صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۹ دی ۱۳۸۹ - ۱۰:۳۵  ، 
شناسه خبر : ۱۹۸۶۵۰
مجید زادبود اشاره: در نگاهی اجمالی به انبوه اطلاعات درز شده از سوی سایت «ویکی لیکس»، این سوال در ذهن مطرح می شود که در میان اسناد منتشر شده، علت مخفی ماندن بسیاری از اسناد مرتبط با جنایات و اطلاعات محرمانه رژیم صهیونیستی در چیست؟! البته عدم اشاره به جنایات رژیم صهیونیستی در افشاگری های ویکی لیکس باعث تعجب افکار عمومی شده است، اما عجیب تر از آن استفاده این رژیم از گزارش های ویکی لیکس برای معرفی خود به عنوان قربانی دوگانگی در نگاه به نقض حقوق استفاده می کند! به هر حال، انتشار انبوه اسناد محرمانه از سوی سایت «ویکی لیکس» که اتهاماتی را متوجه آمریکا، انگلیس، ایران، عراق و در جدیدترین آن، سایر دولت های عرب حوزه خلیج فارس ساخته، یک علامت سوال بزرگ را در افکار عمومی جهان بوجود آورده است، سوالی که شاید خود، کلید درک ارتباط این سایت با مراکز پنهان تصمیم سازی و لابی حامی قدرت صهیونیسم در جهان باشد. این سوال نمی تواند چیزی جز این باشد که چرا ویکی لیکس تاکنون اسنادی درباره جنایت های رژیم صهیونیستی منتشر نکرده است؟ لذا در این نوشتار تلاش شده تا با آوردن دلایل منطقی و بررسی مواضع مقامات صهیونیستی از طرفی و همچنین تبیین محتوای اطلاعاتی اسناد ویکی لیکس با اهداف و مواضع سران صهیونیستی از طرفی دیگر، پاسخی به این سوال داده و نقش پشت پرده صهیونیسم را در افشای اسناد ساختگی و جهت دار سایت ویکی لیکس افشا و برملا سازد.

اسناد ویکی لیکس با محتوای صهیونیستی
در میان اطلاعات اسناد منتشر شده ویکی لیکس، چهار نهاد وزارت خارجه ایالات متحده و نمایندگی های این وزارتخانه در سه کشور عراق، فلسطین و چین نیمی از این اسناد را به خود اختصاص داده است؛ کشورهایی که عمق استراتژیک ایالات متحده در خاورمیانه و خاور دور به حساب می آیند و کشورهایی مانند افغانستان و عراق که در چند ساله اخیر پرترافیک ترین جغرافیای سیاسی هدف در سیاست خارجی ایالات متحده محسوب شده اند و از سوی دیگر هر یک به دلایل موقعیت های خاص در منطقه تأثیرپذیری و تأثیرگذاری ویژه ای بر مرکز ثقل سیاست های راهبردی کاخ سفید، یعنی ایران دارند.
هر چند که ویکی لیکس برای جلب افکار عمومی جهان و اعتمادسازی رسانه ای اقدام به انتشار هزاران صفحه اسناد به اصطلاح طبقه بندی شده ارتش آمریکا که به ادعای آنان با جان سربازان آمریکایی در ارتباط است، نمود. اطلاعاتی که چیز جدیدی را به مخاطب نمی داد بلکه جنایات فاش شده ارتش آمریکا در افغانستان و عراق را برجسته می کرد. البته این تاکتیک ویکی لیکس به تاکتیک «تبخیر» در عملیات روانی شبیه است، به طوری که با انتشار چند خبر راست که در راستای جلب افکار عمومی صورت می گیرد، برای پذیرش عمومی اطلاعات و اسناد پوشش دار و برچسب دار آینده سایت ویکی لیکس زمینه سازی می شود. اما چیزی که در این بخش مهم است، اینکه ویکی لیکس پس از اعتمادسازی و جلب نظر افکار عمومی و حتی محافل سیاسی و رسانه ای جهان، اقدام به انتشار اطلاعات و اسنادی نمود که جای تأمل و تردید دارد.
ویکی لیکس پس از سفر دکتر احمدی نژاد به لبنان که پیامد آن، معادلات منطقه ای آمریکا و رژیم صهیونیستی در خاورمیانه را به کلی به هم زد، شروع به انتشار هدفمند اطلاعات علیه ایران و برنامه صلح آمیز هسته ای جمهوری اسلامی ایران کرد. به طوری که اسناد و اطلاعات منتشر شده ویکی لیکس در خصوص ایران در صدر خبرپراکنی های هدفمند ویکی لیکس قرار گرفت.
در این راستا، اسناد ویکی لیکس حول محور برنامه هسته ای ایران و سپاه پاسداران منتشر شد.
در محور اول، ویکی لیکس با درز اطلاعات و اخبار پراکنده و بی اساس در راستای برنامه هسته ای ایران در پی آن بود تا فضای روانی و رسانه های جهان را در برخورد هر چه سریع تر با برنامه صلح آمیز هسته ای ایران قرار داده و مدیریت کند.
در محور دوم، ویکی لیکس با انتشار اسنادی در پی تخریب سپاه پاسداران در میان افکار عمومی جهان بود. به عنوان مثال اسناد ویکی لیکس، مدعی ارتباط سپاه پاسداران با نیروهای عراقی بوده و همچنین در موارد مشخصی سپاه پاسداران را متهم به آموزش شبه نظامیان شیعی عراق، ارسال سلاح، راکت و بمب های دست ساز کنار جاده ای می کند.
اما با مروری تحلیلی بر روی اسناد منتشر شده ویکی لیکس درخصوص ایران، به خوبی می توان به ارتباط ویکی لیکس با جریانات صهیونیستی پی برد. برای اثبات این ادعا کافی است به موانع مقامات صهیونیستی و همچنین هجمه روانی رسانه ها و روزنامه های صهیونیستی علیه ایران رجوع کرد. به عنوان مثال اسناد و اطلاعات ویکی لیکس درخصوص سپاه پاسداران انقلاب اسلامی عیناً همان ادبیات و ادعاهایی است که سران صهیونیستی همواره در قالب راهبرد «سپاه هراسی» (که از اوایل سال 89 از سوی سران صهیونیستی دنبال شد و منجر به صدور قطعنامه ضد ایرانی 1929 از سوی شورای امنیت سازمان ملل شد) مطرح می کنند. یا اینکه اسناد و اطلاعات ویکی لیکس درخصوص برنامه صلح آمیز هسته ای ایران که بیشتر در راستای بزرگنمایی نظامی بودن برنامه هسته ای ایران منتشر می شود همان حرف ها و مواضع مقامات صهیونیستی درخصوص برنامه صلح آمیز هسته ای ایران است؛ که البته این امر در اظهارات اخیر «موشه یلعون» که گفته بود: «قبل از دستیابی تهران به بمب هسته ای باید به ایران حمله کرد» به خوبی روشن و مشهود است.
همسانی مواضع مقامات صهیونیستی با ویکی لیکس
آنچه که تحلیل ها و گمانه زنی ها را به این اعتقاد می رساند که خبر پراکنی های ویکی لیکس توسط صهیونیست ها مدیریت شد، مواضع مقامات صهیونیستی درخصوص عملکرد ویکی لیکس می باشد.
با فضاسازی ویکی لیکس خصوصاً در رابطه با ایران، صهیونیست ها با زیرکی خاصی تلاش کردند تا برخی از اسناد برچسب دار سایت ویکی لیکس را برجسته نمایند تا محافل سیاسی و افکار عمومی جهان بر روی آنها متمرکز شوند. به عنوان مثال یکی از مقامات ارشد رژیم صهیونیستی در مصاحبه ای با خبرگزاری فرانسه در این خصوص اظهار داشت: «اوضاع کاملاً بر وفق مراد است. اسناد افشاگرانه ویکی لیکس تأیید می کند که منطقه خاورمیانه از احتمال دستیابی ایران به تسلیحات اتمی در وحشت به سر می برد... کشورهای عربی تلاش دارند تا آمریکا را متقاعد کنند دست به حمله نظامی علیه ایران بزنند.»
در کنار فضاسازی موازی صهیونیست ها با خبرپراکنی های سایت ویکی لیکس، سران صهیونیستی با اتخاذ مواضعی هدفمند سعی کردند تا از طرفی مهر تأیید به اسناد ویکی لیکس بزنند و از طرفی دیگر برای انحراف محافل سیاسی و افکار عمومی، انتشار این اسناد را بی اعتبار تلقی کنند. در همین راستا، «بنیامین نتانیاهو»، رئیس کاخ شیشه ای رژیم صهیونیستی درخصوص عملکرد ویکی لیکس این چنین اظهارنظر می کند: «این اسناد دو واقعیت را مشخص کرد، نخست آنکه ایران خطر فوری علیه منطقه است و دیگر این که علت آن که پیشرفتی در روند مذاکرات سازش ملاحظه نمی شود، خود فلسطینی ها هستند.» نتانیاهو در جایی دیگر برخلاف این موضع گیری خود، صراحتاً اعلام می کند: «یک مطلب محرمانه واقعی در این اسناد کشف نشده است.»
از سوی دیگر، «شیمون پرز» جنایتکار کهنه کار رژیم جعلی صهیونیستی، نیز اظهار می دارد که چیزی در این اسناد وجود ندارد که بر رابطه این رژیم با مهم ترین متحدش یعنی آمریکا تأثیر بگذارد.
مقامات صهیونیستی پا را از این فراتر گذاشتند و در مواضعی سوال برانگیز، خبرپراکنی های ویکی لیکس را برای رژیم صهیونیستی بی ضرر اعلام می کنند که این امر خود دلیلی متقن بر صهیونیستی بودن خبرپراکنی های ویکی لیکس می باشد. در این راستا «نتانیاهو» خطاب به جمعی از سردبیران مطبوعات صهیونیستی در تل آویو اظهار می دارد: «اسرائیل از انتشار اسناد ویکی لیکس به هیچ وجه ضرر نکرده است. در همین جهت، «یووال اشتانیتز» ، وزیر دارایی رژیم جعلی صهیونیستی نیز می گوید: «ما از این درز اخبار سربلند خارج شدیم.»
البته در کنار این مواضع سران صهیونیستی که مهر تأییدی بر ارتباط ویکی لیکس با جریانات صهیونیستی دارد، باید مصاحبه «جولیان آسانژ»، مدیر سایت ویکی لیکس با تلویزیون رسمی رژیم جعلی صهیونیستی را هم اضافه کرد. وی برای اولین بار پس از انتشار یک سری از این اسناد در کنار صهیونیست ها ظاهر می شود که این امر برای افکار عمومی جهان این سوال را تداعی کرد که چرا مدیر ویکی لیکس نه تنها در قبال رژیم صهیونیستی و جنایت های آن سکوت اختیار کرده بلکه در تلویزیون این رژیم حاضر شده و به اظهارنظر درخصوص اطلاعات و اسناد سایت ویکی لیکس می پردازد.
دلایل مفهومی صهیونیستی بودن پروژه ویکی لیکس
با نگاهی تحلیلی و موشکافانه به اسناد منتشر شده از سوی سایت خبر پراکنی ویکی لیکس، ارتباط این شبکه خبرپراکنی با لابی ها و مراکز اطلاعاتی صهیونیستی به خوبی قابل فهم و درک است. به همین منظور، در ذیل به برخی استدلالات منطقی در این خصوص اشاره می شود:
- سایت خبرپراکنی ویکی لیکس در درج اخبار و اسناد خود به کرار به درز اطلاعات مربوط به آمریکا، ایران، چین و برخی کشورهای حاشیه خلیج فارس اقدام می کند، اما به هیچ وجه به رژیم صهیونیستی و جنایت های آن اشاره نمی شود. این در حالی است که چندی پیش، «عانات کام» منشی و اپراتور فرمانده جبهه شمالی ارتش رژیم صهیونیستی بیش از دو هزار سند سری نظامی را از دفتر فرماندهی جبهه شمالی ارتش به سرقت می برد. این اسناد می تواند سوژه خوبی برای ویکی لیکس که مدعی افشای اسناد و اطلاعات محرمانه است، باشد. در حالی که ویکی لیکس نه تنها به این اسناد سری نظامی سرقت شده توسط «عامات کام» اشاره نمی کند، بلکه مدیر این سایت با اعلام افشای جنایات رژیم صهیونیستی در فلسطین اشغالی در آینده آن هم فقط در سطح خبر، تلاش می کند تا تمرکز افکار عمومی را بر روی این گونه اسناد نظامی به سرقت رفته شده در رژیم صهیونیستی منحرف سازد.
- با مروری بر نحوه انتشار اخبار اطلاعات سایت ویکی لیکس در منطقه از سوی برخی رسانه های پوششی و همسو با جریانات صهیونیستی نظیر الجزیره، این تردید به وجود می آید که چرا خبرپراکنی های ویکی لیکس در منطقه فقط از سوی الجزیره آن هم با اهداف و برجسته سازی خاص صورت می گیرد. الجزایره ای که در جنگ روانی غرب در جریان حمله به عراق و بزرگ نمایی تروریست خود خوانده امپریالیسم(القاعده) در منطقه نقش بسزایی داشت. مقامات صهیونیستی با سوءاستفاده از جایگاه خبری الجزیره در میان افکار عمومی منطقه، تلاش کردند تا اسناد و اطلاعات ویکی لیکس را از طریق این شبکه خبری در خاورمیانه منتشر و برجسته سازی کنند که این امر بیش از پیش ارتباط سایت خبرپراکنی ویکی لیکس با جریانات صهیونیستی را به خوبی روشن می سازد.
نتیجه‌گیری
سران صهیونیستی بعد از اجرای سناریوهای مختلف علیه پرونده هسته ای ایران و محور قرار دادن برنامه صلح آمیز هسته ای جمهوری اسلامی ایران به عنوان کانون خطر منطقه که همگی آنها با مواضع منطقی و دیپلماسی عقلانی ایران یکی پس از دیگری به شکست انجامید، در یک برنامه ریزی هدفمند تلاش کردند تا با جنگ روانی در منطقه آن هم از طریق یک سایت خبری و غیر رسمی به نام ویکی لیکس، بازی جدیدی آن هم از نوع اطلاعاتی و روانی علیه ایران و برنامه صلح آمیز هسته ای آن آغاز نمایند و از طرفی فضای روانی منطقه را برای ماجراجویی های خود هموار سازند. به همین منظور به برخی از اهداف پشت پرده سران صهیونیستی در پروژه اطلاعاتی ویکی لیکس به طور اجمال اشاره می شود:
- فراهم آوردن فضای شدید روانی برای برخورد هرچه سریع تر غرب با برنامه صلح آمیز هسته ای ایران
- به بن بست کشاندن روند مذاکرات ایران با گروه 1+5
- بزرگنمایی نظامی بودن برنامه صلح آمیز هسته ای ایران
- تداوم بی اعتمادی و تنش میان کشورهای منطقه خصوصاً در روابط ایران با دول عربی.

نام:
ایمیل:
نظر: