نشست 15 عضو دائم و غیردائم شوراىامنیت سازمان ملل متحد براى بررسى پیش نویس قطعنامه جدید تحریمهاى غیرقانونى علیه برنامه هستهاى صلحآمیز ایران در حالى به تعویق افتاد که این پیش نویس شامل ممنوعیت سفر ومسدود کردن سرمایه شخصیتهاى ایرانى است .در این پیشنویس از محمدالبرادعى خواسته شده است تا ظرف مدت سه ماه گزارش خود در خصوص فعالیتهاى هستهاى ایران را ارائه نماید.به نظر مىرسد علىرغم 2 سال تعلیق داوطلبانه غنىسازى اورانیوم توسط تهران و توافقات گسترده شکل گرفته میان ایران و آژانس کشورهاى 1+5 همچنان مرام سلطهگرایانه و زورمدارانه خود علیه کشورمان را ادامه مىدهند . توافق نسبى ایجاد شده میان کشورهاى 1+5 درخصوص تشدید تحریمها علیه ایران به خودى خود نشان مىدهد که “عقلانیت سیاسى “ و “شفافیت حقوقی” در شوراى امنیت جایگاهى ندارد. گویا کاخ سفید،کاخ برلین، کاخ الیزه، خانه شماره 10 داونینگ استریت و... به مکانهاى نقض حقوق بینالملل عمومى در قبال تهران تبدیل شدهاند. از قرار معلوم روح پلید فاشیسم و نازیسم در کالبد شوراى امنیت حلول تازهاى یافته است . به راستى 5 عضو دائم شوراى امنیت چگونه و براساس کدام مکانیسم مکتوب و پیشبینى شده در علم حقوق توافقات شکل گرفته میان تهران و آژانس رانادیده مى انگارند؟ مسلما آمریکا تروئیکاى اروپایى وحتى پکن و مسکو هیچ گونه توجیهى جهت تصویب قطعنامه سوم علیه ایران ندارند. هرچند آنالیز جریان سلطه و رفتارهاى آن خود مجالى مفصلتر مىطلبد اما آنچه درمقطع حساس کنونى اصالت دارد “رفتار ایران” است .صدور احتمالى قطعنامه سوم علیه تهران جاى “هیچ گونه” مصالحهاى را با مخالفان هستهاى کشورمان باقى نمىگذارد. نباید فراموش کرد که “رفتار ایران” در قبال صدور قطعنامه سوم بسیار موثر و تعیین کننده خواهد بود. محکوم ساختن کلى رفتار غیر قابل توجیه شوراى امنیت نمىتواند منعکس کننده قدرت واقعى ایران در بازى نا تمام دیپلماسى بینالمللى باشد از سوى دیگر خبط و خطاى کشورهاى 1+5 قطعا باید با واکنش مناسبى از سوى ایران پاسخ داده شود.در غیر این صورت جسارت و وقاحت کاخ سفید و همپیمانان آن بیشتر خواهد شد. همین امر پروژه “مهار واشنگتن” را با دشوارىهایى روبهرو مىسازد. در این خصوص دستگاه دیپلماسى و سیاست خارجى ایران باید دو گام موثر وعاقلانه بردارد . نخستین گام باید در سطح تئوریک و راهبردى برداشته شود و مطابق آن نسبت تهران و شوراى امنیت سازمان ملل متحد بازتعریف شود . نقض تعهدات مکرر سازمان ملل متحد نسبت به اعضاى خود جاى هیچ گونه شک و شبههاى را در خصوص ناکارآمدى این سازمان برخاسته از اراده جریان سلطه باقى نمى گذارد. در طول سه دهه سپرى شده از پیروزى انقلاباسلامى ،کارشکنىهاى شوراى امنیت علیه کشورهاى آگاه بخصوص جمهورى اسلامى ایران بر هیچ چشم بینایى پوشیده نمانده است.”خاویر پرز دکوئیار “،” پطروس غالی” ،”کوفى عنان” و “ بان کى مون “ جملگى ریاست سازمانى را برعهده داشتهاند که در آن حقوق ایران بارها پایمال شده استتا زمانى که نسبت شوراى امنیت و ایران نسبت “ غالب” و “مغلوب” باشد استیفاى حقوق حقه ایران امکانپذیر نیست. این نسبت باید تحت تاثیر عوامل متعددى دگرگون شود که بارزترین آنها “بىتوجهى ایران به قطعنامههاى سازمان ملل” است. بر این اساس تهران باید فاکتور “استقلال” را در برابر مولفههاى دیگر تقویت نماید. صرف انرژى دیپلماتیک ایران در مسیر “ایجاد رضایت اعضاى شوراى امنیت “ مخصوصا آمریکا ،انگلستان وفرانسه با معیارهاى عقلانى و سیاسى قابل انطباق نیست. از این پس تهران با ید توان سیاسى ،اقتصادى و دیپلماتیک خود را “صرفا” در جهت تامین منافع ملى از جمله منافع هستهاى خود متمرکز نماید و درکنار آن بدون صرف توانى مضاعف گفتگوهاى خود با کشورهاى 1+5 را در سطحى عادى و معقولانه ادامه دهد.در بعدعملى ، ایران باید فعالیتهاى هستهاى خود را همچنان ادامه داده و تردید خود را نسبت به نقش فنى آژانس بینالمللى انرژى اتمى ابراز نماید. به راستى چگونه سازمانى مانند آژانس نمىتواند از حقوق کشورهاى عضو خود دربرابر جریان سلطه صیانت نماید؟ از سوى دیگر قواى مقننه و مجریه کشور نیز باید واکنش قاطعانه وتاثیرگذارى نسبت به اقدام احتمالى شوراى امنیت نشان دهند. غرب سعى دارداز دسترسى تهران به اقتصادى پویا وکارآمد ممانعت به عمل آورده و مانع از دستیابى ایران به اهداف سند چشم انداز 20 ساله شود. این درحالیست که همدلى و وحدت و اقدامات موثروهمگام دولت و ملت ایران ، کاخ سفید وهمراهان آن را براى همیشه در اهدافشان ناکام خواهد گذاشت ..