مهدى شیرازی؛آمریکا همواره داعیه رعایت حقوق بشر را دارد و در تبلیغات سیاسی، خود را مروج حقوق بشر در سطح جهان معرفى مىکند و هر از چندگاهى کشورهاى دیگر را متهم به نقض حقوق بشر به خصوص حقوق اقلیتها مىکند. اما در داخل آمریکا یکى از مهمترین گروههاى اقلیت سیاهان مىباشند. اما با بررسى وضعیت این اقلیت در کشور مدعى حقوق بشر، متوجه دروغ بودن این ادعا مىشویم. در دهه 1950 میلادی، نود سال پس از جنگ داخلى و وضع قوانینى در جهت برابرى حقوق مدنى میان سیاه پوستان و سفید پوستان، جامعه آمریکا بار دیگر با بحرانها و مشکلات نژادى دست به گریبان شد. تعهدات زمان جنگ داخلی، مبنى بر تامین برابرى فرصتها براى سیاهان، عملا به فراموشى سپرده شده بود و علىرغم کوششهایى که در راه بهبود وضعیت سیاهان که بزرگترین اقلیت نژادى آمریکا در آن زمان تشکیل مىدادند، شده بود، اما جامعه با مشکلات بسیارى در این زمینه دست به گریبان بود. سیاه پوستان شمال آمریکا از لحاظ فرهنگ، مسکن و استخدام با تبعیض مواجه بودند و در جنوب از تحرک اقتصادى محروم و براى اجاره یا تملک زمین نیز دچار محدودیتهایى بودند. به طور کلى وضعیت سیاهان به گونهاى بود که همه جا از کوچه و خیابان و بازار گرفته تا مدرسه و بیمارستان و هتل و حتى گورستان با تبعیص نژادى مواجه بودند. در چنین فضاى اجتماعى جنبش “حقوق مدنى سیاه پوستان”(1) به رهبرى “مارتین لوترکینگ”در پى یافتن جایگاه مناسب براى سیاه پوستان شدت گرفت. طى دهه 1950 وضعیت کلى سیاه پوستان نسبت به گذشته بهبود یافت اما هنوز فاصله بسیارى با وضعیت مطلوب وجود داشت. به دنبال فشار جنبش مدنى سیاه پوستان در سال 1954 دیوان عالى کشور، به اتفاق آرا تصویب نمود که جدایى مدارس سیاه پوستان از سفیدپوستان عملى بر خلاف قانون اساسى است. در اجراى این قانون دیوان عالى کشور به دادگاههاى فدرال دستور داد که متصدیان مدارس را به تسریح در اجراى مقررات عدم تبعیض نژادى در مدارس وادار کنند. به دنبال این امر درگیریهاى بسیارى میان نیروهاى دولت فدرال و مخالفین اجراى این قانون به ویژه در ایالتهاى جنوبى روى داد. با این حال مهمترین مسئله داخلى در زمان ریاست جمهورى کندى همچنان مسئله تبعیض نژادى و روابط میان سفید پوستان و سیاه پوستان بود. در سال 1961 جنبش رفع تبعیض نژادى در وسائط نقلیه عمومى آغاز شد. در نوامبر این سال کمیسیون بازرگانى بین ایالتها هر گونه جدایى نژادى را در کلیه وسائط حمل و نقل عمومى براى مسافرتهاى بین ایالتها منع کرد. سال بعد دیوان عالى کشور آمریکا این اقدام را در رفع تبعیض نژادى تایید کرد و مقرر کرد که در هیچ ایالتى نباید تبعیض بین سفید پوستان و سیاه پوستان از لحاظ مسافرت در وسائط نقلیه عمومى قائل شود.(2) در سال 1963 “جنبش حقوق مدنى سیاه پوستان” به اوج خود رسید. بعد از تظاهرات گسترده و دامنهدار سیاه پوستان در شهر بیرمنگام ایالات آلاباما واقع در جنوب یعنى منطقهاى که بیش از سایر جاها در آن تبعیض نژادى برقرار بود، رئیس جمهورى کندى طى یک سخنرانى تلویزیونى به ملت آمریکا اعلام نمود که کسب برابرى را براى همه آمریکاییهاى سیاه پوست وظیفه اخلاقى خود مىداند، سپس براى پایان دادن به هر گونه تبعیض در راى دادن، فرهنگ و آموزش، استخدام و فعالیتهاى عمومی، لایحهاى به کنگره پیشنهاد کرد. روز 28 اوت 1963 جمعیتى متجاوز از 200 هزار نفر سیاه و سفید به رهبرى مارتین لوتر کینگ رهبر جنبش مدنى سیاهپوستان جنوب در خیابانهاى واشنگتن به راه افتادند و رهسپار بناى یادبود آبراهام لینکن (رئیس جمهور آمریکا در سالهاى 1865-1860) شدند. این تظاهرات وسیع و موثر بیش از پیش