مفهوم شناسی و سیر تاریخی
در آغاز قرن بیستم، نهضت بزرگی بر ضد رئالیسم و امپرسیونیسم پا گرفت که آرام آرام مکتب «اکسپرسیونیسم» از دل آن بیرون آمد. واژه اکسپرسیونیسم برای اولین بار در تعریف برخی از نقاشی های «اگوست اروه» به کار رفته است.
اکسپرسیون (Expression) در لغت به معنای «بیان، عبارت، حالت و چهره» است و اکسپرسیونیسم (Expressionism) در اصطلاح به مکتبی اطلاق می شود که در هنرهای مجسمه سازی، نقاشی، ادبیات و ... روشی را به کار می گیرد تا حالات، طرز تفکر و احساسات درونی هنرمند و خالق اثر را بیان کند. اکسپرسیونیسم یا هیجان نمایی زبانی برای بیان افکار، احساسات درونی، غرایز انسانی و زبانی تند برای برخورد با قوانین و اصول موجود در قالب های هنری است و اکسپرسیونیست ها با طغیان اندیشه، قدرت کلمات و نیروی هنر که همراه با سرکشی و نافرمانی از اصول سنتی است اثر خود را ارائه می دهند.
اکسپرسیونیسم جنبشی در ادبیات بود که نخست در آلمان شکوفا شد. هدف اصلی این مکتب نمایش درونی بشر، مخصوصاً عواطفی چون ترس، نفرت، عشق و اضطراب بود. به عبارت دیگر اکسپرسیونیسم شیوه ای نوین از بیان تجسمی است که در آن هنرمند برای القای هیجانات شدید خود از رنگ های تند و اشکال کج و معوج و خطوط زمخت بهره می گیرد.
اکسپرسیونیسم به نوعی اغراق در رنگها و شکلهاست، شیوه ای عاری از طبیعت گرایی که می خواست حالات عاطفی را هرچه روشن تر و صریح تر بیان نماید. به رغم این که دوره شکل گیری این مکتب از حدود سال 1910 تا 1935 میلادی ذکر می شود، ولی در کل این شیوه از گذشته های دور با هنرهای تجسمی همراه بوده و در دوره های گوناگون به گونه هایی نمود یافته است. مثلاً مکتب تبریز را در نگار گری ایرانی، اکسپرسیونیسم هنر ایران می نامند.
هنرمندان اکسپرسیونیست برای رسیدن به اهداف خود رنگ های تند و مهیج و ضربات مکرر و هیجان زده قلم مو و شکل های اعوجاج یافته و خارج از چارچوب را با ژرفانمایی و بدون هیچگونه سامانی ایجاد می کردند و هر عنصری را که آرامش بخش و چشم نواز بود از کار خود خارج می کردند.
اکسپرسیونیسم در اروپا
پس از جنگ جهانی اول اکسپرسیونیسم گسترش و تنوع بیشتری یافت. در هلند، بلژیک، دانمارک، ایتالیا و سپس در آمریکا شیوه های اکسپرسیونیستی طبعاً با پاره ای تمایلات و رنگهای محلی آمیخته شد و آثار فراوان و گوناگون به بار آورد. پس از جنگ جهانی دوم اکسپرسیونیسم در آلمان و دانمارک، هلند و بلژیک و فرانسه شکوفایی و جنبش تازه یافت و از 1948 به بعد اکسپرسیونیسم با هنر انتزاعی در آمیخت و تحولی عمده به وجود آورد که مرکز باروری آن این بار به نیویورک انتقال یافت.
البته در فرانسه می توان دو مکتب اکسپرسیونیسم و فوویسم را از برخی جهات فنی و صوری چون، رنگ های به نهایت تند، شکلهای ساده شده، جزئیات از قلم افتاده، با هم قرین و مشابه دانست. ولی فوویست ها از رنگهای تند و خطوط ضخیم برای ایجاد نمای دیداری استفاده می کردند حال آن که اکسپرسیونیست ها از این خصوصیات برای بیان حالات درونی سود می جستند.
انگلستان هم در مقطعی از این نهضت های هنری برکنار ماند و تنها ماتیو اسمیت با آثار فوویست ها آشنایی یافت و به شیوه آنان رنگهای گرم و تابان بر پرده های خود نشاند. اکسپرسیونیسم با سجیه عصیانگری و مهار گسیختگی خود اصولاً از پسند خوی خوددار و سنت پرست انگلیسی ها به دور بود.
هنرمندان معروف اکسپرسیونیسم
اکسپرسیونیسم تاریخ خاصی با ظهور، اوج و افول مشخص دارد. یکی از کسانی که به مطالعه اکسپرسیونیسم پرداخته، تئودور آدرنو است. وی در نظریه زیبایی شناسی خود به اکسپرسیونیسم بسیار بیشتر از امپرسیونیسم، سمبولیسم و سوررئالیسم پرداخته است، اما این به معنای شیفتگی نیست؛ بلکه تأثیر این سبک در ادبیات کافکا و بکت و نیز در موسیقی شونبرگ مسلماً یکی از دلایل توجه آدرنو به این سبک است که اساساً در دهه اول قرن بیستم و عمدتاً از نقاشان آلمانی آغاز می شود و بعداً وارد شعر، ادبیات، تئاتر و سینما می گردد. کارهای هنری اکسپرسیونیستی به نزد آدرنو هنری را نقش می زنند که با عصر مدرن مناسب ترند.
از معروف ترین چهره های این سبک می توان به «ونسان ویل م ونگوگ» نقاش معروف سبک اکسپرسیونیستی که هلندی الاصل بود، اشاره کرد. وی عاشق گل آفتابگردان بود و مجموعه گل های آفتابگردان او از معروفترین نقاشی هایش است که در کل از یازده اثر تشکیل شده است. او که از بیماری روانی رنج می برد، جوانی خود را به عنوان دلال هنری، معلم و واعظ هنری گذراند. او کار هنری خود را به عنوان یک هنرمند از سال 1880 و در سن 27 سالگی شروع کرد. در پاریس با امپرسیونیسم و نئوامپرسیونیسم، آشنا شد و این آشنایی پیشرفت هنری او را سرعت بخشید. در 10 سال آخر عمرش حدود 900 نقاشی و1100 طراحی بر جای گذاشت.
از دیگر هنرمندان این سبک، جیمز انسور می باشد که در سال 1860 در بلژیک به دنیا آمد و در سال 1949 در همان جا درگذشت. ادوارد مونک یا (مونش) نروژی که پرده معروفش «جیغ» به تنهایی مفهوم کامل شیوه اکسپرسیونیسم را نمایان می سازد، از دیگر هنرمندان این سبک است. امیل نولده که یکی از بزرگترین نقاشان آبرنگ این سبک است، در سال 1867درشلزویگ، ناحیه ای در شمال غربی آلمان متولد شد و در سال 1958 در سیبول درگذشت. وی با تجسم بخشیدن به پندارهای دینی و صور کابوسی ذهن آشفته اش یکی از نقطه های اوج این شیوه را به وجود آورد.
ژرژ روئو در سال 1871 در پاریس متولد شد و در سال 1958 در همان شهر از دنیا رفت. وی در بیشتر آثارش الهامات دینی و تلخ کامی های خود را با شکلهای زمخت و چهره های سرد و عبوس مجسم می سازد. او همچنین در آثارش رنگهای تند و تیره و خطوط سیاه بسیار کلفت به کار می برد.
در شماره آتی ضمن معرفی سایر رشته های هنری متأثر از مکتب اکسپرسیونیسم چون؛ پیکره سازی، سینما، عکاسی و موسیقی، به وجوهی از قالب های هنری در این سبک، عقاید اصلی اکسپرسیونیست ها، چرایی افول آنها و نقد و بررسی محتوایی تئوری های آنها خواهیم پرداخت.