صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

صدای انقلاب

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۲ دی ۱۳۸۹ - ۰۹:۵۸  ، 
شناسه خبر : ۱۹۷۲۸۵

مهدى سعیدى
چند روز پیش در آستانه سالروز حماسه بزرگ 9 دی، سیدمحمد خاتمی در دیدار با جمعی از نمایندگان فراکسیون اقلیت مجلس، از شروط! جریان فتنه برای بازگشت مجدد به رقابت سیاسی در چارچوب قوانین نظام اسلامی سخن گفت و طلبکارانه از ملت و مسئولان خواست تا با اجرای شروط مذکور حسن نیت خود را برای شرکت این جریان در انتخابات مجلس شورای اسلامی اعلام نماید!
این شروط را می توان آخرین تلاش سران فتنه برای خروج از احتضار و احیای مجدد حیات سیاسی آنان دانست. این پیشنهاد برای بازگشت به فعالیت سیاسی در چارچوب نظام اسلامی به خوبی نشان می دهد که سناریوهای مختلف اقدام علیه نظام اسلامی توسط این جریان به شکست انجامیده و این جریان برای اینکه به زباله دان تاریخ نپیوندند چاره ای جز بازگشت به درون نظام ندارند. هرچند که با تاکتیک فرار به جلو سعی دارند که خود را طلبکار نظام اسلامی نشان دهند و از پاسخگویی در برابر ملت بگریزند. اما به واقع این اظهارات تلویحاً اعترافی به این حقیقت است که این جریان در این مدت از چارچوب نظام اسلامی خارج شده و همانند جریان ضدانقلاب و اپوزیسیون رفتار کرده است. در این بین توجه به چند نکته، ضروری است:
1- پیش شرط گذاشتن جریان فتنه برای بازگشت به نظام اسلامی ناشی از خوی متوهمانه این جریان است که متأسفانه بر سران این جریان سایه انداخته است. این متوهمان گمان دارند آنقدر قدرت دارند که برای نظام و ملت شرط بگذارند، غافل از اینکه این جریان مدت هاست که مطرود ملت گردیده و دیگر اعتباری در میان ملت ندارد و به همین خاطر است که اعتبار خود را در بیرون مرزها دنبال می کند. به واقع اگر بنا به بازگشت این جریان از آغوش بیگانگان و ضدانقلاب به دامان ملت باشد، این ملت و نظام اسلامی خواهد بود که برای این جریان پیش شرط مشخص خواهد نمود.
2- مسئله دیگر بررسی شروط پیشنهادی خاتمی است. شرط اول وی اشاره به آزادی مجرمینی دارد که در جنایت و خیانت های صورت گرفته پس از انتخابات 22 خرداد با سران فتنه شریکند. این درخواست خاتمی به درخواست رئیس دزدانی شباهت دارد که برای آزادی همدستان خود به مذاکره و داد و ستد آمده است! در پاسخ به این درخواست خاتمی باید گفت که آقای خاتمی! اگر قرار بر اجرای قانون و عمل به عدالت باشد جنابعالی و دو رفیق دیگرتان نیز امروز باید در کنار دیگر همدستان تان در حبس بوده و به جزای اعمال خلاف قانون تان می رسیدید.
به واقع مجرمانی چون شما نمی توانند متقاضی آزادی مجرمان دیگری باشند و نمی توانند مانع اجرای قانون که مطالبه تمامی ملت ایران است گردند.
پیش شرط دیگر خاتمی محوریت یافتن قانون اساسی و عمل به آن توسط مسئولان نظام اسلامی است! این ادعا توسط جریانی مطرح می شود که فتنه گری را با عبور از اصول صریح قانون اساسی آغاز کرده است. به راستی چه کسانی با نفی جایگاه شورای نگهبان به عنوان مرجع عالی رسیدگی به شکایات در انتخابات کشور، تلاش کرد تا ادعای دروغین تقلب در انتخابات را با اردوکشی های خیابانی و جنگ روانی رسانه های بیگانه را به کرسی بنشاند؟! کدام جریان با عدم تسلیم در برابر نظر فصل الخطاب جامعه اسلامی، به آشوب ها و ناامن سازی ها ادامه داد و قانون اساسی را به بازی گرفت؟!
