مشاور امنیت ملى آمریکا دردوره ریاست جمهورى اسبق آمریکا جیمى کارتر از تقسیم جدید نقشهادرسیاست خارجى بین اروپا و آمریکا حمایت مى کند بویژه درخصوص مناقشات خاورمیانه و ایران. برژینسکى مشاور امنیت ملى رئیس جمهوراسبق آمریکا جیمى کارتر بین سالهاى 1977 تا1981 بود. این مقاله از سخنرانى وى در بنیاد کرویر تهیه شده است . سیاست خارجى اروپایى مى تواند فقط درشراکت با سیاست خارجى آمریکا درسطح جهان اهمیت پیدا کند و همچنین یک سیاست خارجى موفق آمریکا تنها درارتباط با سیاست خارجى اروپا قابل درک است چرا تعامل بین اروپا و آمریکا درسیاست خارجى براى طرفین غیر قابل اغماض مى باشد ؟ در200سال گذشته هرگز اروپا نتوانسته است با تکیه برتوان خود یک نظام امنیتى که حاصل جنگ نبوده باشد ایجاد نماید نظام هاى صلح «وین» ورساى وپوتسدام حاصل جنگ هاى خانمانسوز نبودند بلکه قدرتهاى غیر اروپایى درشکل گیرى آنها همواره نقش تعیین کننده داشتهاند امروزاروپا این امکان رادارد که بتواند نظام امنیتى و سیاست خارجى خویش را خود تنظیم نماید . اما براى رسیدن به این هدف به یک سیاست خارجى مشترک نیاز است که دستیابى بدان مشکل است از اینرو براى اروپا ایجاد چارچوب بزرگتر ضرورى است: بعد (چارچوب ) آمریکایى-اروپایی. ایالات متحده آمریکا نیز به اروپا نیازدارد آمریکا نیر تنها درتعامل با اروپا قادر به ایفاى نقش سازماندهى درسطح جهان خواهد بود وبراى اینکه بتوان این تعامل را بهشکل سازنده اى بهوجود آورد باید یک تعریف جدید از تقسیم نقش بین آمریکا و اروپا ارائه شود . امروز بسیارى از آمریکاییان براین عقیده اند که نقشها در روابط بین آمریکا و اروپا بهگونهاى نامتعادل تقسیم شده است غالبا شنیده مى شود که اروپا مى بایست مشارکت نظامى بیشترى داشته باشد ودرمقابل ازطرفهاى اروپایى این خواست مطرح مى گردد که آمریکا باید سیاست یکجانبه گرایى را کنارگذاشته و اروپاییان رادرتصمیم گیریها دخالت دهد دروضعیت چنین انتظارات متقابل این نکته مطرح مى گردد که لازمه یک همکارى موثر، تقسیم وظایف و تصمیم گیریها وپرهیزاز رفتارهاى یکجانبه است .دو منطقه بحرانى مى توانند در آینده محکى درسیاست اروپا و آمریکا باشند اولین منطقه بحرانى خاورنزدیک و خاورمیانه مى باشد دررابطه با بحران خاورنزدیک همواره براین حقیقت تاکید مى شود ، که اقدامات یکجانبه آمریکا نمىتوانند راه حل باشند گرچه کنفرانس آناپولیس به حرکتى براى آغاز مجدد مذاکرات بین اسرائیل و فلسطینى ها تبدیل شد اما این مذاکرات تنها با حمایت اروپاییان مى توانند نتیجه بخش باشند. یک نکته مهم درحل مناقشات این است که آنها نباید تحت الشعاع زمان هاى انتخابات قرار گیرند وآمریکا باید تحمل بیشترى از خودنشان دهد. همکارى بین آمریکا و اروپا کلید حل مناقشات است ودراینجا فشاراز خارج غیر قابل اغماض است این فشار برونى براى نزدیک ساختن مواضع ضرورى است اما این فشار نمى تواند از آمریکاییان باشد ودراین راستا اروپا مى تواند بااتخاذ مواضع روشن درمقابل مشاجراتکمک کند . بیانیه کمیته چهارجانبه خاورمیانه و یا بیانیه مشترک با واشنگتن باید دررابطه با نکات مهم مورد مناقشه موضع گیرى کند. براى طرفین مناقشه اتخاذ یک چنین موضع به سختى قابل پذیرش خواهد بود اما از سوى دیگر آمریکا و اروپا براى اتخاذ یک موضع مشترک تحت فشار قرار خواهند گرفت و رهنمودها را دریک نظام صلح به طور جدى مورد بحث و بررسى قرار خواهند داد علاوه برآن تعامل بین اروپا وآمریکا مى تواند به حل بحران کمک کند. اگرمناقشه جارى بین ایران و آمریکا به یک برخورد نظامى منجر گردد در آن صورت ایالات متحده آمریکا به لحاظ نظامى براى بیست سال در عراق ایران ، افغانستان و نیز درپاکستان زمینگیر خواهد شد این مسئله براى قدرت عمل آمریکا درسیاست خارجى و بدین ترتیب نیز براى امنیت اروپا عواقب فاجعه بارى خواهد آورد لذا دراینجا همانند مناقشه خاورمیانه تحمل راهبردى مطرح خواهد بود . درکنار مناقشه خاورمیانه و خاورنزدیک روسیه نیز به عنوان دومین چالش بزرگ مطرح مى باشد باید منتظر ماند و دید که تحولات درون کشور روسیه به چه سمت و سویى را خواهند رفت این تحولات تابع مسائل داخلى خواهند بود و برآنها از خارج نمى توان تاثیر گذاشت . اوکراین دراینجا یک نقش مهم دارد : چنانچه اوکراین به طرف غرب گرایش دائمى پیدا کند، روسیه نیز جز گرایش به غرب چاره اى دیگر نخواهد داشت - واگر اوکراین به طرف شرق برود، در آن صورت تحولات مترقى متوقف ودرمقابل تحولات کهنه موجود در آنجا تقویت مى شود امادراینجا نباید درخصوص اهمیت برنامه سپردفاع موشکى درروابط بین روسیه و غرب اغراق گویى شود وضعیت جارى قابل حل است بااین حال شوراى ناتو روسیه نهاد درستى براى حل مشکل موجود نیست زیرا دراین نهاد ناتو باید با یک صدا سخن بگوید درصورتى که اعضاى ناتو دررابطه با سپردفاع موشکى مواضع کاملا متفاوتى دارند ازاینرو هرکس که بخواهد دراین باره در شوراى ناتو روسیه سخن بگوید ، او درواقع دراین نهاد شکاف ایجاد خواهد کرد. چنانچه درسیاست خارجى اتحادیه اروپا یکصدایى بگوش مى رسد این بدان معنى نخواهد بود که درواشنگتن صداى هریک از دولت ها (اروپایى ) به حساب مىآید. وقتى یک ائتلاف بزرگ دولتى در اروپا همانند انگلستان فرانسه وآلمان درچارچوب اتحادیه اروپا یک موضع واحد اتخاذ مى نماید ، این موضع در آمریکا معمولا به عنوان موضع اروپا قلمداد مى شود . قبل از جنگ عراق این اتحاد وجود نداشت و این سبب گردید تادولت بوش بتواند قدرى آسان تر سیاست تقابل خود را دنبال نماید - درحالى که صدراعظم آلمان ، گرهارد شرودر، ورئیس جمهورى فرانسه ژاک شیراک با جنگ علیه عراق کاملا مخالف بودند. نخست وزیرانگلستان تونى بلر ، غالبا به طور غیر علنى انتقاد مى کرد ودرخارج (ازاتحادیه اروپا ) همدردى با آمریکا را حفظ مى نمود- بدین ترتیب انتقاد نادیده گرفته شد و ازهمدردى سودبرده نشد . اتخاذ یک چنین موضعى نه به نفع اروپاییان و نه به نفع آمریکاییان نمى باشد آمریکاییان بیشتر به رهنمودهاى آشکار روروشنفکرانه همکاران اروپایى توجه دارند تنها براین اساس مى تواند سیاست آمریکا درخاورمیانه و خاور نزدیک و همچنین در روسیه سازنده باشد دردرازمدت براى همه طرف ها امنیت بیشترى به ارمغان آورد .