توجه عموم را به تقاضاى مردم براى حقوق مساوى به خود جلب کرد. با وجود تصویب قانون حقوق مدنى در سال 1964 اما در برخى ایالتها تبعیضهایى در مورد حق راى سیاه پوستان وجود داشت. براى رفع این نابرابریها کنگره قانون حق راى آمریکاییهاى سیاه پوست را تصویب کرد. ضمنا بیست و چهارمین اصلاحیه قانون اساسى به تصویب رسید بر اساس این اصلاحیه، هیچ ایالتى حق ندارد در انتخابات داخلى خود مالیات راى گیرى دریافت نماید. در سال 1965 یکسال پس از تصویب قانون حقوق مدنى سیاه پوستان، سیاهان ناراضى از اجراى کند این قانون و سایر قوانین تصویب شده، به اعتراضهایى در منطقه سیاه پوست نشین واتس در لسن آنجلس مبادرت کردند. ظرف مدت 6 روز 35 کشته و صدها نفر مجروح شدند و صدها ساختمان منهدم شد. در آوریل 1968 دکتر مارتین لوتر کینگ رهبر جنبش حقوق مدنى توسط تندروهاى سفید پوست به قتل رسید و به تلافى آن مرکز داد و ستد پایتخت آمریکا دستخوش اغتشاش و آتش سوزى و غارت شد. آشوب و تعرض از نشانههاى دگرگونى ژرفى بود که در آمریکا به وقوع پیوست. تعداد روزافزونى از آمریکاییها از روندهاى مختلف جامعه و دولت و جنگ در ویتنام و ادامه روندهاى تبعیض نژادى ناراضى بودند. از این رو در دهه 1960 تحولات و دگرگونیهاى زیادى در روشها، مناسبات شخصی، ارزشها و حتى در طرز پوشیدن و عادات مردم به وقوع پیوست. این اوضاع به ویژه در نسل جوان آمریکا تاثیر بسیارى بر جاى گذاشت. پیدایش “هیپىها”(3) و گروههاى “تین ایج”(4) از مظاهر آن بود. وضعیت اقتصادى سیاه پوستان در دهه 1980 به علت سیاستهاى محافظه کارانه حزب جمهوریخواه، کاهش بودجههاى رفاهى و گسترش بیکارى رو به وخامت گذاشت. این شرایط سرانجام منجر به شورش بزرگ سیاه پوستان در سال 1992 در لس آنجلس شد.(5) امروزه تبعیض و فشارهاى روانى واجتماعى هنوز در مورد سیاهان وجود دارد. به طورى هرازگاهى در بعضى از شهرهاى آمریکا شورشهایى علیه این رفتار تبعیض آمیز که از طرف پلیس و یا دولتهاى ایالتى اعمال مىشود، توسط سیاهان صورت مىگیرد به عنوان مثال ضرب و شتم یک راننده سیاه پوست به دست پلیس در شهر لس آنجلس که توسط یک فیلمبردار آماتور تصویربردارى شده و در رسانههاى آمریکا پخش شد و سپس تبرئه مامورین پلیسى که درقضیه نقش داشتند توسط دادگاه، منجر به شورشى بزرگ در لس آنجلس شد که باعث وارد آمدن میلیاردها دلار خسارت به شهر شد. مورد دیگرى که ناقض حقوق بشر در آمریکا است و توجه جهانیان را به خود جلب کرده است، مسئله زندانیان و حقوق آنان است. مطلبى که در ذیل مىآید برگرفته از نشریه اکونومیست و روزنامه واشنگتن پست آمریکا است که در آنها توسل آمریکا به شکنجه در بازجویىها و زندانها مورد تحلیل و ارزیابى قرار گرفته است: “ماموران اطلاعاتى آمریکا افراد مظنون به فعالیتهاى تروریستى را شکنجه مىکردهاند یا مرتکب اعمالى مىشدهاند که بسیار شبیه شکنجه است. آنها همچنین افراد مظنون را به دست کشورهایى نظیر مصر سپردهاند که سرویسهاى اطلاعاتى آنها به وحشىگرى شهره هستند. تاکنون سیاست آمریکا اجتناب از شکنجه حتى در حادترین شرایط بوده است. این کشور همواره اعمال شکنجه توسط نه تنها کشورهایى مثل عراق و کره شمالى که مورد تایید آمریکا نبودهاند، بلکه حتى توسط متحدانش نظیر عربستان سعودى و اردن را محکوم کرده است. مقامهاى برجسته آمریکایى از دونالد رامسفلد، وزیر دفاع گرفته، تا کالین پاول وزیر خارجه (سابق) تاکید کردهاند که آمریکا به موافقت نامههاى بینالمللى مربوط به ممنوعیت شکنجه پایبند است. وقتى از سخنگویان با رتبههاى پایینتر نیز در مورد شیوههاى بازجویى پرسش مىشود، مطلقا نقض این موافقت نامهها را تکذیب مىکنند. اما آنچه مقامات آمریکایى که مستقیما درگیر روند بازجویى مظنونان تروریست هستند به خبرنگاران گفتهاند با این مواضع همخوانى ندارد. مفصلترین گزارش مربوط به اعمال شکنجه در آمریکا در روزنامه واشنگتن پست و تحت عنوان “دموکراسى پوشالى آمریکا” به چاپ رسید. در این گزارش آمده است، آمریکا در سراسر جهان بازداشتگاههایى دارد که تحت نظارت مستقیم نیروهاى امنیتى این کشور اداره مىشوند. در بازداشتگاهى که در افغانستان دارد ماموران آمریکایى با استفاده از ابزارهاى شکنجه و شیوههاى دیگر از زندانیان اعتراف مىگیرند. یکى از این روشها این است که آنان را از خواب محروم مىکنند یا براى ساعتهاى طولانى زندانى را مجبور مىکند سرپا به طور خمیده بایستد. این روزنامه مىافزاید: مسئولان سیا به طور ضمنى یا علنى اعتراف کردهاند متهمان به اقدامات تروریستى را شکنجه کردهاند. در این گزارش مقامات اطلاعاتى ادعا کردهاند که زندانیان در معرض طیفى از تکنیکهاى فشار جسمى و روانى قرار مىگیرند، نظیر چشمبند، محرومیت از خواب، نگهدارى در وضعیتهاى بدنى دشوار و در برخى از موارد ندادن داروهاى مسکن در شرایط جراحت یا درد. گاهى اوقات آنها را کتک هم مىزنند. یکى از مقامهاى اطلاعاتى آشکار مىگوید: “اگر کسى گاهى اوقات حقوق بشر را زیر پا نگذارد، معنىاش این است که وظیفهاش را درست انجام نداده است.” به نوشته این روزنامه، ماموران اطلاعات- امنیتى آمریکا پس از ضرب و شتم متهمان آنان را در سلولهاى کوچک وانفرادى به صورت دسته جمعى حبس مىکنند و براى ساعتهاى طولانى صداى گوشخراش پخش مىکنند.(6) نکته مهمتر اینکه ظاهرا مقاماتى که مستقیما درگیر مسائل بودهاند، با فاش نکردن نام خود خواستهاند پیامى ارسال کنند مبنى بر اینکه ما مجبور بودهایم این کارها را انجام دهیم و مىخواهیم مردم بدانند. برخى از مقامات آمریکایى خواستار مجاز شمردن شیوههاى خشن بازجویى هستند؛ شیوههایى که به زعم آنان به رغم غیرقانونى بودن، لازم توجیه پذیرند و آنها اطمینان دارند که افکار عمومى آمریکا از دیدگاه آنان حمایت خواهد کرد. شاید به حقیقت نزدیک باشد که بگوییم افکار عمومى آمریکا ترجیح مىدهد چیزى در این مورد نداند. واکنش افکار عمومى نسبت به این افشاگرىها هرچقدر هم که جدى بوده، خاموش نگه داشته شده است. گروههاى حقوق بشر بیانیههایى در محکومیت این اعمال منتشر کردهاند و برخى مفسران نگرانى وانزجار خود را ابراز داشتهاند. گزارشهاى سازمان عفو بینالملل و دیگر گروههاى طرفدار حقوق بشر مملو از موارد کتک کاری، شوکهاى الکتریکی، تجاوز به عنف، شلاق زدن، خفه کردن و طومارى بلند بالا از شکنجههاى عذاب آور و هولناک است.”(7) پىنوشتها: 1-lacx Civil Rights B 2- مایکن هرینگتن، آمریکاى دیگر، ابراهیم یونسی، چاپ اول (نشر خوارزمی، تهران 1375) ص 121-120 3- هیپىها گروههایى بودند که در اعتراض به سیاستها و روندهاى نامناسب اجتماعى و فرهنگى و سیاسى شکل ظاهرى و پوشش ویژهاى را ترویج مىکردند. از جمله موهاى بلند، روابط شخصى آزاد و عدم رعایت هنجارهاى شناخته شده رفتار جامعه. 4-Tinage یا Tinager به شیوه پوشیدن و رفتار نوجوانان بین 13 تا 19 سال گفته مىشد چون آخر اعداد سیزده تا 19 به Tin ختم مىشود این شیوه رفتارى خاص به تین ایج معروف شد. 5- روژه گارودی، آمریکا پیشتاز انحطاط، قاسم صنعوی، چاپ دهم (دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران، 1377) ص 85 6- روزنامه رسالت، سال هجدهم، شماره 5078(21/5/1382) 7- شکنجه وسیله یا هدف” ترجمه غلامرضا رضایى نصیر، روزنامه همشهرى سال یازدهم شماره 2973 (15/11/1381) ص 22