پیش شرط سوم برگزاری انتخاباتی آزاد است. این جریان گویا فراموش کرده که در همین انتخابات 22 خرداد سران فتنه به عنوان نامزد انتخاباتی تأیید صلاحیت شده و توانستند از همه امکانات برای تبلیغات انتخاباتی خود بهره برداری کنند. معلوم نیست در این میان گناه نظام اسلامی چیست که اکثریت ملت به این جریان اعتماد نکرده و فرد دیگری را به عنوان رئیس جمهور منتخب خود برگزیده اند. به راستی اگر انتخابات در این کشور آزاد نبود، چطور این جریان بیش از دو دهه قوه مجریه و دولت را در اختیار داشته و چند دوره نیز در مجلس شورای اسلامی اکثریت بوده است!
البته اگر منظور از برگزاری انتخابات آزاد، زیرپا گذاشتن قانون و تأیید صلاحیت مجرمان سیاسی و کسانی است که اعتقادی به نظام اسلامی ندارند، باید گفت که چنین شرایطی که به معنای استحاله جمهوری اسلامی است هیچ گاه محقق نخواهد شد.
3- آنچه نظام مردم سالاری دینی را از نظام های دموکراتیک غربی که مدعی مردم سالاری هستند ممتاز می سازد، حاکمیت صلاحیت ها و به قدرت رسیدن صاحبان صلاحیت است. به عبارتی دیگر در نظام اسلامی تنها کسانی می توانند در رأس قدرت و مسئولیت قرار گیرند که از صلاحیت لازم برای تصدی مسئولیت برخوردار باشند. این اصل اساسی و ماهوی نظام اسلامی در قانون اساسی کشور نهادینه شده است.
حال سوال اساسی آن است که سران فتنه و همراهان و همگامان آنها مطابق با کدام کارنامه سفید و درخشان صلاحیت لازم برای پذیرش مسئولیت در نظام اسلامی را دارند؟! چه کسی می تواند تضمین دهد که این افراد به چارچوب های قانونی پایبند خواهند بود و بار دیگر علیه نظام اسلامی اقدام نخواهند کرد؟! چه کسی تضمین می دهد که بازی در سناریوی کودتای مخملین طرح ریزی شده دشمنان نظام اسلامی این بار در انتخابات مجلس نهم تکرار نگردد؟
4- یکی از برکات فتنه سال 88 آشکار شدن ماهیت افرادی بود که سال ها خود را در پس القاب شایسته ای پنهان ساخته بودند. در دل این فتنه مشخص گردید که این چهره های پررنگ و لعاب، به واقع اعتقادی به بسیاری از اصول مسلم انقلاب اسلامی و آرمان ها و اندیشه های حضرت امام(ره) ندارند. امروز این بی اعتقادی به مهم ترین سوال ملت از فعالان جریان فتنه تبدیل شده است. به واقع امروز مسئله اول جریان فتنه، تأیید صلاحیت عقیدتی آن است. امروز این مدعیان خط امام دیروز باید ثابت نمایند که آیا اعتقادی به آموزه های حضرت امام(ره) و آرمان های انقلاب اسلامی دارند یا خیر؟!
5- سر آخر آنکه همین اظهارات به خوبی نشان می دهد که سران فتنه تا چه اندازه از واقعیات جامعه اسلامی به دورند. در واقع برخلاف پندار این متوهمان، مسئله ملت در مواجهه با سران فتنه، حضور یا عدم حضور آنها در انتخابات مجلس نهم نیست! بلکه امروز مسئله اصلی ملت، موضوع محاکمه و رسیدگی به پرونده خیانت آنان توسط قوه قضائیه است. موضوعی که به مطالبه عمومی ملت ایران مبدل گردیده است.

نام:
ایمیل:
نظر: