها در رد ادعاهای بوش، عملاً تلاشهای وی را ناکام گذاشته است.