صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۲ آذر ۱۳۸۹ - ۰۹:۳۸  ، 
شناسه خبر : ۱۹۴۶۵۳

سعید مهدوى
درست بعد از انتخابات دوم خرداد بود که به برکت! آزادی و توسعه سیاسی دولت اصلاحات، چنان فضای مطبوعات کشور جولانگاه اندیشه های انحرافی قرار گرفت که حتی مهم ترین مقدسات ملت که آموزه های اسلام و مکتب اهل بیت(ع) باشد در امان نماند و قلم به دستان سکولار و جریان شارلاتانیزم مطبوعاتی بسیاری از مسلمات دین از حجاب و عفاف گرفته تا مسئله تقلید و مرجعیت را زیر سوال بردند.
اوج این افسارگسیختگی فرهنگی را می توان در سخنرانی آقاجری عضو سازمان نامشروع مجاهدین انقلاب در همدان مشاهده نمود که وی با صراحت ضمن توهین به روحانیت و مراجع عظام تقلید، مسئله ضروری تقلید عوام از مراجع را به سخره گرفت.
این جریان با چنین سابقه سیاهی که تنها به نمونه ای از آن اشاره گردید، امروز در صف حامیان مرجعیت! در آمده و به بهانه انتشار مقاله ای در یک سایت اصولگرا، خود را حامی مرجعیت معرفی می کند. درج یک یادداشت اعتراضی به مواضع آیت الله وحید در قبال حوادث پس از انتخابات سال گذشته و فتنه روز عاشورا، هر چند باید مورد بررسی و نقد قرار گیرد، اما ورود سایت های فتنه گری چون آینده، جرس و روزآنلاین به این میدان و تلاش برای حمایت ظاهری از مرجعیت و متهم کردن جریان اصولگرا به اختلاف با مراجع، فریب دیگری است که باید آن را در قالب سناریوی جنگ روانی فتنه گران ارزیابی نمود.
همه می دانند که نگرانی فتنه گران، نمایش چهره حضرت عباس(ع) در سریال مختارنامه نیست، چرا که اینها پیش از این بارها به مقدسات توهین کرده و حتی قیام امام حسین(ع) را نیز زیر سوال برده اند، بلکه مسئله آن است که قصد دارند تا با ایجاد اختلاف و درگیری، جریان انقلابی و اصولگرا را جریانی منقطع از روحانیت و مراجع عظام تقلید نشان دهند، تفکیکی که می تواند هم به تضعیف جریان اصولگرا و همه مراجع عظام تقلید بینجامد.
مروری بر عملکرد سران فتنه در حوادث سال پیش به خوبی، نسبت این جریان با مراجع عظام تقلید را آشکار می سازد. به عنوان نمونه این جریان در سال گذشته بیشترین هجمه را به ساحت مرجع عالیقدر شیعه حضرت آیت الله العظمی نوری همدانی از خود نشان داد، که اوج آن هتک حرمت معظم له توسط شیخ ساده لوح کروبی بود. وی در نامه ای توهین آمیز به مورخه (26/7/88) خطاب به آیت الله نوری همدانی می نویسد: «با تأسف باید عرض کنم آنچه که از مواضع حضرت عالی در سال های اخیر و به ویژه قضایای بعد از انتخابات ریاست جمهوری دهم مشاهده شد، بعضاً برخلاف سیره سلف صالح از مراجع معظم دینی می باشد و این خطر را پیش می آورد که با شبهه آفرینی نسبت به ساحت مقدس مرجعیت شیعه منجر گشته و مفهوم کمک و تعاون به ارباب قدرت از حضرتعالی در برخی اذهان برداشت شود، چیزی که قطعاً جناب عالی از آن مبرا هستید ولی چنین تلقی و برداشتی توسط مردم موجب دلسردی و سست اعتقادی مردمان می گردد.»
و سر آخر، هتاکانه می نویسد: «بدون اطلاع، اظهار نظر نکنید تا باورهای آسیب دیده مردم که علمای اسلام را امین دین و ناموس و پناهگاه و امانتدار امانات خود می دانند، بازسازی شود.»
