صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

صدای انقلاب

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۴ آذر ۱۳۸۹ - ۱۰:۲۷  ، 
شناسه خبر : ۱۹۲۵۵۷
شهاب زمانى مقدمه: در شماره گذشته با مفهوم شناسی، سیر تحولی و برخی از هنرمندان مشهور مکتب اکسپرسیونیسم آشنا شدیم. این روند را با مطالعه قالب های ادبی و هنری این مکتب، عقاید پیروان اکسپرسیونیسم و چرایی افول آن پی می گیریم.

اکسپرسیونیسم و قالب‌های ادبی و هنری
اکسپرسیونیست ها در وهله اول افکار و عقاید خود را در قالب نقاشی به تصویر می کشند. نقاش سبک اکسپرسیونیسم با الهام و تأثیری که از طبیعت می گیرد، انگیزه و احساسی درونی در او برانگیخته می شود که آن را به طور غیر مستقیم در اثر خود منتقل می کند؛ بر خلاف امپرسیونیست ها که به طور مستقیم از طبیعت الهام می گیرند.
یکی دیگر از تجلیگاه های اکسپرسیونیست ها، در شعر است. اشعار اکسپرسیونیستها «بیان واقعیت» و «تصویرسازی» است و هدف آنان از ایجاد این تصویر در ذهن خواننده این است که می خواهند از واقعیت برای خواننده دنیای رویایی بسازند. آنان در این زمینه از ترجمه اشعار رمبو و بودلر فرانسوی نیز بسیار بهره برده اند.
بعد از نقاشی و شعر، اکسپرسیونیست ها قالب تئاتر را برای ارائه کارها و تفکرات خود ترجیح می دهند. در واقع تئاتر اکسپرسیونیستی پایانی برای تئاتر روانشناختی و طبیعت گرا یا ناتورالیستی است. نمایشنامه نویسان این سبک به مسائل روز جامعه مانند جنگ، خشونت، انقلاب و مشکلات نسل جدید می پردازند. آنان می خواهند تماشاگر را با دیدی که از دنیا و جامعه خود دارند آشنا کنند. اغلب این نمایشنامه نویسان تحت تأثیر کارهای «آگوست استریندبرگ» هستند. این نویسنده سوئدی اولین نمایشنامه های سبک اکسپرسیونیستی را ارائه داده است.
رمان، موسیقی، پیکره سازی، سینما، عکاسی، معماری، هنرهای تزئینی و تبلیغاتی از دیگر قالب هایی است که هنرمند اکسپرسیونیسم از طریق آنها، مخاطبان را با تفکر، عقاید و احساسات خود آشنا می کند. از جمله پیکره تراشی اکسپرسیونیستی به کارگیری حفره و برآمدگی، راست خطی و خمیدگی، اعوجاج بخشی و برهم زنی تناسبات طبیعی به شیوه اکسپرسیونیسم را بر ما عرضه می دارد. در خصوص زادگاه سینمای اکسپرسیونیستی، می توان به کشور آلمان اشاره کرد که این هنر در آن جا آغاز شد و به اوج رسید و پس از مدتی سینمای وحشت به عنوان شاخه مورد پسند اکثریت جامعه از همین سینمای فرهیخته و روشنفکر منشعب شد، سینمایی که بازتاب وحشت مردم از جنگ،گرسنگی و ورشکستگی بعد از جنگ جهانی اول بود. البته با ورود سینمای اکسپرسیونیستی به سینمای هالیوود، این سینما آرام آرام وجهه روشنفکرانه خود را تاحدی از دست داد و به سلیقه عامه مردم روی آورد و کم کم ژانر سینمای وحشت با ساخت فیلم هایی چون فرانکشتاین، دراکولا و...شکل گرفت.
در هنر عکاسی نیز از سبک اکسپرسیونیستی در مواردی چون ایجاد سایه های پر کنتراست، نورپردازی ترسناک، استفاده از گریم عروسکی و... استفاده می شود.
موضوع و مضمون آثار اکسپرسیونیستی
مرگ و پایان زندگی، بی هدفی و پوچی دنیا، بروز احساسات درونی، بیان عقاید مذهبی و اخلاقی از جمله مضامین مورد استفاده در آثار اکسپرسیونیستی به ویژه در شعر این سبک است. تغییر وضعیت، بازگشت، شورش و انقلاب از اصطلاح های رایج در آثار نویسندگان و شعرای این مکتب است که طرح این موضوع ها اغلب با شدت بیان، صحنه پردازی های خیالی و بازگوکردن واقعیت های ذهنی نویسنده همراه با کمی افراط بیان می شود.
از دیگر ویژگی های این حرکت هنری که در کارهای موسیقی هم به وضوح می توان آن را حس کرد، تمایل هنرمند به کاوش در درون خود به جای محیط بیرونی است. اغلب این هنرمندان آلمانی و اتریشی بودند که به نوعی علیه هنرمندان امپرسیونیسم فرانسوی که فقط مضمون های دلنشین و زیبا را می آفریدند، دست به طغیان زدند. آنها زیبایی و آراستگی ظاهری را به باد انتقاد می گرفتند.
به عنوان مثال موسیقی دانان اکسپرسیونیسم مانند نقاشان و نویسندگان این سبک هنری برای بیان نازیبایی ها روشهای خاص خود را دنبال کردند. تأکید آنها بر عناصر غیر موسیقی بود، لذا استفاده از اصوات، فاصله های دیسونانس، تأکیدهای غیر موزون روی ضربها که قدرت پیش بینی را از شنونده می گیرد، تعویض سریع تونالیته و مشخص نبودن تونالیته اصلی موسیقی و بسیاری روشهای دیگر همه باعث این می شوند که موسیقی به وجود آمده دقیقاً حال و هوای تابلوهای کشیده شده توسط نقاشان یا مطالب نوشته شده توسط نویسنده های این سبک هنری را برای مخاطب القا کنند. این ویژگی های نازیبا در موسیقی آن قدر پیش می رود که آیوز، موسیقی دان این سبک، در سمفونی چهارم خود با دو ارکستر به صورت همزمان دو قطعه در دو تونالیته مختلف اجرا می کند.
عقاید اکسپرسیونیست‌ها
1. نفی جامعه سرمایه داری و مدرنیته؛ اکسپرسیونیستها می خواهند جامعه سرمایه داری و زندگی های پرتجمل، منظم و حساب شده بورژوازی را از بین ببرند و کلاً با زندگی مدرنیته، از خودبیگانگی و اختلاف طبقاتی در جامعه مخالف هستند.
2. نفی قالب های سنتی؛ این مکتب، سنت، نظم، قوانین و قراردادهای موجود در قالب های هنری گذشته را نفی می کند. در واقع اکسپرسیونیست ها به دنبال از بین بردن ارزش های پیشین و به وجود آوردن ارزش های جدید هستند و در این امر گاهی نیز زیاده روی و افراط می کنند.
3. تغییر وضعیت موجود؛ اکسپرسیونیست ها نگاهی نو به زندگی دارند که با نوعی عصیان و طغیان همراه است. آنان خود را از یک طرف تحت فشار زندگی در حال پیشرفت و مدرن شهری می بینند و از طرف دیگر تحت فشار نوعی احساس خطر پیش از وقوع حادثه هستند و همین احساس خطر و اضطراب درونی، آنان را به فکر تغییر وضعیت موجود می اندازد.
4. هنر انتزاعی؛ اکسپرسیونیسم دوران هنر آبستره است. پیروان این مکتب، تقلید و پیروی از طبیعت را در ادبیات و هنر اکسپرسیونیست جایز نمی دانند. چون به عقیده آنان تقلید مستقیم از طبیعت به دلیل اینکه مانع خلاقیت هنرمند می شود، دیگر جایی در هنر مدرن ندارد. بلکه هنر در دنیای جدید بیشتر با انتزاع (Abstration) خلق می شود و به این وسیله هنرمند، فریادهای درونی، اسرار، دلتنگی ها، رنج ها، فشارهای ناشی از این دنیای مدرن را در هنر خود بیان می کند.
افول اکسپرسیونیسم
اکسپرسیونیسم نیز همانند هر مکتب فکری و هنری غربی به دلیل بی بهرگی از مبانی و اصول محکم انسان شناختی، معرفت شناختی و هستی شناسی الهی به زودی با سیر تاریخی و پشت سر گذاشتن مراحلی چون ظهور، اوج و افول، به انتها رسید و جای خود را برای ارضای روح ناآرام بشر غربی رهیده از مذهب و معنویت، به نظریه پردازی جدید و مکتب تراشی تازه داد. از این رو، به قول آدرنو، اکسپرسیونیسم جاودانه نیست و دو حرف دا - دا به نزد او نشانه مرگ اکسپرسیونیسم است و این افول صرفاً به دلیل فقدان همنوایی آن با امر اجتماعی نبود، بلکه ناشی از دست رد زدن به تمام چیزها و مبتلا شدن به فقر و تهیدستی یک سوژه محض و بی امتداد است.

نام:
ایمیل:
نظر: