از دوایری که د ر اواخر دوران سلطنت ناصرالدین شاه تشکیل شد «دایره خفیه نگاری» بود که وظیفه اولیه آن کشف جرایم و جلوگیری از اعمال تروریستی و بمب گذاری بود. هدف این بود که از سوء قصد احتمالی به جان شاه و سایر رجال و دولتمردان درجه اول کشور جلوگیری به عمل آید و از طریق دایره خفیه نگاری توطئه کنندگان قبل از انجام هرگونه اقدام سوء از سوی افراد این دایره شناسایی و دستگیر شوند.1 تشکیلات دایره خفیه نگاری تا سالها بعد هنوز به فعالیت خود ادامه می داد و اسناد و مدارک موجود از فعالیت آن در دوره سلطنت مظفرالدین شاه و محمدعلی شاه و پس از آن حکایت دارد. حیطه عمل و وظایف خفیه نویسان که تشکیلات آن تحت کنترل نظمیه قرار گرفت به تدریج گسترش بیشتری یافت و در بیشتر محافل و مجالس سیاسی، مذهبی و گرو ههای مختلف اجتماعی، اقتصادی و . .. افرادی از آن اداره به صورت پیدا یا پنهان حضور داشتند و گزارشهای مخفیانه پرشماری از حوزه فعالیت خود تهیه می کردند و به مرکز می فرستادند. در واقع، بسیاری از مأموران اداره خفیه نویسی به عنوان نوکر، فراش، آشپز و . . . در بخشهای مختلف انجام وظیفه می کردند و هویت آنان از منظر افراد کشور ناشناخته بود. از جمله:در اسناد خانوادگی خاندان اعلم الدوله ثقفی گزارشهای بیشماری از متن راپورتهای محرمانه خفیه نگاران دولتی موجود است که نشانگر توجه پادشاهان قاجار و صدراعظمهای آنان به آنچه که در آغاز نهضت مشروطه و مجامع ـ به خصوص در مساجد و تکایا و مجالس وعظ و خطابه ـ خفیه نگاری حکایت می کند.تعدادی از گزارشها دارای امضا و تعدادی بدون امضاست و اسامی خفیه نگاران معمولاً بدون ذکر نام خانوادگی (که در آن زمان مصطلح نبود) در آخر گزارش می آمد؛ اسمهایی از قبیل عباسقلی، نایب علی، اسماعیل، عبدالعلی، عبدالوهاب، حاجی ملا محمد. در پایان بعضی گزارشها هم القاب متداول آن روزگار آمده است مانند محتسب الملک، انتظام العلماء، هژبرالسلطنه، آسیدحسن مداح، کلانتر.اماکنی نیز که از آنها گزارش تهیه شده است عبارت اند از مسجد آقاشیخ عبدالحسین، مسجد آقا سید هاشم (دروازه قزوین)، مسجد شاه (سلطانی)، مسجد مرحوم آقاموسی د ر بازار تهران، محله سنگلج، مسجد چال حصار، مسجد مرحوم آقا سید عزیز الله، مدرسه خان مروی، امامزاده یحیی، انجمن اتحادیه طلاب و مدرسه صدر.همچنین منازلی که در آنها مراسم روضه خوانی برگزار می شده ـ نظیر آقا سیدمحمد پسر مرحوم آقا سید علی اکبر، منزل آقا میرزا کوچک پسر آقا سید عزیزالله، منزل صدیق الدوله و منزل آقا سید محمد طباطبائی مجتهد ـ مورد نظر خفیه نگاران بوده است.از فحوای گزارشها چنین برمی آید که بسیاری از خفیه نگاران در زمره خدمتگزاران و یا، به اصطلاح آن دوران، آدمهای در خانه (نوکرها)، قاپوچیها، نایبها، فراشها، آشپزها و آبدارهای منازل بزرگان و علما بوده اند که به طور محرمانه برای نظمیه یا دستگاه سری صدراعظم خفیه نگاری می کردند و به مذاکرات محرمانه، رفت و آمدها و اسرار خصوصی اربابان خود دسترسی داشتند.خفیه نگاران، علاوه بر منازل و مساجد و اماکن، در معابد و کوچه ها و بازارچه ها نیز تردد می کردند و با هرجمعی سر می کردند تا از آنچه که در اجتماع می گذشت آگاه شوند.2با آغاز تحرکات مشروطه خواهی گزارشهای خفیه نویسان افزایش چشمگیری یافت. آنها در میان افراد و جمعیتهای مخالف از اقشار مختلف حضور می یافتند و دیده ها و شنیده های خود را طی گزارشهای مکتوبی در اختیار مسئولان امر قرار می دادند. از جمله راپرت (گزارش) نویسی اسماعیل نام در گزارش مخفیانه روز دوشنبه بیست و چهارم رمضان 1324 خود درباره مشاهداتش در مسجدشاه چنین نوشته است:امروز در مسجدشاه جمعی از طلبه و سادات جمع شده بودند. داشتند مشورت می کردند که بروند در مسجد آقاموسی به تحریک بعضی از آقایان، آقاسیدجمال واعظ را بکشند از منبر پایین و مفتضح بکنندش، به جهت آنکه دیگر بالای منبر از آقایان بد نگوید.چاکر در کنار اینها ایستاده بودم گوش به صحبت اینها می دادم. بعد اینها خیال حرکت را داشتند، که یک سیدی رسید به این اشخاص، ملتفت شد که اینها چه خیال دارند، بعد به دلیل و برهان این اشخاص را از این خیال برگردانید. چاکر اسماعیل.خفیه نویس دیگری، با امضای عبدالوهاب، صورت مذاکرات منزل آقاسیدمحمد پسر مرحوم آقاسیدعلی اکبر را در روز سه شنبه هفتم ذیحجه 1324 این چنین گزارش می دهد:در منزل آقاسیدمحمد پسر مرحوم آقاسیدعلی اکبر جماعتی آنجا بود صحبت شد از اینکه نصرالسلطنه را شاه می خواست بکشد. یکصد هزارتومان خون خودش را خرید. شاه هم پولها را گرفت چند روزی دیگر لابد ترتیبی خواهد چید و پولها می گیرد از اینها و قرض شاه را هم خودش می دهد. ابداً زیر این بار نمی رود که این پول ملت، جمع شوند هر نفری یک تومان، دوتومان بدهد. آقا سیدمحمد گفتند در چند روز قبل از خانه امیربهادر چهارعراده توپ بیرون آوردند. امیربهادر خیالها داشت. آقا شیخ علی اکبر گفتند خداوند ان شاءالله که روز به روز بر عمر و عزت و اقبال این وجود مقدس ملوکانه اش بیفزاید. عجب سلطانی است خداوند به ما عنایت فرموده، باید قدر این سلطان را بدانیم که نعمت کاملی است برای رعیت. ان شاءالله مخربین و منافقین دولت ذلیل می شوند. آقا سیدمحمد گفتند که آقاسیدجمال تمام این مردم را، که عوام هستند، از راه بیرون برده؛ ایران را هرج و مرج کرده، مردم را از راه به در برده. آقاسیدمحمد گفتند به گمان خودشان می رسد که به این ترتیب دولت منهدم می شود و از میان می رود. دیگر نمی دانند که منتهای عمل این تا بعد از ماه صفر می باشد و سلطنت شریک بردار نمی باشد. اطلاعاً عرض شد. عبدالوهاب.در گزارش دیگری به تاریخ بیست و هفتم ماه ذیحجه 1324 آمده است:از بعدازظهر تا دو ساعت به غروب مانده در مجلس اتفاقی که قابل اهمیت باشد نبود. بعد از خوردن ناهار در تالار شمالی عمارت بهارستان جمعیت پر بود و در تالار جنوبی هم قدری جمعیت بود. در اطاق وکلا هم متفرقه را راه نمی دادند.در تالار شمالی که پر از جمعیت بود، سیدابوالسادات رقعه ای از سیدجمال قرائت کرد بدین مضمون که میرزا عبدالله فرستاده جناب عالی را ملاقات کردم. اینکه مرا احضار به مجلس فرموده بودید اطاعت کردم. از عوض پا با سر خواهم آمد ولی حالا چند نفر میهمان عزیز دارم اگر لازم است اطلاع بدهید عصر حاضر شوم. عجالتاً شما هم باید دست از آن کلمه مقدسه برندارید.پانوشت ها:1-خسرو معتضد، پیشین صص36-382- همان، صص 40-41