با مروری بر عناصر پشت پرده جریان فتنه می توان چنین گفت که اردوگاه فتنه گران به مثابه خیمه گاه سپاه کفر در جنگ احزاب می ماند که تمامی گروه های ضدانقلاب در آن جمع گشته اند و دیگر جایگاهی برای جریان های مذهبی باقی نمانده که در صف حامیان فتنه قرار گیرند! با صراحت باید گفت که جریان فتنه به روحانیت نگاهی ابزاری داشته و برای کسب آبرو و مشروعیت از برخی از آنها یاد می کند و گرنه حتی قرار دادن نام منتظری، صانعی، بیات زنجانی و علی محمد دستغیب در ردیف گنجی، مهاجرانی، مخملباف، سازگارا و کدیور و سروش نیز ترکیب نامأنوسی است که با حقیقت امر فاصله بسیار دارد!
شاهدی بر این ادعا، انتشار یکباره سیاهه محسن کدیور است که غفلتاً وارد بازی شده و با ارسال نامه ای به آیت الله العظمی وحید خراسانی (ضمن حمله به ایشان) چنین تعیین تکلیف می کند: «آیا ایفای نقش حضرت عباس توسط یک هنرپیشه و پخش عمومی آن، مصداق اهم مسائلی است که کیان مذهب را تهدید می کند؟»
وی در ادامه این نامه که در سایت جرس(18/9/89) انتشار یافته با ادبیاتی توهین آمیز خطاب به ایشان می نویسد: «در طول این سالیان، به ویژه در ربع قرن اخیر، بالاخص در این دو سال آیا هیچ غلط و مسئله ای مهم تر از مسئله یاد شده به حضرت آیت الله گزارش نشده که ارزش اعتراض علنی و اعلام خطر و نصیحت و تهدید آشکار مسئولان امر و دعوت جوانان غیرتمند به اعتراض محشرگونه داشته باشد؟»
وی هتاکانه ادامه می دهد: «تمرکز مراجع تقلید تنها بر حفظ حوزه علمیه قم و «ظواهر شرعی» بدون توجه به ضرورت «اقامه قسط» و رعایت حقوق مردم می تواند «باقیمانده ایمان جوانان را نیز بر باد دهد!»
این نامه به خوبی پارادوکس مذکور در اردوگاه پرآشوب فتنه گران را علنی می سازد و نشان می دهد که مرجعیت هیچ جایگاه و اعتباری برای این جریان ندارد.
سر آخر باید گفت آنهایی که با مشی و مرام و آرا و نظرات فقهی آیت الله وحید خراسانی آشنا هستند به خوبی می دانند که هیچ نسبتی میان جریان فتنه و این مرجع عالی قدر شیعه نمی تواند وجود داشته باشد. آیت الله وحید از مراجع سنتی حوزه های علمیه است که فتنه گران تاب شنیدن بسیاری از مواضع فقهی ایشان را ندارند، چه رسد به اینکه فتاوای ایشان را ملاک عمل شرعی خود قرار دهند. در سال های اخیر، مشی ایشان همواره عدم ورود مستقیم به مسایل سیاسی بوده و ایشان اولویت خود را تقویت ارکان فقهی - اعتقادی شیعه قرار داده اند. فتنه گران بسیار تلاش کردند تا در این ایام سخن و عبارتی را از ایشان علیه نظام اسلامی مصادره کنند، اما به لطف خداوند متعال، تمامی تلاش های آنها ناکام ماند و معظم له با تأکید بر مشی و رویه خود از موضع گیری در مسائل اخیر پرهیز نمودند و به همین خاطر است که فتنه گران مأیوس شده به مسائلی از قبیل حاشیه سازی برای سایت الف دلخوش کرده اند که ضرورت دارد نیروهای اصولگرا و حزب اللهی با تدبیر خود این تلاش فتنه گران را نیز ناکام بگذارند.

نام:
ایمیل:
نظر: