صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۱ دی ۱۳۸۹ - ۱۱:۲۹  ، 
شناسه خبر : ۱۹۹۰۱۹

بصیرت: موسوی در روز شنبه دهم اسفند 1387 در دیدار با برخی دانش آموختگان و دانشجویان، ضمن تکرار انتقادهای پیشین خود به دولت نهم به مسائل دیگری نیز می پردازد.
در هیچ جای جهان لااقل در بین کشورهای در حال توسعه، کشوری چون ما مستقل نمی توان یافت و این مسئله ای است که مقام معظم رهبری هم بارها بر آن تأکید کرده اند و از آن حمایت نمودند. این استقلال، آثار و برکاتی در جنبه های مختلف دارد. شاید در برخی مواقع از این استقلال استفاده نکرده ایم. استفاده خوب از استقلال می تواند بسیاری از مسائل را حل کند. اگر ما به دنبال توسعه و رویکردهای جدید بودیم، با تکیه بر تجربیات بومی می توانستیم این کارها را انجام دهیم، نه اینکه بگوییم نباید از تجربیات کشورهای دیگر استفاده کنیم بلکه ما باید یک روی باز و گشوده در برابر تجربیات بشری داشته باشیم و در عین حال باید بدانیم که هر ملتی در فضای خاصی تنفس می کند و اعتقاداتی دارد که به تجربیات جهانی رنگ و بوی ملی می زند.
موسوی در ادامه این جلسه به بحث های مطرح شده پیرامون رابطه خود با مقام معظم رهبری اشاره کرد و با بیان اینکه ایشان محور وحدت ملت ماست، اظهار کرد:
ایشان فردی است که پاسدار ارزشهای اصیل انقلاب ماست و وظایف سنگینی که برای پیشبرد نظام بر عهده ایشان است نمایانگر همین مسئله است. کسی که به نظام علاقه داشته باشد و بخواهد برای این کشور و نظام در درون آن کار کند نمی تواند خود را در این مسائل فریب دهد. رهبر انقلاب در هر شرایطی از دولت ها حمایت کرده اند و این مسئله بسیار مهمی است. ولی اینکه تصور کنیم هر کاری که دولت ها و دستگاه های مختلف می کنند کاری است که ایشان تأیید می کنند دید درستی نیست، هر دولتی که با رأی مردم می آید برای اینکه بتواند کار خود را انجام دهد نیاز دارد مورد حمایت واقع شود، این مسئله دیگری است. امام خمینی(ره) نیز از دولت دوران جنگ دفاع می کردند. طبیعی است که رهبری از قوه مجریه، قوه مقننه، قوه قضائیه و دستگاه های مختلف نظام جدا نیست، زیرا خوب کار کردن دستگاه های مختلف کشور جزو اهداف اصلی رهبر معظم انقلاب هم هست.133
موسوی در این ایام برای آن که خود را فراجناحی معرفی کند و در پی ائتلاف حداکثری از میان اصولگرایان و اصلاح طلبان برآید در گفت وگویی که با روزنامه اعتماد در آستانه نوروز 88 انجام می دهد درباره مفاهیم اصولگرایی و اصلاح طلبی چنین می گوید:
بنده شخصاً اعتقاد دارم اصلاح طلبی یعنی برگشت به اصول و حفظ حریم های اسلامی و انسانی و پرداختن به عدالت و آزادی و استقلال و توسعه در کنار نگاهی نو و امروزی به جهان و مسائل کشور جزو این اصول است. دفاع و حمایت بی دریغ از قشرهای مستضعف یکی دیگر از این اصول است. بنده اعتقاد دارم مردم عادی به معنای واقعی هم اصول گرا هستند و هم اصلاح طلب. به طور مثال مردم نمی پسندند که هیچ سیاستمداری در تکنولوژی هسته ای کوتاه بیاید و کافی است در این زمینه در سطح ملی نظرسنجی شود تا صحت ادعای فوق ثابت شود و به طور مسلم این حس مردم و خشنودی آنها از فرستادن ماهواره به فضا که در حقیقت در سایه استقلال نظام امکان پذیر شده است را می توان اصول گرایی دانست. در عین حال مردم خوششان نمی آید که حکومت در امور شخصی آنها دخالت کند و یا آزادی های قانونی را محدود کند و یا پشت سر هم روزنامه ها را با مختصر لغزشی ببندد. ممکن است ما چنین حس و گرایشی را اصلاح طلبی بنامیم. خیلی راحت می توان حدس زد که بر عکس گروه های سیاسی، مردم می توانند هر دوگرایش را با هم داشته باشند و اصولاً در میان مردم عادی اصول گرایی و اصلاح طلبی از هم جدایی ندارند. بنده هم در اصول گرایی و اصلاح طلبی مانند مردم می اندیشم.134
موسوی که در اسفند 1387 هنوز کاندیدای جبهه دوم خرداد نشده بود و هنوز در این جبهه بسیاری خاتمی را بر او ترجیح می دادند با آزادی بیشتری از دغدغه های شخصی خود سخن گفت. او گفتمان خود را داشت و هنوز بیانگر ارزش ها و باورهای شخصی و حلقه محدود اطرافیان خود بود. او در این مقطع زمانی گاهی به طور تلویحی و احتیاط آمیز نقدهایی نیز به اصلاح طلبان می کرد. اما به هیچ وجه قابل مقایسه با طعنه ها و کنایه هایی که به دولت نهم می زد، نبود. در ادامه این جلسات و تبیین گفتمانی، موسوی در روز سه شنبه 13 اسفند در نشست شصت و ششمین سالگرد تأسیس انجمن اسلامی دانشگاه تهران شرکت کرد و به سخنرانی پرداخت.
انجمن های اسلامی دارای دوچهره اند؛ نگاهی به سنت ها و دین و ایمان دارند؛ چهره ای که نزدیکی بسیار زیاد با نهادهای دینی و سنتی ما دارد و چهره ای دیگر که نگاهی به جهان علم، جهان سیاست و تحولات گوناگون آنها دارد. جمع کردن این دو نگاه و این دو جهت خود، یک معجزه است؛ در حقیقت همان همنشینی سنت و تجدد محسوب می شود و بر این مبنا خود ساختاری پیدا می کند و در جایی جمعی منظم را وامی دارد تا بیندیشند و راه حلی برای این همنشینی پیدا کنند. در جامعه و فضای سیاسی که گفتگوها، شعارها و جریان های مختلف وجود دارد گاهی ممکن است با جریاناتی مواجه شویم که مقابل هم قرار می گیرند. وقتی در این مسئله دقت کرده و آن را واکاوی می کنیم دلیل آن را در قبول یک سازمان می بینیم که می تواند این تضادها و مخالفت ها را به وحدت تبدیل کند. امروزه در جامعه ما دو جریان اصلاح طلبی و اصول گرایی وجود دارد که در توضیح اصولگرایی یک زمان این جریان به گونه ای تعبیر می شود که ارتباط وسیعی با اصلاح طلبی داشته باشد و موقعی هم اصلاح طلبی و اصول گرایی عنوان کلیشه ای قلمداد می شوند که هیچ سازشی با هم ندارند. اینجا هم اصول گرایی معنای عمیق خود را از دست می دهد و هم اصلاح طلبی نمی تواند برای تحولات و دگرگونی های درست، مفید واقع شود و تنها به دستمایه ای برای مبارزات خالی از ارزش که ممکن است پشتوانه مردم را در خود نداشته باشد، تبدیل می شود. جامعه ما بر عکس این کلیشه سازی در ارتباط با اصلاح طلبی و اصول گرایی چهره ژانوسی پیدا می کند؛ به این معنی که در عمق قضاوت و داوری خود، جامعه، هم اصلاح طلب و هم اصول گراست. آن چه برای نیاز واقعی ملت ما و چاره ای برای از بین رفتن این تفرقه ها به نظر می آید، این است که توجه کنیم مردم چگونه می توانند اصلاح طلبی و اصول گرایی را با هم جمع کنند. به طور مثال در جامعه ما مسئله عدالت و آزادی از هم جدایی ندارد و البته در قدیم هم نداشت. در جامعه ای که می توانیم آزادی و عدالت را با هم جمع کنیم، مردم می توانند راه شهیدان را ادامه دهند و مدافع معنویات باشند. اما در عین حال این اعتقاد و این شیفتگی در میان مردم باعث نمی شود که آنها موافق دخالت دستگاه ها و نیروهای گوناگون در امور شخصیه خود باشند، یعنی دفاع از ارزش های اساسی و دفاع از خون شهیدان و راه آنها تناقضی برای احترام به زندگی و امور شخصی آنها ندارد. در اینجا جامعه هم اصلاح طلب هست و هم اصول گرا. جامعه دوست ندارد به ارزش های او توهین شود، مردم دوست دارند به عقاید دینی آنها احترام گذاشته شود اما در عین حال مردم راضی نیستند که هیچ کتاب یا روزنامه ای به بهانه های اندک و غیرمعقول توقیف یا بسته شود. میانگین طیف ها و گروه های فکری مختلف جامعه ما به روحانیت احترام می گذارند و می خواهند کنار او باشند، از روحانیت توان بگیرند، حمایت کنند و البته روحانیت هم به آنان کمک کند. حال در این فضای اعتماد جامعه که موجب خیر و برکت کثیری برای انقلاب و تداوم اندیشه های آن و نیز رشد انگیزه می شود، آنها دوست ندارند روحانیت دولتی شود. همچنین مردم نمی خواهند آن ارزش هایی که باعث بقای شخصیت، دین و ایمان و همه هستی آنهاست، همچون کالایی که قیمت پولی دارد، قابل خرید و فروش باشد و به دنبال آن نهادهای برآمده از مردم، چنین وضعیتی پیدا کنند. به عبارت دیگر، گرچه جامعه موافق کسب و کار خصوصی است، اما موافق ترویج یک فضای ارزشی سوداگرانه که همه چیز در آن قابل خرید و فروش باشد، نیست. در جامعه ای که تجارت با خداست و بیع با خداست، در آن جامعه سوداگری و حاکمیت پول به حداقل خودش تقلیل پیدا می کند. البته در آن جامعه نیز تولید ثروت، رشد و توسعه هست اما اگر ضرورتی داشته باشد مردم حاضرند از همه چیز خودشان در راه خدا بگذرند و به کشور، به مردم و به انقلاب کمک کنند تا کشور از بحران ها رد شود. در چنان جامعه ای می شود بدون آن که به مردم صدقه بدهید و پول کف دست آنها بگذارید انتظار داشته باشیم که بحران و مشکلات را برای مردم شرح دهیم و مردم را به طاقت و سخت کوشی فراوان، کار کردن با حفظ عزت انسانی خودشان دعوت کنیم و آنها پاسخ دهند. ما اگر اشتباهی هم کرده ایم و هزینه ای را بر کشور تحمیل کردیم، اگر با حفظ حرمت و عزت مردم به سمت و سوی آنها رجوع کنیم، آنها کمک خواهند کرد؛ مردمی که در طول هشت سال جنگ فرزند خود را به جبهه ها می فرستادند، مال و اموال خود را و زینت آلات خانواده هایشان را به جبهه می بخشیدند. مادران در پشت صحنه ها به نوعی، از دفاع مقدس حمایت می کردند و پدران و فرزندان و دختران، هر یک به نوعی در پشت جبهه دخالت می کردند. در شرایطی که ارزش ها زنده شود و روی آنها ایستادگی شود، دلیلی ندارد که مردم در شرایط سختی کمک خودشان را دریغ کنند. ما نمی توانیم راجع به عزت مردم قهرمان غزه و مقاومت پرافتخار حزب الله لبنان صحبت کنیم و عزت مردم خودمان را نادیده بگیریم. مردم بین خود تناقضی میان حمایت از مردم غزه و حفظ کرامت انسانی خود نمی بینند. آنها اعتقاد دارند که می توان این دوگانگی رفتار را نداشت.135
البته باید توجه داشت که موسوی مانند بسیاری از افراد دیگری که خام اندیشانه تلاش کرده اند از دو جبهه سیاسی، یک جبهه ایجاد کنند تنها به کلی گویی ها بسنده می کند و وارد جزئیات نمی شود. روشن است که در این کلی گویی ها و ساده سازی هایی که در بیانات موسوی به دست آمد، جایی برای تعارض و اختلاف نباید باشد، اما فراتر از این بسیط نگری ها، جزئیات امور بود که مرز میان اصول گرایی و اصلاح طلبی را تعیین می کرد. واقعیت هایی که در رفتار پس از انتخابات او نیز نمایان شد.
موسوی در جمعه 16 اسفند 87 در پیامی به مجمع ادوار نمایندگان مجلس می نویسد: «کشور در شرایط خوبی به سر نمی برد. شاید از نظر کسانی که دستی در کار نداشته اند تشخیص آن که این اظهار نگرانی تا چه حد ناشی از واقع بینی و یا بدبینی است و کلاً داشتن دیدی روشن نسبت به بحران هایی که باید انتظارشان را کشید کار مشکلی باشد... به صورتی که به راستی نمی توان از کسی انتظار معجزه داشت...، ما همچون گذشته و بیش از گذشته برای گذر از مراحل پیش رویمان به وحدت نیاز داریم. کلیشه هایی که در میان ما برای تقسیم بندی نیروهای سیاسی رایج شده است احتمالاً عملکرد و منافعی را دربر دارد، با این حال من مطمئن نیستم که این منافع با مصالح کل جامعه کاملاً تطابق داشته باشد. جامعه ما در متن خود به اصول گرا و اصلاح طلب تقسیم نمی شود و اصرار نیروهای سیاسی به سرایت دادن تفرقه خویش به جامعه کمکی به حفظ وحدت و پایداری مردم در شرایط سخت را نمی کند.»136
موسوی چند روز بعد در جمع جوانان موسوم به دانش آموختگان دانشگاه آزاد گفت: «من به دنبال یک گفتمان ویژه هستم و این هم منبعث از فضای اول انقلاب اسلامی است. امروز بیش از گذشته باید نگران وحدت جامعه باشیم و باید کاری کنیم که صرف نظر از مبارزات سیاسی، صفوف مردم را شقه شقه نکنیم. هر گفتمانی دافعه و جاذبه ای دارد و بنده به گفتمان انقلاب معتقدم و با بازخوانی آن با توجه به شرایط زمانی و مکانی آن را مطرح می کنم و طبیعی است که در سطح جامعه توجهی به شیوه طرح این موضوع وجود داشته باشد.« وی با بیان اینکه قشر وسیعی از مدیران خوب کشور در جناح های مختلف حاضرند با هر دولتی که برای کشور خدمت کند کار کنند، گفت: «متأسفانه ما این حقیقت را ندیده گرفته ایم و با تضعیف نیروی انسانی کارآمد و مدیران با تجربه، کشور را فقیرتر کرده ایم و فقر از نظر نیروی انسانی مهمتر از فقر مالی است. موسوی یکی از دلایل ورود خود به صحنه را احساس خطر از دور زدن های واضح قوانین دانست. او گفت، اهمیت این مسئله از هر مشکل دیگر بیشتر است. اگر قرار است آن چه مجلس تصویب می کند و به صورت قانون درمی آید یا مجمع در چهارچوب اختیارات و وظایف خود، تصویب و ابلاغ
می کند، اجرا نشود و این رویه شود، بعد از مدتی چه چیزی از نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی می ماند.»137
در نهایت نخستین نشانه های تغییر گفتمانی موسوی در بیانیه اعلام حضور رسمی وی در روز 20 اسفند 1387 آشکار می شود. در این بیانیه که وی از انتخابات با عنوان بزرگ ترین «جشنواره جمهوریت» یاد کرده، بازشناسی آموزه های اسلام ناب محمدی(ص) و تکیه بر اندیشه های حضرت امام(ره) مورد تأکید قرار گرفت. موسوی در بیانیه اعلام حضور خود، مستضعفان را آماده ترین قشر برای اصلاح گری و پایبندترین پشتوانه برای اصول گرایی نامید و دستاوردهای مهم انقلاب اسلامی را حاصل جوشش های جوانان اندیشمند و آزاداندیش دانست. در این بیانیه همچنین از آزادی، به عنوان آرمانی که خرازی ها، باقری ها و باکری ها در پای آن جان دادند، یاد شده و آمده بود «ما را چه می شود که به کمترین بهانه خانه آرزوهای همت را خراب می کنیم تا به جایش برج هایی از جاه طلبی خود بسازیم؟» موسوی خواست عمومی برای تجدیدنظر در سیاست ها و گسترش گفتمان انقلاب اسلامی وتکیه بر ارزش های بنیادین را ضامن تحول جامعه دانسته و در بیانیه خود آورده بود: «یک قدم پیشرفت که واقعاً محقق شود بر آرزوهای درازی که جامه عمل نمی پوشند برتری دارد.»138
در بخش های دیگری از این بیانیه آمده است: «لازم است که احترام دولت قانونی جمهوری اسلامی به دقت رعایت شود و انتقادات به صورت روشنگرانه، مستدل، دلسوزانه و نه با قصد فریب ارائه گردد. ستاد اینجانب حق چاپ و تکثیر عکس مرا نخواهد داشت و از علاقه مندانی که ممکن است به صورت خودجوش وارد صحنه تبلیغات شوند نیز انتظار دارم که به این خواسته خدمتگزار خود توجه کنند. از نظر من نوشته ساده یک شهروند علاقه مند به سرنوشت کشور در پشت شیشه مغازه ای دلنشین ترین و مؤثرترین الگوی تبلیغاتی است. می خواهم از کارهایی که شایعه شیوعشان را در فصول انتخابات شنیده ام و امیدوارم هرگز واقع نشده باشند، به اکیدترین وجهی پیشگیری کنم. هرگونه عمل خلاف اخلاق، حضور و نشاط مردم را در صحنه انتخابات خدشه دار می کند. چنانچه نام اینجانب در معرض اسائه قرار بگیرد انتظار از علاقه مندان و حامیان سکوت است.
علاقه مندان مطمئن باشند اگر مواردی رخ دهد که بر حسب موازین اخلاقی و قانونی نیاز به پیگیری داشته باشد، ستاد به وظیفه خود در این زمینه عمل می کند. از همه عزیزان و دوستان تقاضا دارم به هیچ وجه از امکانات و اموال عمومی، چه به صورت مستقیم و یا غیرمستقیم، در امور انتخاباتی استفاده نکنند. حل مسائل بزرگ نه فقط نیاز به همفکری همه اندیشه ها و گفتمان ها، که به وحدت و انسجام تمامی نیروهای توانمند کشور نیز نیازمند است.»139
موسوی پس از اعلام حضور رسمی برای شرکت در انتخابات، نخستین مجلس سخنرانی خود را در حسینه «حجت» نازی آباد برگزار می کند. او در شنبه 24 اسفند 1387 سخنرانی خود را از محله ای آغاز می کند تا شایعه تعلق او به این منطقه و مردم این طبقه اجتماعی را تقویت سازد. در این سخنرانی موسوی ضمن تکرار مطالب دو ماه گذشته خود به مجموعه تلویزیونی یوسف پیامبر(ع) اشاره می کند و نوسان قیمت نفت را با بحران چهارده ساله آن دوران مقایسه می کند. وی برای ایجاد رابطه با مردم پائین شهری با استفاده از این تمثیل می گوید:
حضرت یوسف(ع) زمانی که با بحران چهارده ساله مواجه می شوند به برنامه ریزی در هفت سال فراوانی و هفت سال قحطی می پردازند و بی شک برای گذر از این بحران نیاز به توان بالایی است که حتماً باید برای آن برنامه ریزی صورت گیرد و از همه امکانات استفاده شود. ما باید از این موضوع نتیجه بگیریم که با توجه به سال های فراوانی ارز نفتی که به صورت غیرعادی و باورنکردنی بالا رفت، آیا برای سال های قیمت پایین نفت و قحطی ارز برنامه ریزی کرده ایم؟ آیا در سالهای فراوانی درآمدهای ارزی ما گوش به سخنان کارشناسان داده ایم؟ آیا به سخنان شخصیت های سیاسی خود که فراز و نشیب های سیاست را به ما گوشزد کرده اند، توجه کرده ایم؟ اسلام ناب محمدی از برنامه ریزی استقبال می کند و نمی تواند مخالف سازمان برنامه ریزی کشور باشد. اسلام ناب محمدی به ما توصیه می کند که از همه نیروهای انسانی کشور علیرغم اختلاف سلیقه برای پیشبرد کشور استفاده کنیم. قدر این گوناگونی ها و تفاوت ها را بدانیم و آن را تهدید ندانیم.140
بنابراین، اگر نگاهی به گفتمان موسوی در دو ماه پایانی سال 87 بیاندازیم، درمی یابیم که یکی از ویژگی های این گفتمان محافظه کاری است. در واقع رویکرد محافظه کارانه وی که با سن 68 ساله او نیز انطباق داشت، یکی از دلایل مهم و انگیزه های شخصی وی برای حضور در انتخابات بود. در واقع حضور او اعتراضی بود به جابه جایی نسل گذشته مدیران که دیگر به سن بازنشستگی رسیده بودند با مدیرانی از نسل جدید. گذشته از آن که مدیران جدید تا چه درصدی از توانایی برخوردار بودند، اما سخن این بود که در سال های گذشته و به ویژه در انتخابات 84 نفس این «چرخش نخبگان» و جابه جایی مدیران ضروری به نظر می رسید. در حالی که موسوی بارها به نفس این عمل اعتراض کرده بود و آن را به صلاح انقلاب نمی دید. او از خواست مردم سخن می گفت اما به نتیجه این خواست که در انتخابات 84 رخ داده بود اعتراض داشت. موسوی که در دوران دولت نهم احساس خطر کرده بود و نسبت به از بین رفتن ارزش های جامعه انقلابی و اسلامی و غلتیدن آن به جامعه سوداگرا هشدار می داد، یک روز پس از اعلام کناره گیری محمد خاتمی از کاندیداتوری ریاست جمهوری در نامه ای خطاب به وی می نویسد: «برای سالها به عنوان یک شهروند از این که شخصیت عزیزی چون شما ریاست این جمهوری را بر عهده گرفته است لذت می بردم و به آن افتخار می کردم. زمانی که نسل نوخاسته، تلألو آرمان های خود را در آن چهره ملاقات می کرد و به هیجان می آمد به همراه آنان خود را جوان می دیدم... بسیار تأسف خورده ام که مخالفان چگونه می توانند نقشی را که در بزنگاهی خطیر از انقلاب اسلامی برای اصلاح طلبی بر عهده گرفتید نبینند و یا موافقان با امید افزایش مطالبات از تأکید بر دست آوردهای بزرگی که داشته اید چشم پوشی کنند، تا جایی که فضا برای غفلت از آنها باز شود؛ غفلت نه فقط از کامیابی های دوران سازی که درکشان به مرور زمان و یا نگاه های عمیق نیاز دارد که حتی حقیقت روشنی چون نقش دولت شما در انشای پیشرفت های به دست آمده در زمینه انرژی هسته ای و یا ارتقای موقعیت جهانی نظام و کشور...»141
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
133 . «میرحسین موسوی: از عرصه انتخابات کنار نیستم»؛ شنبه 10 اسفند 1387؛ پایگاه اینترنتی کلمه؛ کد مطلب: 4381.
134 . «در اصلاح طلبی و اصول گرایی مانند مردم می اندیشم»؛ پایگاه اینترنتی کلمه؛ دوشنبه 12 اسفند 1387.
135 . «اگر اشتباه کرده ایم باید به مردم بازگردیم»؛ پایگاه اینترنتی کلمه؛ شنبه 13 اسفند 1387؛ کد مطلب: 4511.
136 . «پیام مهندس موسوی به مجمع ادوار نمایندگان مجلس»؛ پایگاه اینترنتی کلمه؛ جمعه 16 اسفند 1387، کد مطلب 4573.
137 . «میرحسین موسوی: احساس خطر می کنم»؛ پایگاه اینترنتی کلمه؛ دوشنبه 19 اسفند 1388؛ کد مطلب 4705.
138 . «بیانیه اعلام حضور مهندس میرحسین موسوی در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری»؛ پایگاه اینترنتی کلمه؛ سه شنبه 20 اسفند 1387؛ کد مطلب 4817.
139 . پایگاه اینترنتی «کلمه»؛ سه شنبه 20 اسفند 1387؛ کد مطلب 4819.
140 . «آیا از فرصت ها درست استفاده کرده ایم؟»؛ پایگاه اینترنتی کلمه؛ یکشنبه 25 اسفند 1387؛ کد مطلب 5043.
141 . «اینجانب چون شما، راه درست را اصلاحات همراه بازگشت به اصول می دانم»؛ پایگاه اینترنتی کلمه؛ سه شنبه 27 اسفند 1387؛ کد مطلب 5180.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
حمیدرضا اسماعیلی
 

نام:
ایمیل:
نظر: