صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۶ دی ۱۳۸۹ - ۱۰:۰۷  ، 
شناسه خبر : ۲۰۰۱۶۵

فرزان شهیدى
همه پرسی جنوب سودان در نهم ژانویه 2011 ( 19 دی ماه 1389) برگزار شد. جنوب سودان با 10 استان و با بیش از 9 میلیون جمعیت حدود یک چهارم کشور پهناور سودان را تشکیل می دهد و حدود سه چهارم منابع نفتی این کشور را در خود جای داده است.
سودان در میانه غرب و شرق آفریقا قرار گرفته و به عنوان حلقه ارتباط اروپا، منطقه مدیترانه و قلب آفریقا، نقطه تلاقی شاهراه های این قاره قلمداد می شود. سودان علاوه بر آنکه جزء سرزمین های ساحلی دریای سرخ به شمار می رود، بخش وسیعی از رود نیل در آن قرار دارد. این کشور با توجه به مساحت وسیع جغرافیایی با 9 کشور همسایه است.
سودان علیرغم ظرفیت های فوق العاده، حدود نیم قرن درگیر جنگ های خونین با جماعت های شورشی مسلح در جنوب بوده و در جریان این جنگ ها، بخش کلانی از ثروت ها و دارایی های این کشور از بین رفته است. اگر بحران غرب این کشور (منطقه دارفور) را هم به مشکلات این کشور بیفزاییم هزینه هایی که سودان تاکنون پرداخته دو چندان خواهد شد.
با ظهور دولت نجات ملی در سال 1989، دستیابی به صلح با جنوبی ها در صدر اولویت های این دولت قرار گرفت و به همین منظور، چندین و چند کنفرانس و کنگره برگزار شد و چندین دور مذاکره و گفت وگو با جنبش مردمی در بسیاری از شهرهای آفریقایی برگزار گردید.
پس از چندین سال مذاکره میان دو طرف با وساطت کشورهای عضو «ایگاد» آفریقا و با مشارکت شماری از کشورهای غربی، دو طرف در نهم ژانویه 2005 در «نیفاشا» در شهر نایروبی پایتخت کنیا به توافقنامه جامع صلح دست یافتند. این توافقنامه برای جنوب از آن جهت که دستاوردهایی فراتر از خواسته هایشان را محقق می کرد، دستاورد بزرگی محسوب می شد.
مهم ترین مواد توافقنامه «نیفاشا» عبارت بود از: اعطای حق تعیین سرنوشت به جنوبی ها در پایان دوره انتقالی در 2011 از طریق برگزاری رفراندوم، فراهم سازی زمینه برای جنبش مردمی به منظور اداره ایالت های جنوبی طی دوره انتقالی از 2005 تا 2011، مشارکت جنوبی ها در دولت فدرال به میزان 28درصد و در دو ایالت شمالی جنوب کردوان و نیل آبی به میزان 54درصد، ابقای شبه نظامیان مسلح جنبش مردمی در جریان دوره انتقالی و خروج نیروهای مسلح از مرزهای جنوب سودان، فراهم شدن زمینه اعطای 50درصد درآمدهای نفتی از چاه های موجود در جنوب به جنوبی ها، مستثنی کردن جنوب از اجرا کردن قوانین شریعت اسلامی و نیز جنوبی های غیرمسلمان در پایتخت کشور و ترسیم مرزها میان شمال و جنوب.
در این میان، درگذشت جان گارانگ، رهبر جنبش جنوب، شکاف و تناقضاتی در مواضع این جنبش پدید آورده و رهبر جدید آن «سیلوا کر» نتوانسته است رویکردی واحد درون جنبش ایجاد کند. این جنبش در اعتراض به آنچه کندی اجرای توافقنامه از سوی حزب حاکم می دانست، در اکتبر 2007 از دولت فدرال خارج شد.
نخستین انتخابات ریاست جمهوری و پارلمانی در سودان از سال 1986، در آوریل 2010 برگزار شد. در انتخابات ریاست جمهوری 2010، عمر حسن البشیر بار دیگر به ریاست جمهوری رسید.
اغلب مسائلی که پس از برگزاری همه پرسی و در صورت استقلال جنوب میان دو طرف مطرح خواهد شد، مسائل اقتصادی نظیر واحد پول، بدهکاری های بین المللی سودان به نهادها و بانک های بین المللی، تولید و صادرات نفت خواهد بود. به اعتقاد برخی تحلیلگران، نفت بیش از آنکه عاملی برای جدایی میان دو طرف باشد، عنصری وحدت بخش خواهد بود. 80 درصد از نفت سودان در جنوب تولید می شود اما تمام زیرساخت های نفتی به منظور صادرات، پالایش، لوله ها، انتقال و بنادر صادراتی همگی در شمال واقع شده اند. در هم تنیدگی اقتصاد نفتی دو طرف باعث می شود تا طلای سیاه را در سودان عاملی وحدت بخش تلقی کنیم.
به نظر می رسد رهبران جنبش مردمی درباره وحدت یا جدایی از سودان اختلاف نظر دارند. طرفداران جدایی معتقدند که هر قدر دستاورد جنوبی ها از توافقنامه نیفاشا زیاد باشد، باز هم آنان در جامعه ای عربی اسلامی در اقلیت خواهند ماند و تأکید شمالی ها بر اجرای قوانین اسلامی باعث می شود، جنوبی های غیرمسلمان شهروندان درجه دو به شمار روند، چرا که وجوه مشترکی میان شمالی ها و جنوبی ها جز مرزهای جغرافیایی تعریف شده از سوی استعمار انگلیس وجود ندارد.
در این میان طرفداران وحدت بر این عقیده اند که به علت ضعف زیرساخت های جنوب و کم بودن کادرهای تخصصی و حرفه ای، شمال می تواند نقشی مثبت در تقویت زیرساخت های جنوب و تأمین نیروی انسانی لازم ایفا کند؛ افزون بر این، در جنوب قبایل متعدد با زبان ها، آداب و رسوم و ادیان مختلف وجود دارند و همواره میان آنها منازعات و رویارویی هایی درمی گیرد.
از این رو، پیوند آنها با شمال تا میزان زیادی باعث ایجاد وحدت آنها می شود، چرا که جدا شدن از شمال چه بسا که زمینه جدایی طلبی های دیگری را میان مناطق سه گانه جنوب باعث شود؛ کما اینکه جدایی، عاری از خطرات منازعه و جنگ با شمالی ها در مرزها نخواهد بود. صرف نظر از تمامی مسائل مربوط به جدایی یا وحدت سودان پس از همه پرسی جنوب، باید دید کدام طرف های منطقه ای و بین المللی از این امر سود خواهند برد؟
شاید از میان تمامی بازیگرانی که صحنه گردان بخشی از اوضاع جاری در منطقه خاورمیانه و قاره سیاه هستند، رژیم صهیونیستی بیشترین استفاده و بهره را از این امر خواهد برد. این رژیم خطرناک ترین نقش را در سودان ایفا می کند چون می کوشد با ارسال اسلحه و ایجاد رویارویی هایی نژادی و قبیله ای، آتش اختلافات را در این سرزمین دامن زده، هویت عربی اسلامی را از جنوب سودان از میان بردارد و زمینه تکه تکه شدن کشور را فراهم سازد. دیگر کشورها نظیر فرانسه، هلند، انگلستان، نروژ و دانمارک نیز با طرفداری آشکار از جنبش های شورشی مخالف دولت و ارسال اسلحه و مهمات به آنان، شکاف میان شمال و جنوب را بیش از پیش توسعه بخشیده اند.
ایالات متحده آمریکا نیز بیشترین سود را از تجزیه سودان خواهد برد. با جدا شدن جنوب سودان، کنترل این کشور راحت تر از گذشته خواهد شد؛ به ویژه آن که تعامل با دولتی مسیحی و همسو با آمریکا و نفتی بسیار راحت تر از تعامل با کشوری مسلمان و مخالف با سیاست های ایالات متحده در کشورهای عربی و اسلامی و آفریقایی است. این در حالی است که دولت سودان یکی از کشورهای طرفدار گروه های مقاومت در فلسطین و لبنان و یکی از هم پیمانان سوریه و ایران در خاورمیانه است.
با این تفاصیل، وحدت سودان ضروری به نظر می رسد و این کشور با توجه به ظرفیت های بالا و مساحت کلان می تواند تبدیل به یک کشور قدرتمند شود و جدایی جنوب از بخش شمالی سودان به نفع هیچ طرف مناقشه نخواهد بود و دود این جدایی قطعاً به چشم مردم این کشور خواهد رفت چرا که کشور بزرگ و قدرتمند در جهان زورمدار بهتر از کشور کوچک و تکه تکه شده خواهد بود.

نام:
ایمیل:
نظر: